به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: خانه ي خانواده
ولي يه چيزي رو به آقازاده ها نفرمودين !
اينكه شاه رفت !
امام آمد !
راستي اونم به آقا زاده ها فرمودين !؟ خط قرمزو ميگم !؟ يا اونو برا ما فرمودين !؟
آخه اگه برا اونا هم مي فرمودين اونوقت مثلا نمي گفتن بعد شاه چرا !؟
ولي اگه برا ما فقط فرموده باشين لازمه ازتون بپرسم مقصود شما از :"دولت" و :"مسئولين" چيه !؟
آخه يه :"قرمز" ي رو تو اين اينا كه گفتين مي بينم كه رعايت كردين !
خب بقول خودتون : شايد بحق باشه !
ولي شايدم نباشه ! يعني باطل باشه ، شايد سخن !دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ - ۱:۲۹ عصر
پاسخ: متأسفانه متوجه تفاوت «شاه» با «رهبر» نشده‌ايد. اگر متوجه اين تفاوت بوديد اين‌طور قضاوت نمي‌كرديد. شاه در امور مملكت دخالت مي‌كند، زيرا خود را مالك جان و مال و ناموس ملّت مي‌داند. شاه هر زميني را كه بخواهد تملّك مي‌كند، هر جاني را كه بخواهد مي‌گيرد، زيرا هيچ مقامي را بالاتر از خود نمي‌بيند تا جلوي او را بگيرد. اما رهبر تنها يك مأمور است؛ مأموري از جانب ملّت تا چشم آنان باشد، تا از بالا بر كار مسئولين نظارت نمايد تا اگر از مسير عدل و انصاف خارج شدند، اگر خيانت كردند، مردم را آگاه نمايد. به سيره رهبري نظام اسلامي از ابتدا تا امروز بنگريد، هر دو فردي كه اين منصب را متصدّي بودند، در كدام امور مستقلاً و بلاواسطه اقدام نمودند و كاري اجرايي را در كشور بر عهده گرفتند؟! امام راحل (ره) كي و كجا دخالت در امور مملكت نمود؟! ايشان وقتي خلافي از رئيس جمهور ديد، فقط به مردم اطلاع داد، بيانيه داد. وقتي فساد قائم مقام رهبري را ديد، فردي كه خبرگان او را برگزيده بودند، اين فساد را به مردم اطلاع داد. اصلاً نقش رهبر همين است. او خدا را بالاي سر خود مي‌بيند و فرستادگان خدا را. او جرأت تخلّف از اوامر الهي را ندارد. و دقيقاً چون جرأت تخلّف ندارد، خبرگان او را معرفي كرده‌اند به مردم. مردم هم او را امين خود گرفته‌اند. زيرا مردم رأساً نمي‌توانند مسئولين را نظارت كنند. زيرا هميشه مسئولين راه‌هايي براي فريب در اختيار دارند. زيرا مسئولين جريان قدرت و ثروت و اطلاع را در دست دارند. رهبر آن‌جا نشسته به نيابت از مردم، تا چشم آنان باشد، بيدار باشد و ببيند و اگر انحرافي پيدا شد، خبر دهد. اين را با شاه مقايسه نكنيد. اين ظلم و بي‌انصافي‌ست.
راستي !
مثل بقول شما :"شاهانِ بد"
امامان ِ بدم داريم !؟
حالا دلتون مي خواد به آقا زاده ها هم بگين خودتون مي دونين !دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ - ۱:۳۱ عصر
پاسخ: اگر منظور شما از امامان، ائمه معصومين (ع) هستند، كه ايشان از هر بدي مبرّا مي‌باشند. اما اگر منظور شما از امام، اصطلاح لغوي آن است كه به هر امام جماعتي مي‌گوييم، يعني فردي كه پيشاپيش مردم مي‌ايستد و راه را نشان‌شان مي‌دهد، يعني رهبر، يعني اگر منظور شما اين است كه رهبر بد هم داريم، خير. رهبر بد نداريم. زيرا تا رهبر به بدي گرايش پيدا كند، بلافاصله معزول است. رهبر بودن غير از شاه بودن است. شاه سلسله دارد و نسل به نسل جبراً حكومت مي‌كند. رهبر اما «رهبريّت»ـش مشروط به «عدالت» است. تا از عدالت خارج است، آناً ديگر رهبر نيست، زيرا شرط را فاقد شده. حتي اگر فرد ستمگري بشود و بخواهد به زور مردم را به استضعاف بكشد، حكمش حكم خدا نيست، امرش مطاع نيست، كلامش حجيّت ندارد و مردم مي‌توانند و بايد عليه او قيام نمايند. شاه اما از اول مشروط به قدرت است، نه عدالت و ديانت. اين تفاوت را بايد دقت بفرماييد.
اول اينكه امام جور گفته شده .
در ثاني گيريم كه حرف من برداشت شما باشه و قضيه قضيه ي شاه و رهبر باشه ، نه شاه و امام ! و مقصود شما از امام خميني و امام خامنه اي بقول خودتون مثل :"امام جماعت" باشه ! نه نايب امام زمان ! و ولايتمداري بقول حضرت امام رحمة الله عليه ، مثل ولايتمداري :"رسول الله" .
خب اين امام جماعت نمي بينه كه تو محلش چه اتفاقي داره ميفته ! كه آقا زاده گفتن : چرا !؟
يا بقول مثلا من كجاي دولت يا مسئوليته !؟
من فكر نمي كنم شما متوجه تفاوت شاه و امام و حتي امام جماعتم شده باشين ! چراكه من امام جماعت محلي رو هم جانشين امام جمعه اش مي دونم و انو رو هم جانشين نايب امام زمان در عصر غيبت مي دونم كه جانشين پيامبر خدايي كه شنواي بيناس !
ولي گويا شما امام جماعت محلتونم مثل رهبرتون هيچكاره در دولت مي دونين و مسئول هم نمي دونين ! بلكه فقط شنوا و بيناس !
كه اين زياد مهم نيست ! مهم القاي اين به آقا زاده هاي خودتونه ! كه خودشونو مثل رهبرتون بدونن ! نه جانشين خداي بيناي شنوا ، پيامبرش ، جانشين پيامبرش و نايب جانشين پيامبرش و جانشين نايبشم در سهر و محل سكونتشون ، يعني جانشين همون امام جماعت ! يعني شما تو خونه ! كه مثل تعريفي كه از دولت و مسئولين دارين ، كارتون مثل همون رهبري كه هيچ دخالتي در امر خونه نداره و مسئوليتي جز همون كه فرمودين نداره !
در حاليكه داستان گردشوتون حكايت ديگري داره ! شما حتي در امر تعليم و تربيت بچه هاي خونه هم دخالت مي كنين ! نه اينكه بشينين و ببينين مثلا وزارت آموزش و پرورش خونه چيكار مي كنه !؟ و مثل اماماني كه فرمودين چشم به كار اونا دوخته باشين ! كه از مسير خارج شدن بچه ها رو آگاه كنين !
اينه داستان شما ! در حاليكه داستان اين نيست كه شما برا آقازاده هاتون تعريف مي كنين ! داستان اونه كه من براتون گفتم ! حالا مي خوان برا آقا زاده هاتونم تعريف كنين يا نكنين خودتون مي دونين ! صلاح مملكت خويش خسروان دانن !
خسرو فقط به شاهان گفته نشده كه !
مثلا گفته شده : اي خسرو خوبان داد از غم تنهايي ! دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۳ عصر
پاسخ: خانه يك جامعه بسيار كوچك است و شيوه مديريت آن اصلاً و ابداً قابل مقايسه با يك جامعه بزرگ هفتاد ميليوني به نام ملّت نيست. در يك جامعه بزرگ، تمامي فعاليت‌ها تقسيم شده و هر مسئول، نسبت به بخش كوچكي از مديريت جامعه وظيفه دارد. طبيعتاً نقش رهبري از دولت و دولت از قضاوت و قضاوت از تقنين و تقنين از نظامي‌گري و امنيت و امنيت از اطلاعات و اطلاعات از آموزش و آموزش از پژوهش و پژوهش از تلفن و تلفن از گاز و گاز از آب و... همه اين‌ها از هم جدا و تفكيك شده‌اند. اما در خانه، من تمام اين وظايف را با هم برعهده دارم، زيرا حجم فعاليت‌هاي آن‌ها نه زياد است و نه پيچيده. وقتي اين وظايف را تفكيك كنيم، كه در جامعه بزرگ ناگزير به آن هستيم، نقش رهبري كاملاً متفاوت از دولت است. رهبري در هيچ امري از امور مربوط به اداره نظام دخالت نمي‌نمايد و تنها حافظ اصل جهت حركت نظام اسلامي‌ست، تا از جهت اسلامي و الهي خارج نگردد و هر گاه انحرافي را در مسئولين تشخيص داد، رأساً اقدام نمي‌نمايد، بلكه مردم را از آن آگاه مي‌:كند تا به وظيفه شرعي خود عمل نمايند. سيره ولاة فقهي ما نيز چنين بوده است.
اول اينكه من كاري به :"سيره" ي ولايت يا سرپرستي پيشينيان شما ندارم ، خصوصا وقتي بناي شما بر :"خوب و بد " و شايدم :"بد و خوب" باشه .
در ثاني حرف در كوچيك و بزرگ يا بزرگ و كوچيك نبود ، كه خونه رو كوچيك :"بشمارين" ! خونه آقازاده هاتونو ! و بيرونو بزرگتر از خونه ! خونه اي رو كه ولي يا سرپرست اون هستين !
و بعنوان مثال در تعليم و تربيت ، پزوهش مثلا آقا زاده هاتون :"دخالت" فرموده اين ! نه فقط بقول :"پيشين" ي :"نظارت" !
مسلما آقازاده هاتونم اگه بحرف شما گوش بدن خروجيش ميشه مثل شما ! شماي مثل پيشينيانتون ! اونم در عين :"مردم سالاري ديني" ! نه سالاري شما بر مزدمتون ! همون آقا زادهاتون !
بازم مي تونين داستان خودتونو برا آقا زاده هاتون بگين ! گفتم كه صلاح مملكت خويش خسروان دانند ، حالا اين مملكت بزرگ باشه يا كوچيك و بقول شما :"خونه " !
در حاليكه خونه ي پيشين نه تنها اون خونه ي بزرگي كه گفتين ، بلكه صهيونيست جهانيم مي دونه كه جهانم پيشينه اي داره بنام :"خونه " ، نمي بينين كه همه ي هم و غمش برا تسخير اونه !؟
اونكه فقط بسنده نكرده به خونه اي بنام :"مسجد الاقصي" ! اون داره :"خونه سازي " مي كنه ! خونه هاي بقول شما :"كوچك" ! سه‌شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۶ صبح
پاسخ: نه دايش و نه سايش و نه حتي گنجايش، هيچ كدام از مباحث فلسفه اصالت وجود، مانند وجود و سجود، چه با جود و چه بي‌جود، انگار كه در دنياي ما جاي تنها كسي كه مي‌تواند اين مباني را به دست در دست هم با خوشحالي به خانه‌اي كه در آن جامعه مي‌توان از خيابان‌هاي آسفالت عبور ارزشمند كاروان‌هاي نونوار شدن در شب عيد را جشن گرفت، طوري كه تا سال‌هاي سال وقتي قيمت ارز را در مقايسه با توليد داخل و همچنين صادرات غيرنفتي رشد بي‌بديلي را تجربه كرده است. اما اين مقام آگاه اطلاعي از آگاهي‌هايي كه مي‌تواند مباني منطقي را تحت تأثير قرار دهد در گزارش حادثه ذكر نشد. لذا رضا و ممرضا و همچنين شازده غلامرضا، پس از پايان دوران پهلوي، تاريخ جديدي را كه شما به آن اشاره و استشاره و در مواقعي نيز استخاره نتايج خوبي نداده است. بنده كه مي‌گويم خيلي بد است، فعلاً دست نگهداريد، فعلش بد است تركش بدتر! بله برادرم، يا شايد خواهرم، يا شايد هم البته خنثايم، از خدا پنهان نيست، از شما چه پنهان، من 37 سال است كه در اين كشور زندگي مي‌كنم، در بلاد فارس، يعني از بدو تولّد. هميشه فارسي حرف زده‌ام و فارسي با من حرف زده‌اند، فارسي خوانده‌ام و فارسي نوشته‌ام. زبان فارسي نيز چون تمامي زبان‌هاي ديگر، البته زبان‌هاي آدميزادي، و گرنه به قول خود شما، چه بسا در جايي غير آدميزادي زباني داشته باشد كه غيرآدميزادي به حساب آيد! فارسي هم قواعدي دارد و گرامر به اصطلاح شما. اين گرامر براي اين است كه شما و ما و آن‌ها درست حرف بزنيم، طوري كه بتوانيم حرف هم را بفهميم. من دو بار نوشته شما را خواندم، ولي چيزي نفهميدم. يعني من فارسي بلد نيستم يا شما؟!
البته شايد ! يعني بقول شما :"شايد ...سه‌شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۸ صبح
پاسخ: اجازه دهيد بيشتر توضيح دهم، بلكه متوجه شويد. شما يك علمي را ساخته‌ايد به نام علم لغت، واژه‌شناسي يعني. اين علم براي اين است كه به شما ياد بدهد تا چطور حروف و صداها را در كنار هم قرار دهيم تا كلمه بسازيم؛ كلمه‌هايي كه صحيح باشند، درست باشند و به درد ارتباط با انسان‌ها بخورند. يك علم ديگر هم شما درست كرده‌ايد كه در زبان فارسي به آن مي‌گوييد علم نگارش. اين علم به شما ياد مي‌دهد كه چطور اين كلمه‌هايي را كه حالا ساخته‌ايد يا نساخته‌ايد و گمان مي‌كنيد كه ساخته‌ايد و شايد هم گمان نمي‌كنيد ساخته‌ايد و صرفاً ظنّ داريد كه البته مي‌دانيد كه حجّت نيست مگر اين‌كه اماره باشد آن هم مي‌دانيد كه فقط اگر به يك قطع منتهي شود. علم ديگري كه شما داريد علم منطق است. منطق يادتان مي‌دهد كه چطور حالا كه كلمه‌ها را با علم نگارش تركيب كرده‌ايد و جملات را ساخته‌ايد، در كنار هم قرارشان دهيد تا كلامتان مفهوم داشته باشد و معنادار گردد و به درد ارتباط با انسان‌ها بخورد، نه اين‌كه صرفاً غيرآدميزاد آن را بفهمد كه البته آن نيز به مدد علم غيب است. چرا كه اگر علم غيب نباشد و از نيت دروني شما و افكار قلب و دل شما مطلع نباشد كه هرگز نمي‌تواند اين تركيب‌هاي بي‌معنايي را كه كنار هم قرار مي‌دهيد درك نمايد. متوجه عرض بنده شديد؟!
راستي !
داعش دنبال چي بود !؟ و هست هنوزم !؟
جز سرزميني ، خونه اي !؟
البته داعش كه نه ! بقول شاعري :"بزرگتر"ش !
اونوقت شما خونه رو هنوزم كوچيك مي شمرين !؟
و نربد ان نمن علي الذين رو خوندين !؟
حالا بمونه ! خونه ي بزرگتر از خونه به قول شما ! عالم اكبر همون آقازادهاتونم ميگم ! گه توش دارين خونه سازي مي كنين ! و البته گفتم كه به من ربطي نداره و بازم صلاح مملكت خويش خسروان دانن !
ولي همون داستان :"سيره" هم از تراوشات همون عالمه ! و فقط گفته باشم كه بي سرپرست يا ولي نيست ! ولو در حد و اندازه :"بيناي شنوا" كه آقا زاده هاي شما هم مسلح به اون هستن ! و شايد شهنشاهي كه نه ، ولي و سرپرستي نداره اين دو ! و ولي شناسييم تو خونه نيست ! كه براشون داستانشو بگه ! سه‌شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۸ صبح
پاسخ: خلاصه، ما انسان‌ها به خلاف نمي‌دانم چه جاندارها يا بي‌جان‌هاي ديگري، كه البته در آن هم شك دارم چون شما در روايات‌تان داريد كه حتي سنگ‌ها هم حرف مي‌زنند منتها ما گوش‌‌مان نمي‌شنود، شايد، ولي در هر صورت، ما سخن نمي‌گوييم كه فقط سخن گفته باشيم، زيرا اين عمل احمق‌هاست، شما كه نمي‌خواهيد سفيه باشيد يا حداقل شما را جزو نادان‌ها به حساب آورند. ما سخن مي‌گوييم كه كسي بشنود. آن هم نه اين كه بشنود براي اين‌كه فقط شنيده باشد، اين نيز خسران دارد، چون اتلاف وقت است. ما مي‌خواهيم بشنود كه بفهمد. بفهمد تا ... حالا باقي‌اش هيچ، حداقل بايد كه بفهمد. پس ما انسان‌ها سخن مي‌گوييم تا مخاطب ما بفهمد تا با او ارتباط برقرار كرده باشيم، تا جامعه ساخته شود و انسان‌ها بتوانند در كنار هم زندگي كنند. شما دقت بفرماييد تا در سخن گفتن و البته شما كه سخن نمي‌گوييد، شايد هم بگوييد ولي به خودتان مربوط است و به ما كه خسرو شما نيستيم چه مربوط، ولي اگر سخن هم خواستيد بگوييد، نبايد مثل نوشته‌تان باشد، زيرا اين طوري فقط اتلاف وقت انسان‌هاست، اگر طوري سخن بگوييد كه مخاطب نفهمد، زيرا نه علم منطق رعايت شده، نه علم نگارش و نه حتي در بعضي موارد علم لغت! آن‌طور بنويسيد كه مي‌خواهيد براي شما بنويسند، نه آن‌طور كه ننويسند! خوب صحبت كردم؟! البته من كه صحبت نكردم، اگر هم كردم نه به خسرو مربوط است و نه به شيرين. ولي شيرين سخن گفتن كار سختي نيست، قدري تواضع مي‌خواهد و از تخت شاهي پايين آمدن. كبر انسان را زمين مي‌زند. بهتر است خودمان قبل از اين‌كه زمين‌مان بزند پايين بياييم. خدا به من و امثال من عقل بدهد، إن‌شاءالله.
با قواعد و دستورات زباني و منطقي شما خيز !
خب چيزي كه عوض داره گله هم نداره !
خب حالا چيكار كنيم !؟ يعني پيشنهاد شما چيه !؟
آيا به دستورات زباني و منطقي شما حرف بزنيم !؟
يعني همون بشر ، انسان و ادمي كه حرف زده ! اول رفته مدرسه و زبان و منطق خونده ؟ خب با چه زبوني ؟ چه منطقي ؟
متوجه عرض بنده هستين !؟
بعلاوه ! چرا از خود نمي پرسيد كه من چرا متوسل به نمي فهمم نمي شوم !؟
و چرا نمي فهممو هم مثل شما نمي فهمم !؟
آخه گويا فرمايش شما اينه ! و منم دعوت به اين مي فرماييد !؟ كه مثل شما بگم نمي فهمم و خودمو راخت كنم !
بعنوان مثال بگم نمي فهمم كه ولي و سرپرست بنده زاده هاي خودم هستم ! و همينقدم از ولايت رو هم نمي فهمم !
و ولايت من بر اونا فقط نظارت بر كارشون نيست ! كه وقتي مثلا منطقي نبود بقول شما ، آگاهي بدم ، كه منطقو رعايت كنن ! بلكه در مثلا تعليم و تربيت اونا دخالت مي كنم ! و مثلا ميگم : شاه و شهنشاهي بده ! و ولايت خوبه ! ووو ، حتي بقول آقا عالم ال محمد عليه السلام :"بند" كفش اونا هم به من مربوطه ، و از من بگيرن ! نه اينكه برن بگيرن و من نظارت كنم كه مثلا منطقي بگيرن !
بگذريم ! بريم سر شرايط زباني و منطقي شما !؟ بفرماييد تا رعايت كنم . چهارشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱:۵۰ صبح
پاسخ: ديد سرش در رود كرده مي‌نوشد، گفت: با دست بنوش تا عقلت زائل نگردد. رويش برگرداند و پرسيد: عقل چيست؟! لحظه‌اي متحيّر ماند و سپس پاسخ داد: هيچ، تو بنوش! راحت بنوش، زياد بنوش، گواراي وجودت! به ما گفته‌اند مغلق‌گويي و سخت‌نويسي از مظاهر كبر است كه زياد مي‌دانم و نمي‌فهميد. اميد كه خداوند ما را از شرّ خلق‌هاي ناپسند حفظ فرمايد. آمين.
سلام عليكمچهارشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۶ صبح
پاسخ: و عليك السلام.
سلام عليكم مطلبو خوندم ، منتظر ادامه ي مطلب هستم تا بخونم ، چراكه فرمودين : آسيب فعاليت فرهنگي 1 يعني 2 هم داره . فقط اميدارم شامل فعاليت فرهنگي منم تو خونه بشه ! چراكه در عنوان مطلب مقيد نشده ! كه شامل فعاليت فرهنگي تو خونه نشه ! و اختصاص داشته باشه به جايي كوجيك ! تر از خونه ! مگر اينكه خونه كوچيكترين جايي براي فعاليت فرهنگي بحساب بياد و مطلب شامل خونه هم بشه ! فعلا ، تا آسيب فعاليت فرهنگي 2 ، خدانگهدار .جمعه ۲۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۴ صبح
پاسخ: سلام. قسمت 2 و 3 نيز تا ديروز نشر يافته‌اند و قسمت 4 إن‌شاءالله فردا منتشر خواهد شد.
سلام عليكم
صرف نظر از ارزش ادبي مطلب و زيبايي اون ، نكته ي جالبي رو نتيچه گيري كردين :
با ديدنشان ... .
بله كودكان كودكانه مي بينن ، البته تا وقتي كه بقول پيامبر صل الله عليه و اله وسلم پدران و مادران و معلمين اون بهشون ديدنو ياد ندادن ! اونم مثلا بعنوان علم يا دانش ديدن ! ووو و مثلا فكر كردن يا انديشيدن ! كه منطقي فكر كنن ، بينديشن و شايدم تعقل كنن ! آخه منطق اونا كه فقط منطق مثلا ديدن يا احساسي بنام ديدن كه نيست ! بقول خودشون منطق مثلا :"ذهن" ! و شامل فقط ديدن كه نميشه ! بلكه دستورالعمل فكركردن ، تعقل كردنم هست ، بلكه بقول عصر حاضر منطق حفظ ، بايگاني و آرشيو ديدني ووو هم هست !
چطور !؟ خب :"صفر يك" ديگه !
خب ! مطلبو ديدم و حظّ خودمو بردم ، جالب بود و اميدوارم كودكانه ديده باشم ان شاءالله تعالي . شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۶:۴۹ عصر
پاسخ: سلام و تشكر.
سلام عليكم
جالب بود ، خصوصا :
مجبور نبودن ، كه مثل ديگران زندگي كرد .
انتخاب ، انتخاب بهتر . يكشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۶ صبح
پاسخ: و عليكم السلام. تشكر.
سلام عليكم
خيلي خوب و گويا بود .
من فكر مي كنم كه پيامبرها رو هم برا همين خدا فرستاد !
وقتي كه اختلاف افتاد در امت واحد ، برا اينكه واحد بشه باز !
و باز اختلاف و باز پبامبري ديگه تا خاتم پيامبرا !
و بعدم مثل كار شما مديريت !
و حالا باز انتظار !
مثل خاتم پيامبرا ، ختم مديريت !
تا مثل كودكان تحت مديريت شما ، مديريت خود !
برا كار گروهي !
حالا بقول شما با هر فكر يا انديشه اي مثل همون :"فكر" يا انديشه اي كه بكار بردين ، شما ! و مي خواستم همينو بگم كه در نوشته ي شما چشمگيرتر بود !
چرا ! خب برا اينكه بچه ها به شما مراجعه كردن ! به يكي ! نه دوتا !؟
و مثلا يكي از اونا هم به ديگري مراجعه نكرد ! به صاحب فكر يا انديشه اي ديگه !
نظر حاج خانوم ما هم همينه ! وقتي مطلبو خوند ! و سلام دارن ! به ايشان برسونيد !چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ - ۲:۰۴ صبح
پاسخ: و عليكم السلام. سلامت باشيد.
راستي يادم رفت بپرسم ! البته اگه مقصود شما از اين نوشته كار گروهي محدود به خونه نشه و حالا بقول ما تركا راه دورم نريم ، مثلا در محل و همسايه هاي محل بخوايم كار گروهي داشته باشيم ، اونوقت به كي و در كجا مراجعه بشه ؟ تو محلو ميگم ؟ حالا خداي نخواسته برا حل اختلافم اختلاف همون فكر يا انديشه باشه ؟
آخه خيلي مايل به همكاري با همسايه هاي محل خودمون هستيم ما ! اول شخص جمع خودمونو ميگم ، مستحضريدكه ؟
و در مراجعه هم همينطور ، مسئله اول شخص و اول مكان در محله هست .
ممنون بابتش ، بابت معرفي او ! سوم شخص مثلا شما و بنده تو يه محل برفرض ، مثل شما تو خونه و مام مثل دلبنداي شما ، به كي مراجعه كنيم ؟ درست مثل مراجعه به شما تو خونه ، به يكي .
كه ان شاءالله به مثلا شهر كه عبارت از ولو دو محله هم باشه برسيم و ... كشور و كشوراي جهانم و جامعه ي جهاني واحد. چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ - ۲:۲۲ صبح
پاسخ: مدير خانه هستم و مسئول كار گروهي در خانه، پرسش شما را بايد مدير محله پاسخ دهد.
آخه به نظر بنده لازم نيست برا كار گروهي حتما و حكما اختلافي بين ما باشه ! چراكه كافيه يه كار گروهي داشته باشيم ! مثلا همون :"فكر " يا انديشه ! و تو يه كار گروهي با هم اختلاف داشته باشيم و مثلا يكي باروش قديمي اون بخواد فكر كنه يا بينديشه ، و يكيم مثلا با روش جديدش ! و اختلاف در كار نباشه ، بلكه در روش باشه و مستحضريد كه ديگه نميشه كوتاه اومد ! چراكه مسئله ضعف و شدت ، يا كم و زيادي در فكر يا انديشه ، يا در كار و كار گروهي نيست ! بلكه تا دوگانگي كار ، مثلا درست و نادرست بودنم باشه ! كه هركدوم كار ديگري رو غلط عنوان كنه ! اينجا چي !؟ و به كي !؟ مراجعه رو عرض مي كنم !؟ آيا به صاحب فكري مورد قبول فكرش !؟ يا به قاضي برا قضاوت ميون ايندو !؟ مثلا !؟ حالا با هر تفكري !؟ ولو يكي از دوقسم فكر يا انديشه !؟ درست و نادرست و يا فرقي نمي كنه نادرست و درستش !؟
مشتاق همفكري با شما هستم . چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ - ۲:۳۷ صبح
پاسخ: معمولاً مردم ما در اين موارد به هواي نفس خود مراجعه مي‌كنند. به هر چه يقين نمايند عمل مي‌كنند و در رسيدن به يقين، فهم خود را ملاك و مبنا قرار مي‌دهند.
البته نه در قسم غلط ، نادرست و مثلا انگليسي اون ! كه برا حكومت بر ما بينمون اختلاف بيندازه !
و حتي صحيح ، درست و باز انگليسي اونم نه ! يعني مثلا درست نادرست !
خلاصه تا حتي كه هنوز :"دو" رقميه فكر يا انديشه ! و محكوم به حكم حاكمشه ! اونم انگليسي اون ! حتي محكوم صاحب فكر :"درست" م باشه بحكمش !
خلاصه ي عرضم اينه كه اختلاف فيما بين دو نفرم در يه خونه ، محله ، شهر ووو يه حاكم داره ! دو تا حاكم نداره ! و يه حاكمم دو تا حكم نداره ! برا يه نفر ، و مع الغيرم يا ما ، اونم تو يه كار ! مثلا فكر كردن يا انديشيدن .
خب بله در دو كار خكمش جداس و هركدومم حاكم خودشو داره ! و عرض بنده ناظر بر يه كاره و كاري گروهي ، نه حتي دو كار ! و دو كار گروهي ! كه هركدوم گروه خودشو داشته باشن ! حالا چه تو خونه و چه در بيرون از خونه و مثلا محله ، شهر ووو ، بدون اينكه اختلافيم با هم داشته باشن ! چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ - ۳:۰۰ صبح
پاسخ: در پناه حق. إن‌شاءالله به جواب صحيح دست پيدا كنيد.
و عليكم السلام و ممنون ، بابت پاسخ . خب بله ، ما ! هم همينطور ، و جفتمونم در برابر خونه ، كه بچه يا كودكان خونه باشن . والبته كه والدين كه نه ، هر مدير هم در برابر مجموعه ي خود . بله ما هم مثل مردم شما به خودمون مراجعه مي كنيم و گزينه ي بقول شما يقينم تا جاييكه به آون رسيده باشيم ، نه تا اينكه تنها گزينه ي روي ميز شد ! روي ميز فهم و ... انشاءالله كه به گزينه ي صيحيح روي ميز جوابم برسيم ! شايد ، البته شايد ، خداي نخواسته تا حالا مثلا :"اشتباه" مي كرديم و : عجب ... درسته ... حالا مي‌فهم(ي)م بدبختي ملّت ما از چيستجمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۳ صبح
پاسخ: تشكر.
سلام عليكم
خيلي جالب بود ! خصوصا فضاش ، بعنوان نمونه .
خب برا اينكه بعضا در فضايي ، اونم بدون نمونه ، برا مثلا خونه نسخه داده ميشه !
ساده ، مستند ووو هم بود .
اما فيلما ، خب لابد خيلي مفيد بود ، حيف كه كامپيوتر يا رايانه ي ما بلند گو نداره و نتونستم از اونا بهره ببرم .
منجمله از نتيجه گيري و خصوصا :
مهم است كه دلايل ضعيف دست (ديگران و خصوصا بچه ها و علي الخصوص ) كودكان (خودمونم كه شده ) ندهيم .
كه شامل اين :
فكر كن
با عقلت بسنج ...
م ميشه !
فقط تو اين فكرم كه ، صرف نظر از دستور العمل دادن ، آيا مقصود دوتا كاره !؟ و به ترتيب تفكر (وبعدش) تعقل ؟ يا ... ؟
البته برا كاربردش توخونه مثل خونه ي شما ، چراكه مسلما در خانه ي شما اين مسئله اگرم بوده باشه ، لاينحل نمونده ، يعني در نوشته شما كه نيامده بود سبيه پرسيده باشن مثلا :
فكركنم ، يعني چيكار كنم ؟
يعني با عقلم بسنجم ؟ و با عقل سنجيدن يعني چي !؟
ووو كه بماند !
بعنوان چرا هرچه دلم مي خواد نباشه !؟ و اصلا دلخواستن با فكركردن و ... چه فرقي داره !
البته اگه اين و نظايرش با حس كردن ، مثل ديدن ، شنيدن ووو كه كودك ما با اينا سرو كار داره ، يعني ما با ايناي كودكمون سروكار داريم و اونم با اعضاي حسي اون ! مگه اينكه بعنوان مثال در اينجا هم گفته بشه : ببين ، بشنو ووو ، مثل : فكر كن !
حالا مثل ما بزرگترا ببين و ... ، يا : فكر كن و ... بمونه !
كه بقول طلبه ها : الامر طلب الفعل ممن هو دونه علي سبيل ... !
نه اينكه : خودت حس كن حتي ! چه رسه به فكر كن و بعدشم باشه بسنج با عقل !
در ضمن منباب يادآوري لازم به ذكره كه كودكان ما هم حافظه اي دارن برا يادآوري ! كه در اين مجال جاي پرداختن به آن نيست ، فقط لازم به ذكره كه با :"منطق" قديم يا :"صفريك" جديدش اميدوارم لااقل كودكان خودمونو به تفكر يا انديشيدن وا نداريم ! كه مي دارن ! در مراكز علمي و منجمله دبستان سبيه ي گل شما . پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۹:۱۴ عصر
پاسخ: و عليكم السلام. تشكر. در پناه حق.
سلام عليكم
پرسشاي خوبي بود ، ما ...
اميدوارم فضولي نكرده باشم كه :
ما كجا مي رويم ؟
رو اگه بپرسم .
درضمن نا گفته نمونه ، كه حاج خانم مطلبو خوند ، يه پرسشم ايشون داره ! پرسش اينه :
ما يعني چي !؟
من نه ها ! كه منم ما هستم! يا حاج خانوم ، كه ايشونم ما هستن ! بلكه ما !؟
حالا چرا با علامت تعجب ؟ اينو ديگه نفرمودن . سه‌شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱:۰۲ صبح
پاسخ: و عليكم السلام. ما ضمير جمع اول شخص است، يا همان كه نحويّون مي‌گويند؛ متكلم مع الغير. تشكر از التفات و توجه شما به مطالب حقير. در پناه حق.
سلام عليكم
بله دقيقا :
در فضاي امن !
كه نظر از امنيت برخور دار ميشه !
فقط اميدوارم كه بقولي :"مفهومش" اين نباشه كه :
در فضاي نا امن ! ...
فقط اظهار نظر نشه !
ولو از طرف :"مومن" ! مومنه هم همينطور !
دومي رو حاج خانوم گفت بگم ، بعد خوندنش ! بازم سلام دارن ، برسونيد . چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ - ۷:۰۴ عصر
پاسخ: و عليكم السلام. سلامت باشيد.
جالب بود آقا !
آقاي خونه !
حاج خانومم سلام دارن به خانم !
زاده هاشم به آقا زاده ها !



چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ - ۹:۵۴ صبح
پاسخ: تشكر.
جالب بود !
مطالبه ي برحقِّ ما از خدا !
كه ببخشه !
ولي گويا بنده هاي خدا مي خوان كه مطالبه ي برحقِّ ديگري هم داشته باشيم ! از خدا !
توبه !
اونم بعد جبران !
جبران جا انداخته !
جا انداخته ي تكليف !
تكليف خدا !؟ يا بنده ي خدا !؟
:"هويت" متكلف چي !؟
چه هويتي داره !؟
بندگي خدا !؟ يا بنده ي خدا هم !؟
بنده ي خدا ! مكلف به كدوم تكليفه !؟
كه :"جا انداخته" رو جبران كنه !؟
چيزي جا انداختم !؟
بفرماييد جبران كنم !
به :"كتاب" !؟
كتاب خدا !؟ شما !؟ يا خودم !؟
خدا كنه كه خودم جا نينداخته باشم !
ان شاءالله تعالي !دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۶ صبح
پاسخ: إن‌شاءالله توفيقش نصيب همه‌مان بشود. تشكر.
سلام عليكم
البته فضوليه ! به تعبير معروف صلاح مملكت خويش خسروان دانند .
خب ماهم طور ديگريم ! همه هرچه مي خواهند مي بينند ! باهم مي بينيم .
حب ديدنو كه نميشه جلوشو گرفت ، بنده با بعد ديدن كار دارم ! با دوست داشتن ديدن ! كه فكر نمي كنم بعد سقراط و افلاطون يوناني ديگري اومده باشه كه حرفي از دوست داشتن زده باشه ، الا دين يا اسلام !
كه متاسفانه فلاسفه و اونم بعنوان حكيم و حكمت ديني يا اسلامي ، دين يا اسلام رو هم با سقراط يا افلاطون يوناني و يا :"عشق" مسيحي اون ديده ان !
بگذريم ! قصه سر دراز داره ! فقط مزاحم شدم كه بگم اين (18) رو از كجا آوردين !؟
آخه ما برا آقا زاده ها 15 تمام و برا دختر خانوما 9 تمام داريم .
موفق باشين ان شاءالله . پنج‌شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۵:۴۴ عصر
پاسخ: و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته. عدد 18 را از قانوني گرفتم كه مجلس شوراي اسلامي تصويب كرده و شوراي نگهبان عدم مخالفت آن را با قانون اساسي و شرع اسلام تأييد نموده است. وقتي همه اين نظام را ولايت فقيه تنفيذ نموده، آن را براي خود حجّت فرض كرده و اطاعت مي‌نمايم. از همين روست كه اگر چه 15 و 9 را براي نماز و روزه لازم مي‌دانم، ولي براي استقلال اجتماعي فرزندانم به عدد 18 تمسّك مي‌نمايم. تشكر از توجهي كه به مطلب داشتيد. در پناه حضرت حق.
با عرض ادب و سلام مجدد و تشكر بابت پاسخ .
بنده اطلاعي از 18 مصوب نداشتم ! الانم بنا برنقل شما باخبرم .
ولي تا جاييكه بنده اطلاع دارم 15 و 9 اختصاص به فقط نماز و روزه نداره !
نكته ي ديگر اينكه پس چرا برا مثلا راي دادن 18 رعايت نميشه !؟ شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۰ صبح
پاسخ: سلام. «سن رشد در كشور ما 18 سال تمام است (اول نوزده سالگي) است يعني از فاصله سن بلوغ تا 18 سالگي باز هم شخص محجور است و نمي تواند در امور مالي خود به تنهايي ورود پيدا كند» و «مطابق ماده 220 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي وانقلاب در امور كيفري وهمچنين ماده 89 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392 صلاحيت دادگاه اطفال ونوجوانان در رسيدگي به جرايم اشخاص تا 18 سال تمام شمسي بيان شده است» و «در مادة 1209 و 1210 قانون مدني نيز مفاد قانون راجع به رشد متعاملين منعكس گرديده است و ملاك را 18 سال قرار داده است» و در توضيح دليل آن نوشته‌اند: «از آنجايي كه قانونگذار لازم است سن خاصي را به عنوان اماره رشد، مطرح نمايد تا مشكلات عملي در سطح جامعه لازم نيايد، لذا با توجه به عرف و عادت كه سن 18 سالگي را به جهت كمال نيروي جسماني كه غالباً در اين سن هست و اتمام تحصيلات عمومي كه نشانه رشد عقلي و فكري لازم براي زندگي است، نشانة رشد ميداند، سن 18 سالگي را به عنوان اماره رشد در نظر گرفته است». والله العالم.
من فكر ني كن ! كه كشوز مثل يه خانواده باشه !
خب برا اينكه در كشور يه عده ، حالا اقليتي بمونه ! ثروتمند ميشن ! و يه عده هم ، حالا اكثريتي بمونه ! فقير ميشن !
دنيا هم مثل كشوره ! و مانند خانواده نيست !
اين اصلي ترين مبناي بحث شما بود كه اصلي ترين مشكل بحث شما هم هست ! بنا براين ديگر نيازي نيست كه به اصول مبتني بر اين اصل شما پرداخت و وارد اونا هم شد !
ناگفته نمونه كه شما اقتصاد رو تعريف نكردين ! كه بنا برآن تعريف بحث كرد ! مثلا آيا اقتصاد يعني :"دادو ستذ" !؟ يا مثلا :"واردات و صادرات" و يا ... !؟ و ديگر اينكه :"ثروت" رو هم تعريف روشني نداديد ! كه آيا مثلا :"كار" !؟ يا مثلا :"سرمايه" !؟ و يا مثلا ... !؟
حالا بمونه كه مثلا كار يعني مثلا كاركرد پول !؟ و حالا پول يعني چه هم بمونه ! و همينطور سرمايه هم ! مثلا سرمايه ي عمر هم سرمايه بحساب مياد !
چرا !؟ خب به تعبيرمعروف ! لابد شنيدين كه طرف يه شبه پولدار ميشه ! و يا مثلا طرف يه عمره كه چيزي گيرش نيومده و بقولي در حاليكه مثل خرم ! "كار" كرده ! البته نه اينكه اون يكي هيچ :"كار" نكرده ! خب گفتم كه : كار يعني چي !؟
خلاصه مطلب شما خيلي جاي حرف داره ! و مهمترينشم همون كه حساب خانواده با مثلا كشور و كل كشوراي دنيا هم جداس ! چراكه كشورا من درآورديه ! ولي خانواده واقعيت داره !
ناگفته نمونه كه مطلب شما بوي جمهوري اسلامي ايرانو هم ميده ! شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۹ عصر
پاسخ: تمام حرف‌هاي بنده بوي جمهوري اسلامي ايران را مي‌دهد. زيرا بنده در جمهوري اسلامي ايران به دنيا آمده‌ام، در جمهوري اسلامي ايران زندگي مي‌كنم و هر چه كه بتوانم براي كمك به جمهوري اسلامي ايران انجام مي‌دهم زيرا تنها نمونه قابل اتكا از يك نظام اسلامي در عصر حاضر است. موفق باشيد.
خب چرا بعضيا كه در جمهوري اسلامي ايران بدنيا آمده اند ، بوي اونو نميدن !؟ اگه دليل شما اين باشه !؟ يعني بدنيا اومدن !؟
حالا منظور شما از بدنيا اومدن چيه !؟
حرف من اين بود كه حرفاي شما ، در اقتصاد ، بوي حرفاي جمهوري اسلامي ايران رو ميده !
بقول شما ! شما در حرف اقتصاد جمهوري اسلامي ايران بدنيا اومدين ! بعبارت ديگه در جمهوري اسلامي ايران مثلا چشم باز كردين به اقتصاد ! همونطور كه جمهوري اسلامي ايرانم چشم بازكرده در به اقتصاد در اقتصاد جهاني ! يعني اقتصاد غربي ! خصوصا آمريكايي !
خب بله به معنا شما در جمهوري اسلامي ايران بدنيا اومدين ! و حرف منم همين بود و اقرار شما هم مويدش بود !
به ابن معنا خب منم در اقتصادي اسلامي ! بدنيا اومدم ! نه غربي اون !
ناگفته نمونه كه اين بدينا اومدن الزاما مثل بدنيا اومدن ما تو آسمون و رو زمين نيست ! كه دست خودمون نباشه ! بلكه ميشه در اقتصاد اسلامي بدنيا بياد ! و :"به تعبير معروف" ماهي رو هر وقت از آب بگيريد تازه است !
موفق باشين ! يكشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۹:۵۰ عصر
پاسخ: بله همين طور است كه مي‌فرماييد. تشكر.
سلام عليكم
خب بله به تعبير معروف بيكاري كار ! دست آدم ميده !
در ضمن تنلنگر خوبيم بود ! آخه كار دست بچه دادن نهايتش ميشه همونا كه برشمردين ، ولي كار دست آدم بزرگتر دادن چي !؟ بيشتر خلافها ، چرم و جنايت ها از بيكاري نيست !؟ مثلا دزدي ها چقدش از بيكاريه !؟ از يه لقمه نان دزديدن برا مثلا رفع گرسنگي كردن گرفته تا ... ! آخه همش كه مثل اين اختلاسها نيست كه برا مثلا زياده خواهي هست ! و قانع نبودن به حق خود !
خلاصه مفيد و آموزنده بود و همونطور كه گفتم لايه ي تلنگرم داشت . شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۴ عصر
پاسخ: تشكر.
تصوير منو ياد روزايي انداخت كه ابوي خدا بيامرزم منو ملبس كرد !
البته نه اين صورت ! بلكه به اجبار !پنج‌شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۹:۰۷ عصر
پاسخ: اجبار بد است. خيلي بد. متأسفم از اين بابت. خداوند انسان را مختار آفريده است. انبياء (ع) مبعوث شدند تا انسان را «دعوت» كنند به حق و حقيقت. اجبار دور مي‌كند، نه نزديك. عمل اختياري مستوجب ثواب و عقاب است، اجبار كه باشد، ممكن نيست. خداوند همه رفتگان‌مان را رحمت نمايد و بيامرزد.
البته بنده فكر نمي كن :"تفويض" هم خوب باشه ، بلكه :"بين الامرين" خوبه ، به همين صورت كه بين شما و آقازاده هست .
فقط نمي دونم كه آيا آقازاده به سن بلوغ رسيده اند ؟ كه "بين الامرين" ي در كار باشه ؟
يا مثل به سن بنده هستن ، وقتي كه ابوي بزرگوارمان اختيار دار بنده بودن ؟ و زمان اختيار لباس بنده نبود كه منم مختار باشم در اختيار لباس ، يعني به سن تكليف نرسيده بودم كه لباسي رو كه مثل همه :"مجبورم" اختيار كنم ، اختيار كنم و ديگري ، حتي ولي و سرپرستم نمي تواند مجبورم كند . پنج‌شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۹ عصر
پاسخ: إن‌شاءالله خداوند همه ما را به راه راست هدايت مي‌نمايد تا قادر باشيم به اختيار انسان‌هاي ديگر احترام بگذاريم. تشكر.

! حتي در :
اياك نعبد و ... .
چراكه بقول پيامبر صل الله عليه و اله وسلم : از هر دويي يكي امام ديگريست ! بعبارت ديگه ولي و سرپرست ديگري ، مثل ابوي بزرگوارمان كه منو مجبور به پوششي كرد ! كه هرچند به پدرم معرفتي داشتم ، ولي آيا به لباسم معرفت يا شناختي داشتم !؟ و اين كه يعني همانكه گفتم : مجبور به لباسي هستم !؟ وگرنه نه تنها عريانم ! بلكه فرقي با ديگران كه نه ! حتي يكي ديگر ، مثلا پدر محترمم نداشتم ! و اين يعني چي !؟ يكيش يعني تعطيلي امامت ! ولايت و سرپرستي ! و اينم يعني نفي نبوت ! و حتي ديني كه آدم ، نوح ، عيسي بن مريم ، موسي و حتي جعلنا للناس اماما آورده اند ! چه رسه به اكملت لكم دينكم ! و ختم نبوت و آغاز دوران امامت ! جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱:۳۷ عصر
مگه نكرده !؟ هدايت رو ميگم !؟
ما در نماز ، حتي در فرادي هم ميگيم :
اهدنا ... !
و معناش اين نيست كه هدايت كن ! بلكه يعني هدايت كردي ، مي كني و خواهي كرد !
و گوينده شاهد ! آنست و اونم بقول استاد شهيد مرتضي مطهري ، نه مثل شهادتي كه به شهادت ما مشهود باشه ! بلكه شاهديم كه هدايت شديم براه :"راست: يا مستقيم ، كه عبارته از :
صراط الذين انعمت عليهم
هست و الحمدلله ربّ العالمين ، مثلا بنده زاده هم از نعمتي برخورداره ، و يه طرف قضيه اي هست كه گفتم :"بين الامرين" ه ! و قابل :"احترام"م ! و فقط اختيار لباسش از طرف بنده براي اون قابل احترام نيست ! بلكه منم به اختيار اون "احترام" مي گذارم ، خصوصا به :"معرفت" يا شناختي كه به لباس معرفي شده از طرف من برايش اختيار شده ! ولو به :"اجبار" ! چراكه بقول پيامبر صل الله عليه و اله وسلم ، كه يادم مياد اوايل :"جامع المقدات" ي كه اونوقتا مي خونديم اومده : اول العلم معرفت الجبار و ... .
و : آخر العلم تفويض امر اليه !
نه اول علم يا دانش ! كه به مجبور واگذار بشه ! كه در ميان ولو دو لباس يكي رو اختيار كنه ! چراكه مثلا بقول ملاي رومي اختيار اينه كه : اينكه گويي اين كنم يا آن كنم ، اختيار است ...
وگرنه حتي معرفي يه لباس كه جاي اختيار نداره ! براي مثلا لخت يا عريان ! ولو اينكه آن يه لباسم حتي :"برگهاي بهشتي" باشه ! براي پوشاندن خود ! كه قبلا گفتم ما مجبور به پوشاندن خود هستيم ! وگرنه عريانيم ! و فرقي ندارد يكي از :"ما" با ديگري ! ولو با يكي ديگر ! از "ما" جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱:۳۷ عصر
نعمت امامت ! كه : اتممت عليكم نعمتي ... . مثل نعمتي كه آقازاده ي شما از آن برخوردارند در خانه و خدا سايه شما رو از سر ايشون كم نكنه ان شاءالله تعالي ، كه :"اشرف آرزوي"م برايتان همين بود كه درخواست كردم ، چراكه بقول پيامبر صل الله عليه و اله و سلم كه فرموده اگه زمين بدون امام بشه ، اهلشو فرو ميبره ، از خدا آرزوي زنده بودن آقا زاده ي شما رو دارم !جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱:۴۷ عصر
پاسخ: إن‌شاءالله همه مان با بركت زندگي كنيم و با ايمان از دنيا برويم، هم خودم و هم فرزندانم! سپاس! :)
سلام عليكم برادر
با يه حرف شما در اين نوشته موافقم !
البته اگه واقعا :
كودكان مي فهمند
رو گفته باشين و تغييرش ندين !
اونم در :"فهموندن" ! يعني وقتي كه يه چيزي رو به اونا بفمونين كه گويا خودشون نفهميدن ! و لازم يكي بهشون بفهمونه !
حالا بعنوان والدين ، معلم و حتي پيامبر و امامم ! كه شامل نايب و جانشين امامم ميشه !
بلكه بعنوان خدا هم ! حالا بقول آقا عبدالمطلب از خداي كعبه گرفته تا خداي شترانش ! و بعبارت ديگه خداي خود ! منجمله چي !؟
خب ! خداي كودكانم ديگه !
چراكه مثلا من پدر خونه كه خدا ندارم ! كودك و يا بچه ي خونه هم خدا داره ديگه ! بعبارت ديگه مثلا من پدر خونه كه فقط نمي فهمم ! كودك و يا بچه ي خونه هم مي فهمه !
در فهموندنم همينطوره ! آيا فقط مثلا من پدر خونه مي تونم بفهمونم !؟ كه موضوع نوشته ي شما اينه !؟
البته اگر منظور شما از اين نوشته اون نباشه ! بلكه همين باشه كه :"صادقانه" فهموندين ! منتها آيا فقط به :"دولت" !؟
برا همين گفتم : واقعا ... !
مگر اينكه در واقع ! مثلا بقول روزنامه :"كيهان" ديروز پنجشنبه ، اين اوضاع اقتصادي فعلي رو "دولت" و اونم دولت :"5" سال گذشته ببار آورده باشه ! و ... بگذريم !جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۶ عصر
پاسخ: در يك كلام يعني: نجات در صداقت است. اين يك گزاره حقيقي‌ست. ممنون از نظر شما.
عليكم السلام برادر
دقيقا !
واقعا !
و همونطور كه فرموده ايد در :"حقيقت" !
يعني دقبقا :"حقِّ واقع" !
كه واقعا چه خبره !؟ آيا همونه كه مثلا صدا و سيما ميگه !؟ حالا مثلا روزنامه ها بمونه ! چراكه يكي به يكيش ميگه تو مثلا :"اصلاحات" ي و اونم به اين ميگه تو مثلا :"اصولگرايي" !
و راست يا :"صادق" ايندو با هم فرق داره !
اميدوارم كه هنوز انقدر پيش نرفته باشه كه اگه :"راست" شم گفته بشه باور نشه كرد !
مثلا گفته شده : مردم :"شاداب"ن ! يا مثلا :"خسته" نشدن ! ووو !
آيا اين :"راست"ه !؟
خب بله ! ولي از كي !؟ و چي !؟ از خدا !؟ پيامبرش !؟ و جانشينش !؟ و ... !؟ يا از :"دروغ"اي شما !؟
مثلا گزارشگر تلويزيون رفته نماز جمعه و چند نوجوان "شاداب" و "سرحال" رو به پرسش گرفته و اوناهم راست راستي همون :"حال خوش" رو كه ازشون پرسيده داشتن !
ولي مثلا بقول شاعر :
من از بي نوايي نيم روي زرد ، غم بي نوايان رخم زرد كرد
چي !؟ در اين اوضاع اقتصادي !؟ آيا همه شاد و شنگولن مثل اون چند تا نوجوون و امام جمعه ! ي شاداب و سرحال تر از اون نو جوونا !؟ كه تلويزون نشون داد !؟
و مانند اينا راسته !؟ يا بقول شما :"صادقه" !؟
نا گفته نمونه كه مثلا :"قانع" كردن كودكان ، فرق داره با "قانع" شدن ما ! هرچند كه براشون اين پرسش پيش نياد كه چرا دخل زندگي ما به اندازه ي خرج زندگي ما نيست !؟ ولي دخل زندگي ديگري بيشتر از خرج زندگيشه ! و ... !؟ پرسشهاي ديگر كه در اين ترسيماي شما بچشم مياد ! و خدا كنه كه كودكمان :"نفهمه" ! و قانع بشه !
در حاليكه : نجات در راستيه ! شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۱:۳۹ صبح
پاسخ: بله، فاصله طبقاتي در جامعه امروز ما ظالمانه است و اين ناشي از ربايي‌ست كه در سيستم‌هاي مالي و اعتباري كشور رواج دارد. اقتصاد مبتني بر انباشت سرمايه چنين آثاري دارد كه مي‌بينيم؛ اين‌كه دخل بعضي خيلي بيشتر از بعضي ديگر است. تشكر.
يعني چي :"نجات در راستيه" !؟
يعني اگه به كودكان خودمونم راستشو نميگيم ! ديگه به خودمون كه نمي تونيم راست نگيم !؟ حالا جانشين امام ! امام ! پيامبر و خدا بمونه كه :
أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى !؟شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۱:۴۷ صبح
پاسخ: قطعاً خداوند بهترين شاهد و حاكم است؛ مي‌بيند و مي‌داند. سپاس.
سلام عليكم جالب بود ، صرف نظر از مثال ! كه :"به تعبير معروف" در مثال كه مناقشه كرد . بله ! مثلا نماز ! كه مانند من و اونم برفرض مقيد بودن بهش ، مي خوانيم ! و اي بسا شايد بعدشم بگيم : آخيش ! در حاليكه خبر نداريم چي چي خدا به ما داده ! حتي فرادي اونم تو خونه ! چه رسه به جماعتش در محل و جمعه اش در شهر و ديار ! كه اگه و فقط اگه جماعتشم برپا ! بشه ، اونوقت "به تعبير معروف" پيدا كنيد يه مثلا گرون فروشو تو محلش ! حالا اين بازيگران دلار ، سكه و مثلا خودرو و ... كه جاي خود دارن ! يا مثلا همين كه امروز در :"خبرسازي" يا :"مهندسي خبر" تلويزيون بازم :"ارسال!" شد ! پنج بسته و بسته هاي دوازده گانه ! كه گويا ما از كره ي مريخ اومديم و خبر ندارم از مملكت ! مملكتي كه بجاي نماز و جماعت و جمعه اي كه گفتم ! "ارسال"ي غربي رو در مملكت پياد كرد ! و :"مردم سالاري ديني" شم همون صاب :دفتر ... خب ! با :"تصور"اتي كه شما هم بعنوان ولي يا سرپرست خانه در شكل گيريش نقش داشتين ! معلومه اشك مريم خانم در مياد ! ولي خدا كنه كه غافل نباشيم از :"مهندس" تصوير سازياي ما : هُوَ الَّذِي يصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيفَ يشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ همو كه كلمه ي عيسي رِ در مادرش دميد !چهارشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۷ - ۳:۵۵ عصر
پاسخ: سلام. ممنون از لطف شما. در پناه خدا.
سلام عليكم
بله ذائقه ها بروز شده ! يا داره ميشه ! حالا بروز يعني چي !؟ مسئله اينه !
يا مالك يوم الدّين !

چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۷:۲۹ عصر
پاسخ: سلام. همان يا مالك يوم الدين!
سلام عليكم
خوبه ! ولي تو بقول شما :"آرشيو" كه فقط ، بقول يكي از راهپيمايان :"سناريو" فقط "سناريوي" بقول شما "آرشيوي" نيست ! بلكه بقول ايشون : ميرن دنبال يه سناريوي جديد .
حالا جديد يا بقول خودمون :"نو" و يا :"تاژه" رو از كجا ميارن !؟ بمونه !
خب شايد :
من فكر مي كنم ، پس هستم !
برا اين من چه كردم !؟ بماند !
چه كنيم !؟
:"بهانه اي"
براي انديشيدن !جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۳ عصر
پاسخ: سلام. با انديشيدن و بهانه‌هاي آن موافقم. ياعلي
بله ! مي تونه
"بهونه" اي برا انديشيدن به اينكه :
تا ستم را به :"خاطر" آورم
يا بقول ديگش به :
ياد
آورد ، كه بقول اسنادشهيد مرتضي مطهري ، در آثار :"آرشيوي" بدون استثناء خوبشون ، يه قسمشم :
زاينده
باشه ! و نامشم ، بقول ايشون :
فكر
باشه ! و قسم ديگرشم چي !؟ مثلا بازگرده به آرشيو ! خب برا اينكه از آرشيو پيش كشيده شده بود ، چهل ساله شم ! چهل ساله ي :
ستم !
يا بقول ديگه ظلم !
عدل هم بمونه ، تو آرشيو ! و پيش كشيده نشه !
خب تو آرشيو كه فقط :"ستم" نبود ! چي بود :
ظلم و عدل !؟
يا :
عدل و ظلم !؟
حالا بمونه كه كدومش اول واريز شد به :"آرشيو" ، ولي :
جفت
ش چي !؟ به "آرشيو" رو ميگم !؟
حالا آرشيو :"تهي" يا خالي و يا :"صفر" بود !؟ م بمونه !

جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۲:۴۰ عصر
پاسخ: خداوند تعالي قضاوت خواهد كرد، الشاهد هو الحاكم.
و :
بهونه
اي شد برا واريز :
تا ستم را به خاطر آورم !؟
از كجا !؟ آرشيو !؟
قبلتو ! برا چي !؟ برا انديشيدن به :"ستم" !؟
و : ... !؟ جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۲:۴۴ عصر
پاسخ: حق تعالي عين حق است و عدل و ظلم را مي‌داند.
... : ما رأيت الاّ جميلا !جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۲:۴۶ عصر
پاسخ: كل يعمل علي شاكلته.
عليكم السلام
مقصود همون بود كه موافقت فرمودين ، ممنون .
منتها :"گام دوم"شو نفرمودين !
آخه پرسيدم :
چه كنيم !؟
ممنون ميشم اينم بفرماييد .شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۰ صبح
پاسخ: سلام. هر وقت فهميدم عرض مي‌كنم. ياعلي
عليكم السلام و ممنون !
ممنون از راهنمايي !
زيبا بود !
كه منم مثل شما برم :"بفهمم" !
و بعدشم !
كه ان شاءالله عرض كنم !
البته اگه تا حالا نفهميده باشم !
كه عرض شد :
چه كنيم ؟
حالا چه ؟ جوري بفهممش بمونه !
خودشم :"عميق" !
فهم عميق رو ميگم !
بهش چي ميگن !؟
فقه !؟ گفته نشده !؟
اصولش چي !؟
پيشنياز اينم چي !؟
بهش چي ميگن !؟
منطق !؟ گفته نشده !؟
كدوم منطق !؟
همون كه مثلا در :"جامع المقدمات" زمان طلبگي ما بهش گفته شده بود : منطق كبري يكشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ - ۸:۲۴ صبح
پاسخ: شايد. شايد هم نه. بيشتر البته. گاهي ممكن است. منطق هم كبري دارد. يك روز صغري. تا چه زماني يعني؟! اصلاً امكان يا ضرورت؟! اصول را كه خودش منطق است. منتها براي فقه. صدر مي‌گويد. ديگران كمتر. فقه، فهم است؟ يا فهم، فقه؟ مسأله اصلي خود ما هستيم. بخواهيم يا نخواهيم. مسأله اين است. اراده؛ آزاد يا اكراه يا اجبار. چون فكر مي‌كنيم هستيم يا چون هستيم فكر مي‌كنيم؟! هنوز هم معلوم نيست كه جامع همه مقدمات باشد. خيلي مقدمات كم است. خيلي هم اصلاً مقدمه نيست. مقصد شايد. چرا منطق كبري را ديگر كسي نمي‌خواند؟
ادامه بديم ؟
بحثو !؟
بحث طلبگي رو !؟
طلب :"فهم" رو !؟
منتظر :"موافقت" شما هستم .
ياعلي . يكشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ - ۹:۰۴ صبح
پاسخ: مطلق ِ طالب بودن مطلوب نيست. به درد نخورد، به درد نمي‌خورد. غايت مهم است. ربط بحث با غايت خلقت من چيست؟! اگر دارد، هستم، فالا فلا. ياعلي
بسم الله .يكشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ - ۹:۳۱ عصر
پاسخ: والحمد لله.
موافقم ، بسم الله ...چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۰ صبح
پاسخ: حقير موافق نيستم. وقت من و شما بيش از اين ارزش دارد. ندارد؟!
هر طور شما بفرماييد .
بنده كه فكر نمي كنم جز برا حمد خدا وقتي بهم داده شده باشه . چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷ - ۸:۵۸ عصر
پاسخ: در پناه خدا.
سلام عليكم
همين ! گفتم يه وقت نگين رفت و پشت سرشم نيگا نكرد و حتي يه سلاميم نداد .
موفق باشين ان شاءالله تعالي . پنج‌شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۰ صبح
پاسخ: و سلام بر شما. تشكر.
سلام عليكم
جالب بود ! دنيا رو ميگم ! كه محدوده ! به ديدني ، شنيدني ، بوييدني ، چشيدني و لمس كردني !
ولي اينام محدود شده ! مثلا هرديدني رو نميشه ديد ! و شنيدنيم و همينطور آنسه ي ديگه !
مثلا آزاد نيستيم هر چيزي رو حتي لمس كنيم !
جالب بود ! شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۹۸ - ۶:۲۶ عصر
پاسخ: ممنون و تشكر.
با عرض ادب و سلام مجدد .
اول اينكه خواهش مي كنم و تشكر متقابل .
در ثاني با اجازه ي شما از مطلب نقلي داشتم در نوشته ي امروزم ، و نشوني اينجا رو هم دادم . دوشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۳ عصر
پاسخ: لطف فرموديد. در پناه حق.
سلام عليكم
خب شايد با هزينه هاي امروزي بعضي فكر كنن كه روزي بچه ها رو خدا نمي رسونه !
در ضمن ! اگه :"سرباز" ديگران نشه !
فرزندا رو ميگم !
خصوصا "سرباز" صهيونيست و آمريكاش و ...
يعني روزي كه فقط خوراك ، پوشاك و مسكن نيست !
قال (عليه السلام) : طعام شامل ديدني ، شنيدني ووو هم ميشه !
همينطور يادگرفتني !
كه گويا دست همون :"صهيونيست ، آمريكاش و ..."هست !
تو مراكز :"علم و پژوهش"اينجا هم !
يعني سرباز سازي برا اونا !
خدا خودش بچه هامونو حفظ كنه ! ان شاءالله يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۷ عصر
پاسخ: عليكم السلام. إن‌شاءالله.
سلام عليكم
جالب بود !
پل رو عرض مي كنم .
پل طبيعت رو
برا رفتن به ماوراي طبيعت رو عرض مي كنم !
حالا اينورش چيه !؟ بمونه !
خب پل يعني چي !؟
يعني حدِّ فاصل رفتن از يه طرف به طرف ديگه ، ديگه !
انّا لله و انّا اليه راجعون ! دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۴ صبح
پاسخ: سلام. سپاسگزارم.
سلام عليكم
فقط اميدوارم كه اين نفي منهي به مثلا :
صفريك
نشه ! آخه در رنسان غرب ، اروپا و فرانسش ! اين نفي كه اولش كه :
صفر يك
نبود ! و اونم ازطرف دانشمنداني از قضا ديندار و خدا پرست !
بنده فكر مي كنم شما :"سبحان الله" رو گوش كردين ! ولي :
الحمد لله
رو فراموش كردين !
همينطور مثلا سبحان ربي العظيم ، و ربي العلي رو ، ولي :
بحمده
رو فراموش كردين !
فرمايش شما خروجيش مثل :
صفر يك
و يعني نفي خداس ! نفي :"به تعبير معروف" :
مجموعه ي جامع !
و چون ناجار ! از الحمد لله بودن ! و بقول مثلا كتاب :"تئوري طبيعي مجموعه ها" :
آب در هاون كوبيدن !
ميشد ! پس :
مجموعه ي تهي
جايگزين ! خدا ! شد ! با نفي ! مجموعه ي جامع !
جالب اينه كه بعنوان علم يا دانشم پذيرفته شده ! حتي در اين جا و اونم بعد :"انقلاب اسلامي" ! چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۲:۵۵ صبح
پاسخ: تسبيح مربوط به «تعريف خدا»ست. حمد و شكر مربوط به نعمت‌هاي او. تفاوت است در ميان تبيين نسبت ما با ذات خدا و نسبت ما با افعال خدا. هر كدام جاي خود را دارد.
با عرض ادب و سلام مجدد در اظهار نظرم بجاي : منتهي نوشتم : منهي لطفا اصلاح بفرماييد ، ممنون چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۲:۵۸ صبح
پاسخ: چشم. در پناه خدا.
عجب !
من اينو نمي دونستم !
من فكر مي كردم ولي فقيه مثل امامه ! كه پيامبر صل الله عليه و اله وسلم فرموده :
اگر و فقط اگر دونفر باشن ، يكي از ايندو امام ديگريست !
راستي ! حالا برفرض محال اين :"مربي" اگه اونايي رو كه به مردم نسبت دادين كرد چطور !؟
يعني "مربي" داره !؟ يا بقولي مادر زاد :"مربي"ه!؟ و يا بقول مثلا نويسنده ي كتاب :"چرا مسيحي نيستم !؟" دور تسلسل پيش مياد و آخرش ختم ميشه به خدا !؟ و اين باطله و پس :
مجموعه ي جامع نداريم ! و فرض رو بر اين ميذاريم كه :
مجموعه ي تهي
داريم ! كه نياز به :"مربي" م نباشه ! كه بقول اديان ! منجمله مسيحيت ! دچار دور تسلسل و باظل بودنش هستن !
نا گفته نمونه كه من با جامعه اي كه شما ، فكر مي كنم توجيه مي خواهيد بكنيدش ، كاري ندارم ! با :"خانه ي خانوده" ي خودتون كار دارم ! كه گويا :"مربي فقيه" ش شما هستين و بچه ها هم مثل همون مردمي كه ...
اميدورام يه روزي نگن : چرا شيعه نيستم !؟ چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۲:۰۱ صبح
پاسخ: من مسيحي نيستم و فرزندانم را با نظريه مسيحيان پرورش نمي‌دهم. سپاس.
بگذرم ! پرسشي كه در مطلب شما مطرحه اينه كه ، هرچند پيامبر ! و پيامبران :"مربي" بودن در زمان خودشان ، ولي يه :"خاتم الانبياء" داريم ! و :
اليوم اكملت لكم دينكم و ...
و امروز ! دوران امامت و در عصر غيبت :"خاتم الاوصياء" و دوران :"ولايت فقيه" هست !
يعني همون كه :
يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك ...
كه اگه :"ابلاغ" نميگرد :"خاتم الانبياء" كه نبود ! اصلا 23 سال رسالتشم هيچي بود !
شما در مطلبتون كه با عنوان مربي :"فقيه" آغاز شده ، بجاي امام پيامبر رو عنوان كردين ! در حاليكه :"مربي فقيه" پس از حتي :"خاتم الانبياء" مطرحه ! و فقيه مثل امام دين جديدي رو ، مثل ادعاي شما ! مطرح نميكنه ! دين و كاملشو :"خاتم الانبياء" آورده !
بله ! نقله كه امام زمان كه مياد :"دين جديد" ي رو مطرح ميكنه ! ولي اين بهمين معناس كه دين اونقدر دستكاري شده ! اونم براي توجيه خود ! كه بقول آقا امام حسين عليه السلام :
الاسلام والسلام ! چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۲:۲۷ صبح
پاسخ: پيامبر (ص) تشريع مي‌كند. اما تربيت مردم براي رشد بر اساس اين تشريع همواره لازم است، در همه زمان‌ها، حتي دوران غيبت.
ناگفته نمونه ! هرچند :"به تعبير معروف" صلاح مملكت خويش خسروان دانن ! و به بنده مربوط نيست ! ولي نوشته شما رو اگه بچه هاي من كه رفتن تو اينترنت و "به تعبير معروف" فضاي مجازي و ديدن چي !؟
آيا به بچه هاي من مثل اون :"مردم" توهين نشده !
... اقرا و ربك الاكرم !
مربي ! مربي فقيه !
مربي گرامي ! چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۲:۳۳ صبح
پاسخ: همه انسان‌ها به تربيت نياز دارند، تربيت فردي در خانه و تربيت اجتماعي در جامعه. نياز داشتن به تربيت توهين نيست، يك ضرورت براي رشد و تكامل است.
سلام عليكم
بله ! بقول آقاي جوادي آملي :"استخدام" دين و بقول شما مليت براي بقول شما خالي كردن جيب مردم !
خودشم قانوني ! قانونم ساكت كه نه ! بلكه در "استخدام"شون ! پليس قانون هم حافظشون ! در :"امنيت" كامل و مردم محروم از "امنيت" اقتصادي ! اونم در اين اوضاع و احوال !
چندي پيش رفتيم فروشگاه رفاه ! نوشته بود :"تخفيف" ! ولي بعنوان مثال يه خوردني رو كه قبلا ميداد سه و چهارصد ، داد سه و هفتصد ! خودشم تو بيست هشت آخر ماه تا سوم ماه بعدي ! كه تلويزيونم براش تبليغ ميكنه و درآمدي داره از اين بابت ! بله : صداو سيماي جمهوري :"اسلامي" ايران ! جمعه ۸ آذر ۱۳۹۸ - ۱:۰۶ عصر
پاسخ: سلام عليكم. اقتصاد مبتني بر بازار آزاد همين است؛ كاپيتاليزم، سرمايه‌داري. سرمايه است كه حكومت مي‌كند بر انسان‌ها. بايد نظام اقتصادي را عوض كنيم. راهي جز اين وجود ندارد. اسلام نظام اقتصادي خودش را دارد. نه كاپيتاليزم، نه سوسياليزم.
سلام عليكم
آموزنده و مفيد بود و حظّ خودمو بردم ، خصوصا از :"دو طرفه" بودن ! چراكه فقط آموزش دهنده نيست كه دست اندر كاره ، آموزش گيرنده هم بيكار نيست ! حالا چقدش بمونه ! منكه فكر مي كنم پنجاه پنجاهه ! شنبه ۷ دي ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۳ صبح
پاسخ: سلام. همين‌طور است كه مي‌فرماييد. تشكر.
سلام عليكم
گويا برا آينده ي بچه ها ، اونم برا بچه هاي خودتونم برنامه داريد !
اي كاش من براي آينده ي خودم يه برنامه داشتم ! حتي يه روزشم ! چه رسه به هفته ، ماه و سالش !
حالا بر چه اساس !؟ بمونه !


جمعه ۲۷ فروردين ۱۴۰۰ - ۷:۴۰ عصر
پاسخ: سلام. بله، برنامه داشتن مهم است. حتي اگر به نتيجه نرسد، تلاش بايد. ممنون.

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN