نظردهنده: بي نام اصلي

كدام ادم بي تربيتي نام مرا غصب كرده
يكشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۰ عصر
پاسخ: سلام اخوي. «بينام» را بنده معمولاً جايگزين اسامي دوستاني ميكنم كه پيام خصوصي ميفرستند و حدس ميزنم شايد تمايل ندارند نامشان اعلان شود. از سوي ديگر، پيامشان نكتهاي دارد كه شايد براي خوانندگان مطلوب باشد. در موازنه «اعلان نظر» با «پنهاني شخص» راهي كه گزيدهام و معمول اين وبلاگ است تغيير نام و حذف هويّت است. ببخشيد اگر احساس غصب دست داده و ناراحت نموده. تشكر از شما.
پاسخ: ايندفعه را كمي تند رفتي بينامجان! مسعود قدرتش كجا بود كه بخواهد در «چسب قدرت» جا بگيرد! من اين را درباره چند تا از مسئولين مؤسسات همجوار نوشتم كه مرا براي يك جلسه كاري دعوت كردند، هفته بعد! داشتم فكر ميكردم كه آيا به اين جلسه بروم يا نروم، كه از خودم پرسيدم: چرا اين بنده خدا در سه مؤسسه مهم به صورت همزمان مسئول است؟! با اينكه ميدانم آدم باتقوايي هم هست و قصد خدمت دارد. اين شد كه شروع كردم به فكر كردن روي انواع روشهاي «چسبيدن قدرت به انسان». شما مسعود را اصلاً داخل آدم حساب ميفرماييد كه بنده بخواهم او را مضافٌاليه قدرت قرار بدهم؟! نه برادرم. ايشان خيلي كوچكتر از اين سخنهاست. او درون حصار كبر خود آنچنان عميق دفن شده كه ديگر پيدا نيست. بلكه هم جانداده و مردهمتحركي بيش نباشد. در اعماق انحراف انديشه خزيده و جهل مركب راه تنفس حفرهاش را بسته برادرم. «كينه» جاي خود، اما آتشي كه مرا آزار ميدهد بيچارگيهايي است كه از آن دست بر نميدارد و هر چند ايامي نگذشته ترشحاتش دامن ما را ميگيرد! اين خاندان دست از سر ما بردار نيستند به گمانم!