نظردهنده: حلما

اقاي صبر مادرتان داره همين الان رو مي بينه نمي بينه كه شمابايد چند سال اين شرايط را تحمل كنيد طلاق بدهيد راحت شويد خب تفاهم نداريد ديگه زن دوم و اين ها شما را به دعواي جديد مي كشاند و اعصابتان را بيشتر خورد مي كند
دوشنبه ۲۰ دي ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۵ عصر
پاسخ: خواهر گرامي! شما هم دست به طلاقت خيلي خوب شدهها... اگر خدا هم ميخواست اينطور بين ما قضاوت كند، فكر نكنم خانوادهاي سالم باقي ميماند! نظر بنده شخصاً بعد از اين همه در دادگاه بودن اين است: از هر صد زوج مراجعهكننده به دادگاه فقط يكي واقعاً بايد به طلاق كشيده شود. بقيه را ميشود اصلاح كرد. باور بفرماييد. اصل گرفتاري بر سه محور استوار است؛ خودخواهي شخصي پسر و دختر، خودخواهي خانوادگي خانواده پسر و خانواده دختر، بيماري روحي و شخصيتي پسر يا دختر. بيشتر موارد دعواها همان مورد اول و دوم است و سومي بسيار كمتر. اولي و دومي درمان دارد، ولي سومي در بعضي مواردش درد بيدرمان است. پس خيلي كارها هست كه ميشود براي حل مشكل يك زوج كه گمان ميكنند به بنبست رسيدهاند انجام داد. :)