نظردهنده: خواهرزاده
بله درست حدس زديد.
چهارشنبه ۱۸ دي ۱۳۹۲ - ۹:۵۳ عصر
پاسخ: :)
اين چارت با نرم افزار xmind رسم نشـــده است ؟!
يكشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۳:۱۷ عصر
پاسخ: بله، صحيح ميفرماييد. شما xmind را از كجا ميشناسيد؟! اين نرمافزار دست راست من است. هميشه در كنارم و هر لحظه كه نياز به تحليل يا دستهبندي اطلاعات داشته باشم، فوري سرعت و راحتي خود را در اختيارم ميگذارد.
سلام !
يادم رفت دوباره بيايم و اطلاع دهم xmind را از كجا آورده ام
سه سال پيش دايي مهدي از قم آمدند تهران ،
و يك نسخه از آن را به من هديه كردند ...
ظاهرا الان يادشان نيست !
پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۶ صبح
پاسخ: عجب! درست ميفرماييد. خاطرم نبود. من خودم اين نرمافزار را از يك دوست سوئدي گرفتم. ميگفت در دانشگاه و سر كلاس، با اين نرمافزار مطالب استاد را نوتبرداري ميكنند! ايشان چند سال پيش امكانات آن را به من معرفي كرد و پس از آن وارد زندگيام شد، نرمافزار البته. تشكر :)
پاسخ: مطالب زياد بود!

تكان دهنده بود ! من به شخصه خيلي تكان خوردم !!!
جمعه ۲۷ تير ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۹ عصر
پاسخ: موفق باشيد! :)

ياد عيد افتادم
كه سيد مرتضي تب داشت
سيده مريم به سيد رضا كه داشت گريه ميكرد براي مرتضي
گفت نگران داداش من نباش!
همه ما يه روزي به دنيا آمديم
يه روزي هم بايد بريم
بستگي داره اعمالمون چطور باشه كه به جهنم بريم يا بهشت ؟؟؟
چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۲:۲۵ صبح
پاسخ: هاهاها... بله درسته. ما را جور ديگري تربيت كردند، اين:كه مرگ را سياه و تاريك و دهشتناك ببينيم. ولي مگر قرار است ما نيز آيندگان را مانند خود تربيت نماييم؟! هيچ هنري بالاتر از اين نيست - به گمان من - كه بتوانيم واقعيات را به نسل بعد بياموزيم، تا آيندگان بهتر از ما دنيا را ببينند و بيشتر حقايق عالم را لمس نمايند.

خاطراتشون زياده به ذهنم ميرسه خندم ميگيره ??
همين عيد مريم بهم گفت حنانه خيلي شانس آورديا !
گفتم چرا؟
گفت شانس آوردي بابات سيد شد !!
وگرنه به ما كه ميگفتن سيد تو دلت مي سوخت ??????
چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۲:۳۶ صبح
پاسخ: عجب! يادم باشه براي خواستگارهاش شرط بذارم كه حتماً سيد باشند. تا دل بچههايش نسوزد! :)

اون علامت سوال ها شكلك هاي گوشيمه تو نظرات شكل علامت سوال شده ...
چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۲:۳۷ صبح
پاسخ: ممنون از توضيح. اگر نميگفتيد فكر ميكردم مملوّ از سؤاليد! فقط يه سؤال: شما ساعت 2 نصف شب چرا بيداريد؟! نكنه شما هم در ماه رمضان براي صرفهجويي در انرژي، روزها ميخوابيد و شبها زندگي ميكنيد؟! :)

سلام
بله تا جاييكه برنامه روزانه اجازه بده ماه رمضان شب بيدار ميشم !
الان همه خوابن ...
روزه هاتون قبول
دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۲ صبح
پاسخ: سلام. روزههاي شما هم قبول. موفق و مؤيد باشيد. در پناه حق. :)

سلام دايي جان شب بخير
حال شما چطوره؟
بي مقدمه ميرم سراغ مطلبي كه ذهنمو درگير كرده
بنظر شما اينستاگرام داشتن خوبه؟
پست گذاشتن از وقايع روزمره ، كتاب هايي كه خوانديم و ....
يك حساب ساختم. ولي پشيمونم. ميخوام حذفش كنم.
يه حسي ميگه اصلا از كتاب هاي خوب بذاري! خب كي اهميت ميده؟ فقط وقتت تلف ميشه. يا بعضي شعرهام رو نوشتم. ولي حس كردم كسي حوصله نداره!
انگار همه به شدت توي لاك خودشون هستن!
ولي دو دلم براي حذف كردن! بنظر شما چكار كنم؟
پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۲ عصر
پاسخ: سلام. آدم يا براي خودش مينويسه يا براي مردم. اگر براي خود است، ميشود يك فايل ورد باز كرد و نوشت. خاطره ميشود. تصوير گذاشت. در آينده خواند و از حالات گذشته خود باخبر شد. اين مثل دفتر روزنوشت يا يادگاري يا خاطرات عمل ميكند. اما اگر براي ديگران مينويسد، بايد هزينه فرصت كند. يعني محاسبه وقتي كه ميرود و بهرهاي كه نصيب ميشود. شبكههاي اجتماعي وقت زيادي از انسان ميگيرند. زيرا اطلاعات فراواني ارائه ميكنند كه معمولاً مفيد نيستند، يا كم فايده. انسان درگير كه ميشود، اشتياق به دانستن او را ميكِشد كه تا انتها بخواند و چون انتها ندارد، عمر از دست ميرود. كسي كه بخواهد اطلاعات خود را افزايش دهد، كتاب الكترونيكي بخواند روي گوشي بهتر است از شبكه اجتماعي. حالا براي ارائه اطلاعات، يعني داشتن كانال و اينستاگرام و اينچيزها، اگر وقتي دارد كه به كارش نميآيد و استفاده ديگري ندارد، ميبيند هزينهاي ندارد كه روزي چند ساعت مطلب جمعآوري كند و از مطالعه و تحقيق، چيزي استخراج كند كه به كار مردم بيايد، مفيد باشد، اين خوب است. يعني هزينه كم و ايجاد فرصت فراوان. خب، كتاب ميخواند و تحقيق ميكند و تصوير ميسازد و مطالبي را منتشر ميكند جذاب و علمي و پرفايده. دست به دست ميشود و به تعدادي از مردم بهره ميرساند. پس بستگي به محاسبه هزينه فرصت دارد. انسان اگر كار مهمتري ندارد، ميتواند وقتي را كه معمولاً استفاده مفيد ندارد خرج توليد اطلاعات مفيد در شبكه اجتماعي كند. اما اگر ميتواند به مهمتر مشغول شود، شبكه اجتماعي اتلاف وقت است. موفق باشي. در پناه خدا.

پس delete account!
فكر كنم هنوز خيلي جا داره روي خودم كار كنم!
اطلاعات خودمو بالا ببرم و چيزهاي جديد ياد بگيرم.
هنوز به اون حد نرسيدم كه بخوام روي مردم كار كنم و مطلب ارائه بدم!
تازه اگر هم واقعا مطلب مهمي براي ارائه داشته باشم
بعد از مرگم ميان از نوشته هام برميدارن!!
خودشون ارائه ميدن! نيازي نيست من زحمت بكشم :))))
ولي وبلاگ شخصي بنظرم بهتره...
چون يك عالمه مطلب زوركي به خورد آدم نميده!
نميدونم آپديت هاي جديد اينستا رو ديدين يا نه؟
خيلي شلوغ پلوغ شده.
از در و ديوارش عكس و مطلب مي باره...
مثل تونل وحشت شده!
جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۷ صبح
پاسخ: انسان ميل به ارتباط دارد. جامعه اينطور ساخته ميشود. شبكههاي اجتماعي روي همين خواسته بنيان نهاده شده، مردم را به سوي خود جذب ميكنند. اما انسان نياز به آرامش دارد. اين آرامش در ارتباطات كم حاصل ميشود. پس شبكههاي اجتماعي اگر چه در ابتداي امر لذّتبخش هستند، مدتي نميگذرد كه آزاردهنده و استرسزا ميگردند. اينكه فرد مدام و پيوسته سر به گوشي ميزند و پستهاي خود را چك ميكند، ترس از لايكها و كامنتها و تعداد آنها و ورود و خروج افراد به كانال و گروه و فالو دارد. به حالتي بيمارگونه ميرسد كه لحظهاي نميتواند چشم از شبكه ارتباطياش بردارد. شبكه اجتماعي خوب است، از اين جهت كه ميتواند ارتباط را تسريع بخشد و آسان كند. يك روزي تلفن نبود، مردم نامه مينوشتند. طول ميكشيد تا به مقصد برسد. اكنون كه شبكههاي اجتماعي آمده، مثلاً من ميتوانم ايدههايم را براي كارگردان حاتميكيا ارسال كنم. اين خيلي خوب است. اين درخشان است. اما همانطور كه تلفن فرصتي پديد آورد تا عدهاي بيمار شروع به مزاحمتهاي تلفني كنند، يا عدهاي از تلفنهاي بيموقع بيخواب شوند، شبكههاي اجتماعي هم فرصتي براي همين بيماران فراهم ميكنند و خواب بعضي را هم ميگيرند. اگر ياد بگيريم همانطور كه تلفن را كنترل كرديم، شبكهبازيهايمان را هم كنترل كنيم، مشكل كمتر خواهد شد. در پناه خدا.

سلام سلام
تولدتان مباااارك
![]()
دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۷:۳۳ عصر
پاسخ: سلام. ممنونم. :))