به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: خودم
مغالطه عيني «فقط من كار مي‌كنم»!!!!!
مغالطه عيني «ضرورت گمانه‌زني در رفتار من»!!!
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۴ صبح
پاسخ: شانزده مغالطه است... إن‌شاءالله در اولين فرصت يك به يك به توضيح اين مغالطات خواهم پرداخت. قصد ندارم مانند آن‌چه در متن مذكور آمده اين‌جا قرار دهم. با زباني روان‌تر و مختصر خواهم نوشت، تا منظور از اين عبارات روشن‌تر شود. :)
لازم به زحمت جهت توضيح نيست چون مصاديق يك به يك اين مغالطات در متنهاي اينجا آمده است
فعلا دو تا آن در اين متن واضح شد
بقيه هم بزودي در متنهاي بعد مشخص ميشود، عجله نكن تنها مجتهد روي كره زمين!
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۸:۲۰ عصر
پاسخ: تشكر!
غالطه عيني «استناد خود به استاد»
(ديدي گفتم عجله نكن! اين هم مصداق مغالطه بعدي! امان از اين نفسم كه همش عجله ميكنه)
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۸:۲۶ عصر
پاسخ: متأسفانه واضح سخن نمي‌گوييد. لطفاً كمي صريح‌تر بفرماييد!
مغالطه عيني «استناد خود به استاد»
(ديدي گفتم عجله نكن تنها مجتهد! اين هم مصداق مغالطه بعدي! امان از اين نفسم كه همش عجله ميكنه)
قابل توجه مخاطبين: رجوع كنيد به قسمت "نظرات شما" كمي هم نوستالوژي از خودمان..
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۸:۳۱ عصر
پاسخ: هنوز هم فرمايش شما واضح نيست. لطفاً هر مطلبي در نظرتان است آزادانه بيان فرماييد. بنده سعيم بر اين است كه صريح طرح بحث كنم و توقع دارم كه دوستان نيز نظراتشان را صريح بيان فرمايند. :)
صريح؟!!
آدم با هيچ كس صريح نباشه حتما با خودش صريح و آزادانه حرف ميزنه
(فقط گفتم كه عجله نكن اي مجتهد كره زمين)

چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۸:۴۴ عصر
پاسخ: :)
سيد من هنوز بچه برا ازدواج، ولي خيلي از اين كلمه طلاق ميترسم. از اينكه يه زندگي آروم تبديل شه به جهنم، از اينكه شريك زندگيم بخواد اينطور چيزي باشه (و البته تبديل بشه) كه در متن شما آوردين.
خيلي ميترسم،
خيلي.
چهارشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۵:۴۸ عصر
پاسخ: به خدا توكل كن! شايد زن خوب هم پيدا شود! :)
مقدمه: من تو توسعه وب، فقط از ياد گرفتن خوشم مياد، منظورم اينه كه هنوز نشده كه من چيزايي رو كه ياد گرفتم، تحت يك پروژه به كار ببندم.

من موقعي كه ميخواستم مفهوم اي‌جكس رو بفهمم، از خود خود جاوا اسكريپت استفاده كردم، منظورم اينه كه از كتابخانه‌هاي آماده مثل جكوئري يا موتولز و اينا استفاده نكردم، بعد هميشه برام سوال بود كه اين onchangereadystate خدايي كاربردش چيه، تا اينكه الان كلا فهميدم (: از اين بابت ممنونم.

بعد يه سوال سيد جان، شما كه حوزه رفتي، چطوري تونستي طوري طراحي و توسعه وب رو ياد بگيري كه باهاش سايت بنويسي و اينا؟ آخه تخصص‌تون هم فلسفه‌ست!
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۴ صبح
پاسخ: اتفاقاً خدمت شما عرض كنم كه من هم تا به حال از خود جاوا اسكريپت براي نوشتن Ajax استفاده مي‌كردم. در اين پروژه اخير اما، چون Jquery را رسماً به كار گرفتم، ديدم حيف است از كتابخانه Ajax آن استفاده نكنم. البته چون خود ِ Jquery را مي‌بايست با آژاكس لود مي‌كردم، باز هم در اول كار، نخستين لود را با توابع آژاكسي كه خودم نوشتم انجام دادم و بعد از لود Jquery از آژاكس آن استفاده كردم. اما درباره سؤال آخر؛ قبل از اين‌كه به حوزه بيايم، دبيرستان كه بودم، علاقه شديدي به برنامه‌نويسي پيدا كردم و كلاً دبيرستان و پيش‌دانشگاهي‌ام به مطالعه درباره آن گذشت. سال اول طلبگي به خير گذشت، ولي از سال دوم، يكي از دوستان فهميد و خواهش كرد در پاره‌اي امور كمك نمايم. وقتي پا جلو گذاشتم، ديدم خيلي از كارها هست كه اگر چه برنامه‌نويسي و طراحي سايت است، ولي به نوعي خدمت به اسلام هم به حساب مي‌آيد. اين شد كه در كنار درس ادامه دادم. ولي هيچ‌گاه تمام وقتم را براي رايانه نگذاشتم كه از درس بمانم و اين لطف خدا بود. الآن هم هيچ سايت يا نرم‌افزاري را كار نمي‌كنم، مگر اين‌كه حتماً ربطش به اسلام و حوزه علميه برايم مسجّل شود. راستي برنامه‌نويسي امروز برايم يك تفريح شده است. از درس كه خسته شوم سراغ آن مي‌روم. شنيده بودم از علامه طباطبايي ره پرسيدند اين‌همه درس در اين نجف گرم، چه مي‌كني؟ فرمود: از هر علمي خسته مي‌شوم به سراغ علمي ديگر مي‌روم. معروف است ايشان علم جفر و رمل هم مي‌دانست. خيلي از گذشتگان ما بودند كه چند علم را با هم مي‌آموختند! ياعلي
سيد جان جسارتا يه سوال و يه نكته،
داشتم تو سورس اين قسمت نظرات وبلاگتون ميگشتم، اسكريپت كيبورد فارسي رو ديدم كه شما هم ظاهرا نوشتين، ميخواستم بدونم لايسنسش چيه؟ ميتونم استفاده كنم ازش؟
بعد وقتي روي اين شكلك‌ها كليك مي‌كنيد يا اون تغيير رنگ، خطاي 404 ميده و انگار فايلش نيست.
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۹ صبح
پاسخ: لايسنس را فراموش كن، زيرا اصلاً معتقد به كپي‌رايت و حقوق معنوي نيستم. لذا هر طور خواستي استفاده نما :) اولين بار اين ابزار را هنگام طراحي سايت http://wrc.movashah.ir طراحي كردم. آن روزها هنوز Netscape تبديل به Firefox نشده بود و در ايران مشتري نداشت. كد من هم فقط روي اكسپلورر كار مي‌كرد. در پارسي‌بلاگ بازنويسي كردم كه روي ساير مرورگرها هم كار كند. چند وقت پيش ديدم چند سايت ديگر هم اين كد را برداشته و استفاده كرده‌اند، اگر چه نام بنده را از سورس حذف كردند، ولي خيلي خوشحال شدم كه كار مفيد و قابل استفاده‌اي يافته‌اند كه برگزيده‌اند. ولي خودم ديگر از اين جور كدها استفاده نمي‌كنم. دوران نياز به فارسي‌نويس سپري شده است و نگارش‌هاي جديد ويندوز كلاً نياز به آن‌ها را مرتفع كرده‌اند و بودن اين ابزارها فقط سبب دردسر و سردرگمي كاربر است. اين نظر بنده است! اگر دست من بود از همين پارسي‌بلاگ هم حذفش مي‌كردم. چون وقتي مي‌خواهي انگليسي تايپ كني جداً مايه دردسر مي‌‌شود! اما اون خطاها كه فرموديد، بنده فقط در «توليد» پارسي‌بلاگ مشاركت داشتم و پس از راه‌اندازي آن ديگر در تيم نگهداري نيستم، اگر چه همچنان همكاري و ارتباط و دوستي‌ام با مهندس ِ مدير ادامه دارد. دليل هم اين است كه اساساً از ابتدا فقط بنا بود در راه‌اندازي آن كمك كنم و قرار بر همكاري دائمي نبود. تشكر از اظهار لطف شما برادر عزيزم. موفق و مؤيد باشي و هميشه در پناه حق!
من هيچ وقت نتونستم حتي يك طرف اين روبيك رو هم حل كنم از اونجايي هم كه خيلي بلندپروازم، دوست ندارم كه الگوريتم حلش رو بدونم و بعد حلش كنم، اينه كه فكر كنم هيچ وقت هم نتونم حلش كنم
جمعه ۲۰ آبان ۱۳۹۰ - ۶:۳۷ صبح
پاسخ: ابوريحان در بستر مرگ بود، از دوستش كه به عيادت آمده مسأله‌اي علمي پرسيد، دوست گفت: اين چه گاه پرسش... باقي‌اش را مي‌دانيد. پس چرا انسان از دانستن دست بردارد؟!
سيدجان خب شماره رو خط نميزدي زنگ بزنم ببينم چي ميگه
پنج‌شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۰ - ۶:۲۰ عصر
پاسخ: عجب... پس شما هم...! ؛)
برا مني كه تازه الان دارم روي HTML4 و CSS2 و جاوااسكريپت مسلط ميشم، فكر كنم يه شيش هفت سال طول ميكشه كه بخوام ويژگي‌هاي HTML5 و CSS3 رو ياد بگيرم. مثلا وقتي كه داره HTML6 مياد .

سيد جان راهي براي رفع بي‌حوصلگي و تنبلي و افزايش حافظه سراغ نداري؟
چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۱ عصر
پاسخ: رفع بي‌حوصلگي: نظم (اول تفكر به آينده، دوم ترسيم اهداف زندگي، سوم تعيين گام‌هاي دستيابي به اهداف، چهارم برنامه‌ريزي در گام فعلي، پنجم عمل به برنامه، اين‌ها نظم را ايجاد مي‌كند و اين نظم بي‌حوصلگي را كه ناشي از احساس بي‌هويتي و بي‌هدفي است از بين مي‌برد). رفع تنبلي: تنوّع برنامه (در برنامه‌ريزي مثلاً اگر نيم‌ساعت كار است، ده دقيقه تفريح بگذار، تا كم‌كم تنبلي از بين برود. ابتداي برنامه‌ريزي بايد زمان مطالعه و كار كوتاه و لابه‌لايش استراحت و مثلا خوردن چيزي باشد كه علاقه بدان هست و البته حتماً بايد با خود شرط كرد كه تا اين نيم‌ساعت مطالعه را انجام ندادي حق نداري آن را بخوري و به اين شرط عمل كني). افزايش حافظه: مراقبه و مرور گذشته (هر روز پيش از خواب به تمام افعال و كارهاي آن روز فكر كن، اگر نامه‌اي مي‌نويسي دو سه بار آن را بخوان، اگر كتابي مي‌خواني بارها و بارها به آن فكر كن. مغز بايد فرابگيرد كه چيزها را نگهدارد، براي اين‌كار بايد عادتش بدهي كه تمام عناصر كوچك دور و بر خودش را مرور كند و به خاطر بسپارد. هر موقع بي‌كار شدي چشم‌هايت را ببند و به آن‌چه مي‌داني فكر كن، تا ذهنت عادت كند «به ياد بياورد» كم‌كم به لطف خدا حافظه قوي خواهد شد. تمرين مي‌خواهد) اين‌ها نظر بنده است و لزوماً مستند به جايي نيست. فقط تجربه! ياعلي
سلام سيد جان.
متن چهارتا پست مرتبط رو خوندم. چند تا نكته به ذهنم رسيد كه البته بعضي‌هاش رو قبلا گفته بودم و بعضي‌هاش رو جديد شايد به نظر بياد.
اول اينكه اي كاش برنامه‌نويسان ديني (منظور برنامه‌نويساني است كه افزارهاي ديني توليد مي‌كنند) به متن‌باز و آزادي نرم‌افزار رو مي‌آوردند. چقدر هستند پروژه‌هاي ديني كه ايده‌ي خوبي دارند ولي بعد از مدتي ديگه توسعه پيدا نمي‌كنند. البته شما در اين مورد فرموده بودين كه چون معماري منسجم نداره و ... كه البته اين مشكل منم هست، ولي خب به نظرم شر كردن روي گيت‌هاب و امثالهم ميتونه مفيد باشه، تحت يه مجوز آزاد. البته نشر نشدن نرم‌افزار در مورد ابزارهاي غيرمذهبي هم هست، ولي در نرم‌افزار مذهبي، اگه هدف ترويج دين خدا باشه، به نظرم مشكلي نيست حتي اگه يكي ديگه نرم‌افزار رو تغيير جزئي بده و به اسم خودش منتشر كنه (چنانكه در دنيا هست اينطور چيزهايي، مثلا ردهت لايسنس داره و بايد خريدش، ولي سنت‌او‌اس مياد همون رو فقط كامپايل ميكنه و منتشر ميكنه و مشكلي هم نيست!، فقط به خاطر آزادي!).
دوم اينكه اي كاش منابع خام منتشر ميشدن، مثلا همين نرم‌افزار حديث كه فرمودين، فايل خام احاديث به صورت تكس ساده يا يه پايگاه داده منتشر ميشد، اينطور مثلا كسي مثل من كه براي سرگرمي كار ميكنه و دلش هم ميخواد براي دين خدا كاري كرده باشه، ميتونست باهاشون كار كنه و شايد چيز مفيدي منتشر ميشد.
سوم اينكه من از جامعه مذهبيون ميترسم، وگرنه به شخصه دوست دارم كه برم ببينم اگه چيزي نياز هست بنويسم در حد سوادم، ولي نميدونم خوشبختانه يا متاسفانه بايد رفتار خاص داشت باهاشون، همه چي و همه چي رو به هم ربط ميدن، البته حس ميكنم يه ذره بي‌حوصله‌گي من و البته تكبر من علت ميشن براي تحمل نكردن اون رفتارها. (مثلا مطلق ديدن يك خوبي يا بدي، كه فلان نرم‌افزار بهترين در دنياست و توسيع همين مثال به آنچه عقل مي‌تواند تصور كند). براي رفع اين مشكل من شما پيشنهادي دارين؟

آرزومند شادي شما.
سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۰ صبح
پاسخ: مورد اول، يعني آزاد كردن نرم‌افزارها و رو آوردن به منبع باز، مشكل اصلي عدم آشنايي با فرهنگ اين فناوري است و شيوه‌هاي كنترل سورس و استفاده از امتيازهاي مربوط به آن. مجموعه‌هاي مذهبي هم چون هزينه‌هاي سنگيني براي توليد نرم‌افزارهاي خود مي‌نمايند، برايشان دشوار است بپذيرند كه سورس را در اختيار عموم بگذارند. اما درباره تحمل و اين‌چيزها، نه برادرم، مشكل از شما نيست. شهيد مطهري ره هم اشاره‌اي به اين موضوع دارد، وقتي نواقص حوزه علميه را بيان مي‌كند، طلبه‌ها به دليل اين‌كه علم اصول فقه را زياد مي‌خوانند و ممارست زيادي به آن دارند، نوعي «جدل‌گرايي» بسيار عذاب‌آور دارند. يعني همان كه شما به آن با زباني ساده اشاره فرموديد. معمولاً نگاهشان به جهان هم صفر و يكي است، B&W مي‌انديشند و از ديدن رنگ خاكستري محروم مي‌شوند. اين را البته همه ندارند، ولي معمول طلبه‌ها در امورات زندگي چنين تأثري را از علم اصول و علم منطق يافته‌اند و همين است كه شما را دچار دردسر مي‌نمايد وقتي بخواهيد با آنان كار كنيد! نگران نباشيد، مشكل از شما نيست اخوي! :)
همين نكته كه فرمودين باعث شده اعتماد به نفس خيلي از من گرفته شه، به شدت نسبي‌گرا شدم و احتمال‌انديش.
در مورد هر چيزي نميتونم قاطع حرف بزنم يا نظر بدم، خيلي بودند نظرهاي قاطع و تحليل‌هاي جامعي كه ارائه دادم و بعدا خودم ديدم كه اشتباه و مضحك بودند.

پ.ن: سيد يه سوال دارم! اگه وقت دارين ممنون ميشم كتاب معرفي كنيد يا در صورتي كه وقت دارين جواب بدين. «چرا از عدم به تصادف چيزي نميتونه به وجود بياد؟»
چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۵۷ صبح
پاسخ: اين مشكل رو كه اشاره فرموديد بنده هم داشته و دارم. به نظرم بايد به جاي «اعتماد به نفس» برويم سراغ «اعتماد به خدا». انسان‌ها شايد از اين منظر سه گونه باشند؛ آن‌هايي كه نفس خود را قدرتمند مي‌بينند، اعتماد به نفس كاذبي پيدا مي‌كنند كه شايد دنياي خودشان را آباد نمايند، ولي آخرت را بر باد مي‌دهند معمولاً. گروهي كه نفس خود را مي‌شناسند و به ضعف و ناتواني آن آگاه مي‌شوند، بخشي از آنان با اين ضعف باقي عمر را سپري مي‌سازند و از حركت باز مي‌مانند، و گروهي (گروه سوم) خدا را پيدا مي‌كنند و بر او توكل مي‌نمايند و به قدرت خداوند بر هر مشكلي غلبه مي‌نمايند. اگر هم دنيايشان آباد نشود، آخرت آبادي به دست خواهند آورد و با توجه به كوتاهي دنيا و جاودانگي آخرت، حتي اگر همه چيز را در اين دنيا به دست نياورند، برنده واقعي خواهند بود. اول و آخر تمام موفقيت‌ها در اتكال به قدرت لايزال الهي است. همان قدرتي كه موسي با تمام ضعف خود نسبت به فرعون، به آن توكل كرد و با برادرش در دربار عظيم او حاضر شد و او را عتاب كرد. امروز بشر در برابر اهرام ثلاثه مصر سر تعظيم فرود آورده، چگونه موسي به تنهايي سربلند كرد و خم نشد؟! به خدا خيلي اعتماد داشت اخوي! :) بحث عدم امكان توليد چيزي از عدم تقريباً در تمام كتاب‌هاي فلسفي يافت مي‌شود. اگر ترجمه آقاي شيرواني از بدايةالحكمة يا نهايةالحكمة علامه طباطبايي ره را هم بيابيد، ويژگي‌هاي عدم را فرموده‌اند. از عدم محض هيچ وجودي پديد نمي‌آيد. اما بحث «تصادف» ربطي به عدم ندارد. تصادف يعني علت‌ها به گونه‌اي نظم يابند كه مخلوقي منظم ايجاد شود. تصادف به معناي خلق از عدم نيست، بلكه «نظم بدون ناظم» است. اتفاقاً شهيد صدر ره اين را اعتراف مي‌نمايد كه «برهان نظم» مخدوش است و ايراد دارد. در كتاب «منطق استقراء» كه به نظر مي‌رسد به فارسي هم بايد ترجمه شده باشد، ايشان برهان نظم فعلي را كه من و شما در دبيرستان در بينش اسلامي خوانده‌ايم را زير سؤال برده و از طريق نظريه احتمالات آن را بازسازي مي‌نمايد. تصادف شبهه‌اي است كه برهان نظم سعي در پاسخ دادن به آن دارد. آن را در كتاب‌هاي فلسفي نجوييد، دنبال كتاب‌هاي كلامي و اعتقادي، مانند آموزش عقايد آقاي مصباح بگرديد. ياعلي
ممنونم سيد عزيز.
جمعه ۲ فروردين ۱۳۹۲ - ۲:۵۷ عصر
پاسخ: خواهش مي‌شود دكتر! :)

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN