نظردهنده: حميد

سلام خيلي فوري لطفا راهنمايي نماييد
اگر با كمك خانواده زوجه درب منزل
شكسته باشد و زوجه را بيرون برده باشند(ايشان شرايط روحي خوبي ندارند و
كلا انسان متوهمي هستند) و الان بيش از دو ماه مي باشد كه با اقدام
دادخواست اجرت المثل و حضانت فرزند ساله شروع كرده اند و متاسفانه وكيل
انسان نمايي هم دارند با هدف آنكه اقدامات ريش سفيدي و خانوادگي نتيجه اي
نگرفته باشد و بنده هم اصرار پيامكي كرده باشم و جوابي نگرفته باشم و
ديگران و پافشاري بر مظالبات نا بحق از قانون سراسر مشكل باشد آنهم به
پشتوانه وكيل از خدابي خبر چه بايد كرد
نه عدم تمكيني و نه شكايتي انجام داده ام تنها سفر به كربلا و كمك از از سيالشهدا و افزايش ذكر و ...
ولي الان ميبينم روز به روز بر ظلم هاي كه غير قابل يش بيني توط بنده است اضفه ميشه نبايد من كاري انجا مبدهم
برا يمثال حتي مشاور فرستادم ولي مشاور اظهار كرد ايشون چون صداقت نداره و حقه بازي ميكنه در كلام خيلي نميشه كاري كرد
در تحمل و صبر شكي ندارم
اما در دفاع از حقوق خويش و لطمه خوردن به فرزند 6 ساله ام متحير و بلاتكليف مانده ام ...
لطفا راهنمايي نماييد...
اگر
هم از هدفم سوال داريد پاسخ اين است كه با شرايط فعلي همسرم امكان زندگي
وجود نداره با عيب و ايرادها و هواي نفساني كه در طول 11 سال بوده است لكن
اگر اصلاح يا اعجازي اتفاق بيافته نه تعهد و شرط كه فايده ندارد چرا ادامه
نه فقط براي فرزند بلكه به وظيفه و انجام تكليف واجب است.
اجر شما با حضرت معصومه س
شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۳ - ۴:۰۲ عصر
پاسخ: سلام. براي بنده بهتآور است كه درب منزل را بشكنند كه زوجه را ببرند! اين يعني زوجه راضي به خروج نبوده؟! در را خودش باز نكرده؟! پس چطور قبول كرده برود؟! به زور و عدواني بردهاند؟! اين كه مصداق آدمربايي ميشود و قابل شكايت مستقل است! نميدانم. تا به حال با چنين مطلبي برخورد نداشتهام. تنها يك توصيه ميكنم: حتماً به سراغ يك وكيل برويد. به صورت حضوري. همين الآن. به يك دفتر وكالت مراجعه كرده و موضوع را در ميان بگذاريد. او از نزديك و با پرسشهاي دقيق به كنه مسأله پي خواهد برد و راهحلهايي را پيش پاي شما خواهد نهاد. البته كه در انتخاب راهحلها خودتان بايد تصميم بگيريد. وكيل تنها راهنماي شماست نه رهبر شما. اين نكته را ولي توجه داشته باشيد كه بدون وكيل به دادگاه رفتن مانند ورود به غاري تاريك بدون چراغ است. در كنار توكّل به خدا، از مشاوره وكيل بايد استفاده كنيد. با مراعات همان مطلب كه عرض كردم؛ تصميم را خود بگيريد و به وكيل وانگذاريد. وكيل طرف شماست، اما اگر شما طرف خدا هستيد، طرف حق و حقيقت و به مصلحت ميانديشيد، راهنمايي بگيريد، ولي مراقب حدود شرعي باشد. ياعلي
سلام
از سايت بازديد كنيد و ثبت نام فرماييد
دوشنبه ۱۹ دي ۱۳۹۰ - ۹:۲۰ عصر
پاسخ: چشم!
برخي -تاكيد مي كنم- برخي از اين سربازان مظلوم امام زمان لياقت صفت حيوان را هم ندارند از بس به زن و زندگي و فرزند ستم مي كنند .
همه چيز درس نيست
همه چيز تفكر در آيات و انفس نيست
دختر مردم گناه نكرده كه زن طلبه شده است
متاسفانه ما طلبه ها سوراخ دعا را گم كرده ايم
زندگي ساده طلبگي با تنبلي و بي عاري و بي اخلاقي و .... تفاوت دارد
فتدبر جيدا
سهشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ - ۲:۰۲ عصر
پاسخ: شنيدم از استاد، نقل ميكرد از آقاي شاهآبادي استاد اخلاق امام(ره)، ميخي از در بيرون آمده، عباي طلاب گير ميكرده و پاره ميشده بعضاً، تذكر داد كه بكوبند. طلبهنمايي سخن دراز كرده كه اگر قضاي الهي باشد پاره ميشود، نباشد نه، پس چه حاصل كه چكش آوريم و به كوفتن، زحمت اندازيم خود را. آقا رو كرده و فرموده: «ميبينم تنبلي شما را موحّد كرده!». بله برادر عزيز و دستهگلم، بعضي از ما ادعاي تقدّس ميكنيم و به تنبلي دست از زندگي ميشوييم. بايد از مكر شيطان به خدا پناه برد كه به صفت خنّاسي براي هر طايفهاي حيلتي در جيب دارد، براي موحّدين نيز همين گم كردن سوراخ دعا را. خدا شما را جزاي خير بدهد كه نيك تنبهي دادي. علي يارت!

با سلام، مبحث جبر و اختيار را از اين ديدگاه كه از صفات خدا نيز جباريت او است آنچنانكه در دعاي جوشن كبير آمده است كه اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ، يا سَتَّارُ، يا غَفَّارُ ، يا قَهَّارُ، يا جَبَّارُ ، يا صَبَّارُ، يا بارُّ، يا مُخْتارُ، يا فَتَّاحُ، يا نَفَّاحُ، يا مُرْتاحُ. و انسان نيز مي تواند بطور پتانسيل به خليفة اللهي برسد و امروزه روز بجايي رسيده است كه سوار بر هواپيمايي مي تواند با فشار دكمه اي سلاحهاي مخوف خود كارا كرده و شهري را از بين ببرد و او خود اين كار را نمي كند و بلكه دستور فشار دادن دكمه را در وقتي كه تعيين مي كند مي دهد. اينجا بنظر مي رسد كه اينكه چنين جبري همراه با جباريت خدا است يا خير بسته به اين است كه آيا اين قدرتي كه مي تواند چنين دستوري را دهد همانگونهع كه ادعاي خليفة اللهي دارد واقعاً چنين است يا در رقابتي ناگزير واقع شده است كه با ديگر مدعيان خليفة اللهي وارد جنگ شده و انگيزه اش نابودي آنها است قبل از اينكه اينها او را به نابودي بكشند. و اين مقياسي است كه در قياسهاي كوچكتر و بزرگتر تكرار مي شود. و اينكه بخواهيم به اين وضعيت دچار نشويم، مستلزمش حكمت الهي و حكمت متعاليه و فلسفه و علم و جبر و مقابله و رياضي فيزيك و مدل استاندارد فيزيك و هندسه ناجابجايي و نظريه حميدي-مجيدي و بلكه خود دسترسي به خليفة اللهي امام زمان است و به كمتر از آن قانع نشدن همانطور كه خود حضرات ولايت فقيه و در دعاهاي مربوط به آنها و از جمله خدايا خدايا تا انقلاب مهدي از نهضت خميني محافظت بفرما خامنه اي رهبر به لطف خود نگه دار.... همه و همه ما را به انقلاب او بشارت مي دهند. لا اله الا الله. اللهم صل علي محمد و آل محمد و تقبل شفاعته و ارفع درجته.
سهشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۳ عصر
پاسخ: متأسفانه متن شما به نظرم بسيار مشوّش و ناخوانا آمد. جملات به كار رفته داراي نهاد و گزاره صحيحي نيستند و همگي ظاهراً ناقص ميباشند. بنابراين نتوانستم متوجه فرمايش شما بشوم. ما ايراني هستيم و به زبان فارسي سخن ميگوييم. زبان فارسي قواعد و گرامر روشن و مشخصي دارد. اگر از اين قواعد در نگارش پيروي نكنيم نميتوانيم با ديگران ارتباط برقرار نماييم. متن فوق مملوّ از واژگانيست كه به دليل قرار نگرفتن در ساختاري قاعدهمند، بيمعنا شدهاند. به اين گزاره دقت بفرماييد: «مبحث جبر و اختيار را از اين ديدگاه كه ... در وقتي كه تعيين مي كند مي دهد.» وقتي به نقطه ميرسيم، معنايش اين است كه جمله ساخته شده و به سرانجام رسيده. اما خواننده هنوز منتظر مانده و نفهميده «خبر» براي «مبحث» چيست؟! يعني جمله كاملاً ناقص بوده و تمام معترضهها آمدهاند تا در لابهلاي خود «خبر» مربوط به «مبتدا» را گم نمايند. لطفاً يكبار ديگر زحمت بكشيد و كامنت خود را به فارسي سره بنويسد. اگر فارسي نميتوانيد به عربي، نشد به انگليسي. ولي به هر زباني كه مينويسيد، بيزحمت صحيح و درست بنويسيد تا حقير بتواند از مطلب استفاده نمايد. موفق باشيد.
فكر نمي كنيد خيلي زرنگيد
كسي كه سه شرط شما را بپزيرد احمق است
مهريه را ببخشد بعد شما هم خوش به حالتان شود عمرا هم باز گردانيدش
حرفهاي قبلي اش را هم نقض كند تا ماجراي پرونده شما حل شود و سابقه را از بين ببريد
خلاصه خيلي خوش به حالتان مي شود
كمي زرنگ تشريف نداريد
چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۴ صبح
پاسخ: بحث زرنگ بودن نيست. بلكه قصه جبران است. وقتي من با دروغ گفتن براي شما پرونده بسازم، البته كه بايد با اعتراف كردن آن سوابق را پاك كنم، اگر نكنم معصيت كردهام و قطعاً عذاب جهنم را به جان خريدهام. اين كه شرط نيست، بلكه تكليف است. مهريه را هم مازاد بر 24 سكه را بخشيده بودند. قرار نيست دوباره ببخشند تا خوش به حال زوج شود، فقط بايد به بخشش خود اقرار نمايند و سند رسمي امضاء كنند، تا به وعده عمل كرده باشند. ملاحظه ميفرماييد كه هيچكدام از اينها شرط جديد نيست، بلكه اعتراف و اقرار به گذشته است، همين! حالا اينها نشانه زرنگي و مكر و حيله به نظر ميرسد؟! تشكر از نظر شما.
بايد ديد در چه شرائطي مهريه را بخشيده
ايا از روي اكراه بوده يا نه
يا مصداق مهرم حلال جونم ازاد بوده
اصلا براي چي بايد مهريه اش را بخشيده باشد
شايد شما شرايطي را برايش به وجود اورديد كه چاره اي نداشته
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۳ عصر
پاسخ: شايد شوهر زن را كتك زده، شايد شوهر معتاد بوده، شايد دزد يا قاتل بوده، اصلاً شايد شوهر چاقو كشيده و زن را وادار كرده مهريه را ببخشد و هزاران شايد ديگر. بله، اگر بخواهيم بر بنياد شايد بنايي نهيم، راه به جايي نخواهيم برد. واقعيت رخ داده است، حادثه واقع شده، امروز ما فقط بينندگان جدالي هستيم كه به پايان رسيده است. جز قضاوت چارهاي نداريم. نميتوانيم حقيقت را تغيير دهيم. اينكه در چه شرايطي مهريه را بخشيده هم روشن است. اصلاً فلسفه قرار دادن آن ميزان مهريه هم پوشيده نيست بر كسي. اگر مهريه طريق اسلامي خود را ميپيمود و مرد موظف ميبود هنگام ازدواج همه را يكجا پرداخت نمايد، اساساً اين مسائل مطرح نميشد. زيرا مهريه را نميتوانستند بيش از سه يا چهار سكه قرار دهند! آري خواهرم. اگر مشتاق هستيد وضعيت زوجه را هنگام بخشش مهريه بدانيد، كار چندان دشوار نيست. نشاني ميدهم در يك سايت خفن، آنجا هر چه اطلاعات بخواهيد موجود است، محرمانه البته، اما ميتوان براي شما استثناء قائل شد:
http://chamankhah.ir. واقعيت قابل تغيير نيست و گذشته هرگز باز نميگردد و تاريخ عوض نميشود. تشكر از پيام شما.
به هر حال شما روشن نكرديد مهريه را براي چي بخشيده
در ضمن سايت مورد نظر بسته بود
شنبه ۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۲ صبح
پاسخ: بسته نيست. اگر مطالعه فرموده باشيد، نياز به رمز دارد كه هر كس داخل نشود. از طريق ايميل ميتوانم رمز را در اختيار شما بگذارم. مكاتبه بفرماييد تا اقدام شود. تشكر.

منظورتان همذات پنداري است !!!؟؟؟؟
يكشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۴:۵۳ عصر
پاسخ: أحسنت بر شما. «همذات» هم گزينه مناسبي است. اصلاً به آن توجه نداشتم. بنده در ذهنم «همزاد» بود، يعني تصوّر اينكه با هم زاييده شده و يكي هستند. خاطرم نميآيد تا به حال در جايي با اصطلاح «همذاتپنداري» برخورد كرده باشم. نميدانم آيا اصطلاح رايجي هست يا خير. ولي از تذكر شما بسيار متشكرم. اصطلاح بامعناتري نسبت به آن چيزي است كه بنده برگزيدهام. (ظاهراً لغتنامه دهخدا ميگويد كه بنده غلط رايج را به كار بردهام و درست همان است كه شما فرموديد. اين مطلب را نميدانستم. :)

كار سختي است مواظبت و نگهداري و تربيت سه فرزند خردسال بدون مادر... خدا به شما صبر و توفيق روزافزون عنايت كند در اين مسير دشوار. من هروقت همسرم دو سه ساعت بيرون مي رود و با بچه ها تنها هستم در كنترل و مديريت بچه ها احساس ناتواني و ضعف شديدي مي كنم .
چهارشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۷:۳۲ عصر
پاسخ: اگر توقع انسان از زندگي كم شود، خيلي سختيها آسان خواهد شد. بيشتر مشكلات ما به خاطر خواستههاييست كه تأديه نميشود، حقي كه براي خود قائل هستيم و ديگران به تكليفشان عمل نميكنند و ما را ميرنجانند، چه كوچك و چه بزرگ. هر چقدر مؤونه كمتر، نگراني كمتر. البته حقير اينگونه نشده، در تلاش است كه بشود. خدا كند همهمان اين چند روز دنيا را بيخيالي طي كنيم و به خود و ديگران سخت نگيريم! بچه را اذيت نكني، اذيت نميكند! :)

شما چه جوري دفترهاي سال 64 رو نگه داشتي؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
سهشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳ - ۸:۵۶ عصر
پاسخ: البته نگهداشتن دفترهاي دوران كودكي از شاهكارهاي مادرمست. ايشان معلم بودند و براي هر كدام از فرزندانشان يك دفتر نگهداري كردند. معمولاً دفتر املاء را. خط خيلي بدي داشتم، درست است؟! واقعاً بد! :)