نظردهنده: توكلي

سلام عزيز ، واقعا دم شما گرم
خيلي مطلب جالبي بود . هم مبتكرانه بود طوري كه به فكرم رسيد كتابي با اين سبك براي آشپزي ميتواند خيلي جالب باشد و هم بسيار مفرح بود .
البته جسارتا 2 نكته عرض ميكنم خدمت شما . يكي اينكه مراحلي را كه براي گذشتن نياز به شرطي ندارند و پشت سر هم هستند را در يك مستطيل آورده شود به نظر بهتر است . مثل " سوراخ كردن ليموعماني " و " قراردادن ليمو عماني در قابلمه " اينطوري حجم فلوچارت كمتر شده و از وحشت آشپز آماتور ميكاهد .
و دومي هم وجود يك باگ خطرناك در پايان فلوچارت است كه ميتواند هم غذا و هم آشپز را با هم به باد فنا دهد . شرط آخر اينست " آيا طعم خورش خوب است ؟ " ممكن است طعم خورش به علت زياد ريختن نمك يا آبليمو خراب شده باشد و چون جواب خير است برميگرديم و باز هم نمك و آبليمو اضافه ميكنيم و .... :)
البته حالا شما براي حل اين باگ دو راه داريد . يكي اينكه آن شرط را به اين صورت تغيير دهيد " آيا مقدار آبليمو و نمك كافي است "
راه دوم اينكه يك شمارنده براي اين شرط بگذاريد كه مثلا اگر 3 بار تكرار شد ديگر به عقب برنگردد و به مراحل بعد برود كه آن هم اين شرط است " آيا غذا قابل خوردن است ؟ " :)))
ببخشيد قصدم بيشتر مزاح بود و البته بهبود كار جالبناك شما موفق باشيد .
سهشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۳ - ۸:۴۰ صبح
پاسخ: هاهاها... دم شما نيز بسيار گرررم. :) جدّاً و حقيقتاً محظوظ شديم از اين ملاطفت طبع شما. تشكر. اين فلوچارت باگ زياد دارد. صحيح ميفرماييد. اگر آن را به يك ربات متصل نمايند، تمام آشپزخانه را به نابودي ميكشاند! كافيست در يكي از حلقهها و لوپها بيافتد و نتواند در بيايد! خيلي ممنون از تذكرات عالي شما. طاعات و عبادات شما قبول درگاه احديّت. در اين حال گرسنگي و تشنگي و در اين دماي 40 درجه ماه مبارك تابستانه قم، ياد قرمهسبزي حالمان را دگرگون كرد. روحتان شاد، لطفتان متعالي.

سلام سيد عزيز . از خواندن مطالب وبلاگتان بسيار خوشنودم .
و اما در مورد مطلبي كه نوشتيد : در عجبم از كار بشر . يكي مثل شما ميفرمايد كه مثلا مواد مخدر مضر است . سعي كنيد از آن فاصله بگيريد . بعد سوالات شروع ميشود كه مثلا كدام نوعش مضرتر است؟ فلان نوع را چه طوري بايد درست كرد ؟ فلان را با فلان مصرف كنيم چه ميشود ؟ كدام اثرش بهتر است ؟ و احيانا اگر تجربه اي هم داريد در اختيار دوستان بگذاريد :)) ببخشيد آخري را شوخي كردم :) فكر ميكردم ما انسانها فقط كتابها را ناقص ميخوانيم اما گويا در مورد جملات كوتاه هم همين است مثلا به اين عبارت دقت كنيد " يكي از مهمترين حكمت هاي خلقت مواد مخدر استفاده از آن به عنوان تسكين دهنده دردهاي شديد در صنايع دارويي است ولي مصرف غير دارويي آن به شدت اعتياد آور و براي تمام ارگانهاي بدن مضر است " بخش اول اين عبارت ميشود بهانه اي براي مصرف خيلي از آدمها كه مثلا دندانم درد ميكند يا اعصابم ناراحت است و ... و يا آيه شريفه "
كلو واشربوا ولا تسرفوا " فقط كلوواشربوا را به حدكمال متوجه شده و انجام ميدهيم . وامان از علم ناقص كه گاهي از جهل خطرناكتر است . موفق باشيد .
يكشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۳ - ۴:۲۰ عصر
پاسخ: بله، صحيح ميفرماييد. گاهي بعضي توضيحات اضافه در نهي، خود مضرّ به نظر ميرسند. تشكر

سلام برادر عزيز
با خواندن مطلب شما و تاييد صحت آن نكته اي به نظرم رسيد كه گفتم خدمت شما عرض كنم . زيرا قبلا مطلبي از شما در مورد تحليل بازيهاي رايانه اي خوانده بودم كه بسيار جالب بود و گفتم شايد اگر در جايي از زبان شما براي اهلش عنوان شود به كار آيد .
هر مخاطبي با ديدن بازيهايي مثل call of duty و امثال آن با در نظر گرفتن سوابق و سياستهاي امريكا در زمينه جنگ افروزي براحتي به عمده ترين اهداف اين بازي سازيها يعني تربيت نيروهاي آدمكش پي ميبرد . البته مهم نيست كه اين شخص در بازي آمادگي بدني كسب نميكند ، زيرا اين آمادگي با چند ماه اموزش بدست مي آيد . بلكه مهم اشتياق و لذتي است كه از كشتن و حذف اهداف و برتري در ذهن و روح اين گيمرها به وجود مي آيد . البته مزيتي كه در اين روش تربيتي وجود دارد (چه مثبت چه منفي) اين است كه شخص بدون تحمل سختي هاي فيزيكي سرشار از لذت ذهني ميشود و با قرارگرفتن در موقعيت واقعي ديوانه وار و مثل يك روبات ماهر فقط عمل ميكند .
از اين خصلت ميشود در زمينه مثبت استفاده هاي خوبي كرد . مثلا اگر ميخواهيم بچه ها نسبت به كوهنوردي راغب شوند ميشود در قالب يك بازي كه هدف آن صعود به قله است ( البته با اتفاقاتي در مسير براي جذاب شدن راه ) لذت فتح قله را بارها به كودك بچشانيم و گمان بنده اين است كه چنين كودكي وقتي پاي كوه برسد ديگر نيازي به توضيح مزاياي كوهنوردي نخواهد داشت . بخواهيم هم نميشود جلويش را گرفت . اميدوارم بازيسازهاي متعهد از اين فناوري در راه انسان سازي و رشد با در نظر گرفتن مزايايي چون آنچه كه ذكر شد استفاده كنند . نه اينكه فرق بازي ايراني و خارجي فقط در شخصيت آن باشد . يعني آنجا كريتوس ( بازي god of war ) آدمها و هيولاهاي كج و كوله را با خشونت ميكشد و در اينجا گرشاسپ ايراني . ولي نتيجه همان قساوت قلب . موفق باشيد .
چهارشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۳ - ۵:۵۶ صبح
پاسخ: سلام. احسنت بر شما. به نكته ارزشمندي اشاره فرموديد. به نظرم رسيد خاطرهاي واقعي از گذشته عرض نمايم، تا بدانيم مشكل ما در توليد بازيهاي رايانهاي و كلاً هر فعاليت فرهنگي چيست. سال 1377، يعني 16 سال پيش، هيچ كس تقريباً دنبال بازيهاي رايانهاي ايراني شايد نبود. همحجرهاي من در مدرسه معصوميه(س) دوستي داشت كه در سازمان نور گرافيست بود. در رفت و آمد به حجره وقتي فهميد برنامهنويسي ميدانم، پيشنهاد كرد يك بازي رايانهاي اسلامي بنويسيم. هر سه بر اين مطلب توافق كرديم. بنا شد برنامهنويسي با من باشد، گرافيك با ايشان و تنظيم سناريوي بازي يا همان گيمپلي با همحجرهاي من. من كنار درسهاي حوزه مشغول مطالعاتي روي دايركتايكس شدم. زيرا ميخواستيم بازي كاملاً سهبعدي باشد و فضا اصلاً مثل بازيهاي ديگر دوبعدي نباشد. آنزمان هم موتورهاي بازينويسي مثل آنريل و اينها نبود. اصلاً ويندوز 98 آخرين سيستم عامل مايكروسافت بود. خلاصه مدتي هر كدام مشغول مطالعه بوديم و جلساتي داشتيم. بعد از چند ماه، داشتم در حجره نماز ميخواندم كه دوست همحجرهاي آمد و با همحجرهاي مشغول صحبت شد. سر سناريو بحثشان گرفت. من همچنان در نماز بودم كه كارشان به داد و هوار كشيد، هنوز نماز را تمام نكرده بودم كه شنيدم مسئول گرافيك يهو به همحجرهاي گفت: اصلاً من خودم مدير پروژه هستم و تو را از سناريو بر ميدارم و خودم سناريو را طراحي ميكنم. همحجرهاي هم گفت: كي تو را مدير پروژه كرده؟ همچين قراري نداشتيم. آقا تا نمازم تمام شد، كل پروژه منتفي شد و قهر قهر تا روز قيامت! :( چند ماه كار كردن در چند دقيقه تمام! آقا ديگر اين همحجرهاي ما با آن دوستش به هم زد كه زد. بالكل هم پروژه بازي رها شد. ايمان ما به قدري نيست كه منيّتمان را سركوب نمايد و كنترل. ولي دنياپرستي كفار آنقدر غليظ هست كه بر سر هدف مشترك، از خود بگذرند! عجيب است. تشكر

سلام برادر عزيزم ، حرف حق و دردناكي را يادآوري كرديد .البته كه در زمان آن مرحوم ( امام موسي صدر ) بسياري از امور بشري سازمان يافته بوده است . اما جالب است كه در زمان ما نه تنها اموري مثل تجارت ، حكومت ، سياست و هنر ( مثل سينما ) به صورت جمعي و سازمان يافته و با بهره وري بسيار بالا انجام ميشود بلكه حتي گسترش فساد نيز در دنياي امروز به صورت سازمان يافته درآمده است . مثل بسياري از فعاليتهاي فراماسونري و شيطان پرستي در زمينه هاي سينما ، بازي هاي رايانه اي ، سايت هاي انحرافي و ...
كه باعث افزايش شديد سرعت رشد كفر و فساد و كوچك شدن جبهه مومنان واقعي است . اما در چرايي اين موضوع داشتم فكر ميكردم كه يادم آمد كه جواب اين سوال را مولاي حكمت و عدل امام علي (ع) نه 50 سال پيش كه 1400 سال پيش فرموده اند .
"
شگفتا، به خدا كه هماهنگي اين مردم در باطل خويش و پراكندگي شما در حقّ
خود، دل را مي ميراند و اندوه را تازه مي گرداند. زشت باد روي شما و از اندوه
برون نياييد كه آماج تير بلاييد. بر شما غارت مي برند و ننگي نداريد. با
شما پيكار مي كنند و به جنگي دست نمي گشاييد. خدا را
نافرماني مي كنند و خشنودي مي نماييد. اگر در تابستان شما را بخوانم گوييد
هوا سخت گرم است، مهلتي ده تا گرما كمتر شود. اگر در زمستان فرمان دهم
گوييد سخت سرد است، فرصتي ده تا سرما از بلاد ما به در شود. شما كه از گرما
و سرما چنين مي گريزيد، با شمشير آخته كجا مي ستيزيد؟ اي نامردان به صورت
مرد، اي كم خردان نازپرورد، كاش شما را نديده بودم و نمي شناختم كه به خدا،
پايان اين آشنايي ندامت بود و دستاورد آن اندوه و حسرت. خدايتان بميراناد
كه دلم از دست شما پرخون است و سينه ام مالامال خشم شما مردمِ دون كه پياپي
جرعة اندوه به كامم مي ريزيد و با نافرماني و فروگذاري جانبم، كار را بهم
در مي آميزيد تا آنجا كه قريش مي گويد پسر ابوطالب دلير است اما علم جنگ
نمي داند. خدا پدرانشان را مزد دهد، كدام يك از آنان پيش تر از من در ميدان
جنگ بوده و بيشتر از من نبرد دليران را آزموده؟ هنوز بيست سال نداشتم كه
پا در معركه گذاشتم و اكنون ساليان عمرم از شصت فزون است. اما آن را كه
فرمان نبرند، سر رشتة كار از دستش برون است. "
به نظر ميرسد كه ايشان
يكشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۳ - ۶:۰۹ صبح
پاسخ: بسيار سپاسگزارم با اشاره دقيقي كه به فرمايش مولا عليهالسلام داشتيد. تشكر.
به نظر ميرسد كه ايشان بيشترين علت را در سستي و غفلت و سهل انگاري ميدانند كه اگر از نظر
روانشناسي بخواهيم بررسي كنيم شايد علت اين سستي در نوع پاداشهاي اين دو
جبهه باشد . از آنجايي كه پاداشهاي جبهه باطل پاداشهاي مادي و ظاهرا سهل
الوصول تري هستند ( ثروت ، قدرت ، .. ) انسانهاي عجول و كوته بين كه
متاسفانه اكثريت انسانها را تشكيل ميدهند براي رسيدن به آن تمام تلاش خود
را به كار ميگيرند ( تشكيل گروه ، نقشه توطئه و ... ) و جالب اينكه در
دنياي واقعي بر اساس سنت هاي برحق الهي به نتيجه نميرسند ( مثل عمر سعد ) .
و در مقابل مسلمانان متاسفانه به خاطر ديد محدودي كه در مورد دين دارند
انگيزه زيادي براي پرداختن به آن ندارند در حالي كه اگر حتي فقط نسبت به
قدرت دستورات دين در ساخت زندگي موفق دنيايي اطلاعات كافي داشتند بسيار با
انگيزه تر ميشدند . اما متاسفانه شايد نتيجه دينداري در ذهن آنها بهشت
مبهمي در هزاران سال ديگر باشد كه آنهم در اين روزگار جهل پرست از چپ و
راست مورد ترديد قرارا ميگيرد . ان شاالله بزودي خواهد آمد روزي كه تمام
دانشندان و علما جواب همه سوالات و چاره همه دردها را در ديني خواهند يافت
كه صدها سال رها كرده بودند و در علوم ناقص بشري به دنبال جواب ميگشتند
. پوزش از زياده گويي، موفق باشيد.
اللهم عجل لوليك الفرج
يكشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۳ - ۶:۱۰ صبح
پاسخ: فرمايش شما صحيح است. مرا ياد خاطرهاي انداخت كه درباره استاد سيدمنيرالدين حسيني(ره) شنيدم. ميگويند يكي از علماي حوزه (نام نميبرم، ايشان هنوز در قيد حيات هستند و بسيار معروف) از سفري خارجي باز گشته. در جمعي نشسته بودند با استاد حسيني(ره). مي"گويد: «آقا نظم اينها را نديديد، در چهارراهها همه ماشينها توقف كرده و بسيار ترافيك منظمي دارند». استاد ما حاضرجوابي ميفرمايند و ميگويند: «غلظت كفر آنها چقدر است كه ايشان را به چنين نظمي كشانده، متأسفانه عمق ايمان ما به اندازهاي نيست كه ما را منظم كند!» حقيقتاً كه كفار براي دنياي خود نظم يافتهاند. حرص به دنيا توانسته نظم ايجاد كند، ما را كه نبايد حرص به دنيا منظم نمايد، اما حرص به آخرت را هنوز به كفايت نداريم. (استاد ديگري داشتم كه الحمدلله خدا مرا از وي برهاند. او زودتر از ده صبح از خواب برنميخواست و يازده كه سر درس حاضر ميشد همچنان خوابآلود بود! هر وقت نيز صحبت از وضعيت جامعه مي:كرديم، با لحني بسيار شل و وارفته و با لبخند مي"گفت: «عجله نكنيد، ما حالاحالاها وقت داريم!» اين حالاحالاها را هم خيلي ميكشيد! كتمان نميكنم كه اين اهمال در حقير هم بيتأثير نبوده. تا زماني:كه چنين افرادي ميان ما هستند... خدا به فريادمان برسد.)

سلام برادر عزيزم .
يكي از عادتهاي ذهني اي كه دارم اين است كه در شرايط خاص ( مثل شرايط بحراني انسانها در فيلمها و يا دنياي واقعي ) رفتار هاي يك مسلمان حقيقي ( عامل به اسلام ) را با غير مسلمان مي سنجم .
و به يقين رسيدم كه در تمام موارد رفتار يك مسلمان به مراتب رفتار بسيار منطقي و كاملتري است ( حتي اگر فقط دستاوردهاي مادي و دنيوي آن را در نظر بگيريم ) و هر جايي كه ميبينيم كه غير مسلمانها به توفيقاتي رسيده اند دقيقا زماني است كه به توصيه هاي سفارش شده در اسلام پرداخته اند . كه البته ممكن است به تجربه و تعقل به آن رسيده باشند ولي با چند صد سال تاخير .
به عنوان نمونه شاخص ترين مولفه پيشرفت غرب " نظم " است و اين در حالي است كه مولايمان حضرت علي (ع) در وصيت نامه خويش بعد از تقواي الهي همه پيروانشان را به " نظم در كارها " سفارش ميكنند .
و امروز شايد نسلهاي ما با مشاهده نتايج نظم سالاري در غرب به اهميت آن پي برده باشيم .با خواندن مطلب شما و در نظر گرفتن توانايي عالي شما در مديريت زندگي باز هم نتيجه بالا تكرار شد .
بعيد ميدانم يك پدر غير مسلمان بتواند با سه فرزند حتي با وجود حضور مادر در خانه حتي نصف روز هم تاب بياورد . و يقينا اين نتيجه مجموعه اي از اعتقادات و اخلاقيات اسلامي است كه خداوند متعال به شما عنايت فرموده است .
فكر ميكنم شكر ديگري واجب شد . هم بر شما به واسطه اين لطف عظيم . و هم بر اين حقير بواسطه خواندن اين مطلب و درس گرفتن از رفتار شما. هميشه موفق و مسلمان باشيد .
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳ - ۴:۳۷ عصر
پاسخ: سلام برادرم. هر چه هست لطف حق تبارك و تعاليست. و هر چه ميبايد باشد و نيست، از كوتاهي و ضعف بنده حقير. خداوند نعمت ميدهد و ما عادت كرديم تلف نماييم و باز خداوند چون دوستمان دارد، بيشتر نعمت ميدهد و ما باز هم دچار غفلت ميشويم و تلف ميكنيم. خدا كند قدر نعمتها را بدانيم و تلف نكنيم، تا پروردگار به گرفتن نعمت نخواهد ما را از غفلت بيرون آورد. تشكر

با سلام خدمت برادر عزيزم
1 - متن از رونالد اينگلهارت است ( با تقلب از گوگل
![]()
)
2 - نظر كاربر محترم با نام كاربري ( فقه اقتصادي سياسي ) با احترام به ايشان بايد بگويم جسارتا اصلا ربطي به موضوع مطرح شده نداشت . اصلا گوينده متن كاري به محل تشكيل فرهنگ ، سياست و اقتصاد ندارد كه آيا مال خود همان جامعه است و يا تقليدي است و اينكه آيا همه را بايد با هم گرفت يا نه ؟ كه اگر ايشان ادعا ميكرد كه پذيرش يكي از اين سه به تنهايي ممكن نيست و بايد حتما هر سه را باهم تقليد كرد آنگاه نقد ايشان مرتبط بود . در حالي كه حرف گوينده اين است كه اين سه مبحث در هر جامعه با يكديگر ارتباط قوي دارند و تغييرات يكي بر بقيه اثر گذار است . ( حالا از هر جا كه آمده اند الان بر يكديگر اثر گذار و توجه به هر سه لازم است).
3 - بنده نيز با نظر گوينده متن موافقم .با اين تفاوت كه نقش و اثرگذاري بخش فرهنگ را بسيار مهم تر از اقتصاد و سياست ميدانم . چرا كه بيشتر مشكلات اقتصادي و سياسي مربوط به نوع تفكر انسانها و فرهنگ غالب بر آن جامعه است كه بسياري از آنها با تغيير و اصلاح نگرش كلا حذف ميشوند يا كاهش پيدا ميكنند .
البته اثر آن دو نيز بر فرهنگ غير قابل انكار است و اهميت اين ارتباطات را به خوبي ميتوان از آيات و احاديث دريافت .
با آرزوي موفقيت و سلامت براي هر دو بزرگوار
دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳ - ۴:۳۶ صبح
پاسخ: اي خدا بگم چيكار كنه اين گوگل رو! :) تشكر از لطف شما. مطلبي در اين رابطه در نظرم بود كه امروز فردا به همين پست پيوست ميكنم. غرضي داشتم كه نام نويسنده را نياوردم. به اين غرض نيز اشاره خواهم كرد. ياعلي

با سلام خدمت برادر بزرگوارم
تبريك به شما و شكر پروردگار به خاطر دانشي كه به شما عطا كرده است. سوالي داشتم كه جوابش برايم مهم است. يكي از مهمترين دلايلي كه باعث تحسين جنابعالي از طرف من شد داشتن دانش در ابعاد و شاخه هاي مختلف است كه شما داريد . چيزي كه مورد علاقه اينجانب نيز هست و اصولا روش درست زندگي انسان را در همين شكل چند بعدي ميدانم.
سوالم اين است كه نتايج اين مطالعات و تحقيقات شما قرار است چه نمودي در دنيا داشته باشد آيا صرفا از روي علاقه شخصي است يا اينكه براي هدفي ( مثل تدريس ، تاليف كتاب و ...) است ؟
ببخشيد شايد سوالم كمي شخصي باشد اما چون سعيم اين است كه از همين روش تبعيت كنم آشنايي با شخصي مثل شما مرا نسبت به آينده و ثمره اين راه كنجكاو كرد . با تشكر
چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ - ۷:۴۰ عصر
پاسخ: سلام و تشكر. علم بماهو علم چه خاصيتي دارد؟! علم براي علم به كار نه دنيا ميآيد و نه آخرت. همه حضور انسان در اين دنيا براي توليد «عمل صالح» است. اين امتحانيست كه براي ما تدارك ديدهاند. علمي كه به كار نيايد، علم بيعمل است و عالم بيعمل را كدام بزرگ بود كه فرمود: همچو زنبور است لكن بيعسل؟! البته كه سعدي، ولي با «لكن» را من از مرحوم آغاسي به ياد دارم! نمود علم به متغيّرهاي فراوان بسته است، نخست تقوا و اخلاص. انساني كه در كسب علم اخلاص نداشته و هدف خود را چهچه و بهبه ديگران منظور كرده باشد، يا پولي كه با آن نان چربتري بخورد، قطعاً اين علمش ثمر نخواهد داد، درخت نخلي را ماند كه نخل است، ولي رطب از آن برنميخيزد، درخت بدون ميوه، مانند همين نخلهايي كه چند وقتي جلوي حرم كاشته بودند! ديگر پشتكار در ارتباطات اجتماعيست. حضرت امير ع فرمودند كه خداوند از عالمان عهد گرفته است كه براي بيداري جامعه قيام نمايند. عالمي كه به پستو رود و هزارهزار باب علم را در حافظه خود ذخيره سازد، اگر به ميان جمع نيايد و ترك خلوت نكند، هزارهزار خسران ديده است و علم خود به تابوت مرگ خويش سپرده است. اما در مواردي از همين عالم داراي اخلاص در عمل و اكمال در روابط اجتماعي هم كار بر نميآيد. زيرا عمل به جامعه راست ميشود و جامعه اگر ميل صراط مستقيم نداشته باشد، اگر فرهنگ مضمحل شده، نارس باشد، اخلاص و ابلاغ هم راهي به جايي نميبرد و امثال شيخ فضلالله بر دار ميشوند، تا جامعه آماده گردد. روزي البته همان اخلاص و ابلاغ به كار سيدروحالله ميآيد. جامعه كه آماده شد، مربع علم، اخلاص، ابلاغ و پذيرش اجتماعي كه تشكيل شود، آنجاست كه تحوّلات عظيم رخ مينمايد. حقير خواستهام از پروردگار اين است كه گام اول را ارزاني دارد؛ اخلاص را. اگر اين اولي بشود، بقيه كارها سادهتر انجام ميشود. موفق باشيد برادرم. شما هم برايم دعا كنيد. تشكر

سلام برادر عزيزم.
دوباره با اين مطلب داغ (( جبر و اختيار )) را در دل ما تازه كردي .
دقت كنيد : " دقيقاً ميتوانم بگويم الآن سيدمرتضي كف دست را ميآورد و سيداحمد پشت دست را " و " وقتي با تمام ذهن كودكانهشان احساس ميكنند برندهشدنشان تصادفيست "
اگر نتيجه كل ماجرا را شما تعيين ميكنيد و همينطور اگر نوع آوردن دست آنها بر اساس الگويي نسبتا ثابت توسط ضمير ناخودآگاه آنها تعيين ميشود . كه طبق شواهد هر دو مورد هم درست است پس اين وسط چرا وقتي ميبرند احساس خوشحالي هم ميكنند و فكر ميكنند كه چه
انتخاب درستي داشته اند . در حالي كه نه انتخاب از آنها بوده و نه تاثير انتخاب در نتيجه .
![]()
البته فكر ميكنم ساده ترين جواب بدون پرداختن به مسائل پيچيده توجه به كلام معصومين باشد كه حقيقت تركيبي از هر دو است . يعني مثلا برد و باخت شايد جبري باشد ولي شكرگزاري در وقت برد و صبر و اعتماد به خدا در هنگام باخت اختياري . كه متاسفانه طبق آيات قرآن انسان در نعمت دچار غفلت و خودشيفتگي و در بلا و مصيبت گلايه مند از خدا است .
از امام صادق(ع) پرسيدند مروت يعني چي؟ فرمود شما مردم
ميگوييد مروت يعني چي؟ سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳ - ۳:۱۵ صبح

..... ادامه
گفت آقا! ما ميگوييم مروت يعني اينكه آدم اگر نعمت داشت
شكر كند، نداشت صبر كند. امام صادق(ع) فرمود : خب سگهاي
مدينه هم همينطوري هستند، نعمت بهشان ميدهي تشكر ميكنند، دم تكان ميدهند، ندهي
صبر ميكنند . گفت آقا! پس شما ميفرماييد
مروت يعني چي؟ آقا فرمود: نزد ما اهلبيت مروت يعني اينكه نعمت داشتي ايثار كن،
نداشتي شكر كن. نقل قول از حجت الاسلام پناهيان
با آرزوي فرج امام زمان (عج) و اجراي عدالت عالم گستر الهي
موفق باشيد .
سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳ - ۳:۱۶ صبح
پاسخ: تشكر از فرمايشات شما. استفاده كردم. ممنون. :)

با سلام و آروزي سلامتي براي فرزندان عزيزتان
مثل موارد ديگري كه قبلا گفته بوديد اين مورد هم بسيار ابتكار جالب و مفيدي است . بويژه اينكه تجربه نشان داده كه انسانها در مواردي كه فرصت فكر كردن و تحليل مسائل را ندارند اكثرا بر اساس اطلاعات ضميرناخودآگاه عكس العمل نشان ميدهند و كار شما يعني كاشتن يك فكر و جمله درست كه هم در زمان مورد نياز بصورت خودكار بر زبان جاري ميشود و هم باعث رشد شخصيت فرزند ميشود .
و جاي تاسف است كه چقدر جاي مباني روانشناسي ديني در كتابهاي درسي و دانشگاهها و در سبك زندگي مردم خالي است .
هميشه موفق و خلاق باشيد .
فـرزنـدانـتـان
را بـا مـسـائل ديـن آشـنـا كـنـيـد قـبـل از آنـكـه گـمـراه كـنـنـدگـان
بـر شما سبقت بگيرند. - See more at:
http://www.ic-el.com/Show_book_inside.asp?idnum=42&idsub=3#sthash.T1URL3So.dpuf فـرزنـدانـتـان
را بـا مـسـائل ديـن آشـنـا كـنـيـد قـبـل از آنـكـه گـمـراه كـنـنـدگـان
بـر شما سبقت بگيرند. - See more at:
http://www.ic-el.com/Show_book_inside.asp?idnum=42&idsub=3#sthash.T1URL3So.dpuf
شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۲:۳۴ عصر
پاسخ: تشكر. إنشاءالله انديشمندان حوزه و دانشگاه در خصوص ضرورت تحول در علوم انساني (خصوصاً جامعهشناسي و روانشناسي) اهتمام نموده، ارادههاي خود را به كار اندازند و انقلابي فرهنگي پديد آورند. موفق باشيد.

با سلام و عرض ادب
كار بسيار جالبي است و از آن با ارزشتر وقت و تواني است كه براي كودكانتان صرف كرديد چيزي كه متاسفانه اين روزها در جامعه ما خيلي خيلي كمرنگ است .
در كارتهاي قديمي اطلاعات موجود بيشتر جنبه سرگرمي داشت تا كاربردي . اما با ديدن كار شما و نظرات جالبتان به اين فكر افتادم كه از طريق اين بازي و يا بازيهاي مبتكرانه ديگر چقدر آسان و با لذت ميتوان به كودكان و يا حتي بزرگسالان اطلاعات مفيد را اموزش داد و اين ايده به راحتي در زمينه اطلاعات ديگر هم ميتواند مورد استفاده قرار بگيرد . مثلا كارتهاي مربوط به اطلاعات كشورها ( جمعيت ، درآمد سرانه ، رتبه نظامي و . . . ) كه ميتواند به كودكان ديد بسيار خوبي نسبت به دنياي پيرامون خود بدهد و در بزرگسالان باعث افزايش قدرت تحليل در مسائل سياسي و اقتصادي و . . خواهد شد . موفق باشيد .
سهشنبه ۳ آذر ۱۳۹۴ - ۵:۲۲ عصر
پاسخ: سلام. بله. البته كارهايي هم انجام شده. مثلاً اطلاعات مذهبي، درباره مشخصات ائمه عليهم السلام و موارد اينچنيني را چندين سال قبل ديده بودم كارت زدهاند. موفق باشيد.