به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: تجربه راه طي شده

سلام اگر تيتر اين مقالات را مي گذاشتيد راه طي شده خوانندگان خيلي بيشتري مي يافت ، و خيلي كنجكاوم كه از اين قسمت را بيشتر بدانم هزينه هايي كه گفتيد بيشتر از تصور اوليه شما بوده است و برخورد جامعه با شما و از همه عجيب تر اين كه گفتيد با همه هماهنگ كرده بوديد چطور بقيه را راضي شده بودند و يا احتمالا تظاهر به رضايت كرده بودند؟ چون اين مسائل معمولا به هيج كس گفته نمي شود ومحرمانه كار مي كنند نوشته ايد كه
«خيلي از مشكلات بعدي را هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شايد بتوان در آن اشتباه گذشته ديد»
تصورم اين است كه مقصودتان اين است كه اين تجربه شما در طلاق زن اول اثر گذاري داشته است.


با توجه به تاريخ اين مطلب كه سال 1395 است اكنون بعد از گذشت سالها در آستانه سال 1400 هنوز چنين تجربه اي را اشتباه مي دانيد؟
كاش اين تجربه و به قول معروف راه طي شده را بيشتر توضيح مي داديد حتي اگر در آن زمان و مكان تجربه اي اشتباه بوده است الان در زمان و مكان فعلي هنوز هم اشتباه است؟
بطور مثال الان خيلي خانم ها در چهل سالگي ازدواج مي كنند و در عمل براي بارداري بايد از رحم جايگزين استفاده كنند كه شرعي ترين صورت آن استفاده از رحم همسر دوم است.


يا تعداد خيلي زياد دختران از سن ازدواج گذشته يا مطلقه ها در سال 95 كه مطلب را منتشر كرده ايد در قم هيچ مانتويي وجود نداشت يا كارمند زن بسيار كم بود ولي امروز از هر سه خانم در خيابان يكي بدحجاب است (يعني علاوه بر مانتو حجاب درستي هم ندارد) و به ندرت فروشگاه و اداره اي هست كه كارمند زن نداشته باشد

دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۹ عصر
پاسخ: سلام. احسنت بر شما. مشخص است كه خواننده دقيقي هستيد! :) توضيح عرض مي‌كنم. من قصد ازدواج دوم نداشتم هيچ‌وقت. زيرا معتقد بودم اگر تشكيل خانواده مثلاً به مقدار الف از انسان وقت مي‌گيرد، وقتي كه از مطالعه و پژوهش و فعاليت اجتماعي مي‌كاهد، داشتن دو خانواده دوبرابر الف وقت خواهد گرفت. گذشت آن دوره‌اي كه مرد مي‌توانست اداره خانواده را بالكل به زن بسپارد و غرق در فعاليت اجتماعي شود، صبح برود و شب باز گردد، مأموريت برود و سفرهاي متعدد براي كار. زيرا جامعه امروز دختران را به گونه ديگري تربيت مي‌كند، با رسانه و سريال و فيلم و در كل يك نظام فرهنگي متفاوت. اما پدرزنم كه طلبه بود (چند سال است از دنيا رفته) اصرار كرد كه شما بايد زن دوم بگيري. بيشتر هم نظر ايشان فرهنگ‌سازي بود. معتقد بود بايد فرهنگ تعدد زوجات را طلاب احيا كنند. تا به قول ايشان تعداد زنان بدون شوهر در جامعه كمتر شود. من به اصرار ايشان توجهي نكردم، ولي ايشان دختر خود را توجيه كرد و اصرار از طرف زن اول مدام تكرار مي‌شد. باورتان مي‌شود شبي كه زن بنده خانه را ترك كرد و رفت و به طلاق انجاميد حرف ايشان اين بود: «يا زن دوم مي‌گيري تا بچه‌ها را نگه دارد كه بتوانم بيرون از خانه كار كنم، يا طلاق مي‌گيرم!» دقيقاً شب عيد غدير سال 1388. همان شب هم چون من قبول نكردم و گفتم: «هرگز زن دوم نمي‌گيرم»، رفت خانه پدرش! سال 1385، قبل از اين‌كه صاحب فرزند شوم، قبول كردم. به دوستي سپردم و يك زن مطلقه را معرفي كرد. قبل از همه با پدرزن صحبت كردم، حضوري. ايشان موافقت كرد. خود زن اول هم كه موافق بود و اصلاً خودش اصرار داشت. من چون به توانايي روحي و پذيرش آن‌ها شك داشتم، بنا گذاشتم بر اين‌كه ده روز و به صورت آزمايشي باشد. با زن اول دو نفري رفتيم خانه پدر زن جديد. ايشان هم وقتي ديد زن اول موافق است قبول كرد. فردايش رفتيم محضر و يك سند عقد موقت نوشتيم و به مقدار مهريه حضرت زهرا (س) عقد كرديم. اين خانم جديد به خانه ما آمد و زندگي سه نفري موقت به خوبي شروع شد. يك اتاق كه در اختيار زن اول بود و ما اتاق ديگري نداشتيم. بخشي از هال را قرار گذاشتيم در اختيار زن دوم. چند روز اول خوب...

در يكي از پست هاي شما كه يادم نيست عنوانش چه بود و به همين دليل لينك اش را ندارم توضيح داده بوديد كه فردي كه اصلاً از مشكلات شما هيچ اطلاعي نداشته است به شما اطلاع داده است شما داراي مشكلات خانوادگي خواهيد شد و دليل آن اين است كه خانمي از اقوام تان به زندگي خانوادگي شما حسادت كرده و از طريق جادو و طلسم زندگي خانوادگي شما را مي خواهد خراب كند و مبلغ به نسبت كمي هم درخواست مي كرد كه طلسم را باطل كند ولي شما توجهي نكرديد و كسي در كامنت ها از شما درخواست كرده بود آدرس يا تلفني از ابطال كننده طلسم مذكور به او بدهيد ولي شما گفتيد به دليل بي توجهي به درخواستش هيچ آدرس يا تلفني هم از فرد مذكور نداريد.
در صورت امكان ، ممكن است درخواست كنم پيگيري كنيد و آدرس يا تلفني از فرد مذكور پيدا كنيد يا روشي براي يافتن آن فرد در اختيارم بگذاريد؟ مي توانم ايميلم را بدهم
+++++++++
چقدر خوب شد از همسان گزيني تبيان هم صحبت كرديد، با وصفي كه ذكر كرديد فعلاً هنوز خيلي زود است در سايت تبيان ثبت نام كنيم. در صورتي كه بخواهيم حتماً ثبت نام كنيم لااقل مثلاً دانشجوي تهران شويم تا واجد شرايط ثبت نام از طريق تبيان شهر تهران شويم شايد تعداد خانم هاي ثبت نامي هاي آنها بيشتر باشد.پنج‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۲ عصر
پاسخ: از آن ماجرا خيلي گذشته است و ارتباطم با مواردي كه فرموديد قطع شده، نمي‌توانم پيگيري كنم. من شخصاً با سيستم‌هاي همسرگزيني بسيار موافقم. مشكل از طرف خانواده‌هايي‌ست كه سخت‌گيري مي‌كنند و بر بعضي سنّت‌هاي قديمي پافشاري دارند كه ربطي به اسلام ندارد و باقي‌مانده از جاهليت‌هاي كهنه است. اين سامانه را هم امتحان بفرماييد: http://ezpy2.ir ابزار خوبي براي همسريابي شرعي و اسلامي طراحي كرده است. موفق باشيد و در پناه خدا.

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN