
—??????????
—–-?????????????
—????????????????
-??????????????????……………….??????
-???????????????????…………..????????
-????????????????????……….??????????
—???????????????????…….????????????
—–??????????????????…??????????????
——–???????????????????????????????
———?????????????????????????????
———-???????????????????????????
————????????????????????????
————–??????????????????????
—————-????????????????????
—————–??????????????????
——————-????????????????
———————??????????????
———————-????????????
————————??????????
————————-????????
—————————??????
—————————??????
—————————-?????
——————————???
—————————-—??
———————————?
@...............@..........@............@@@@@..........@
@@..........@@......@.....@......@..........@......@....@
@.@........@.@....@.........@....@..........@....@........@
@..@......@..@....@@@@@......@@@@@....@@@@@
@...@....@...@....@.........@................@....@.........@
@....@..@....@....@.........@................@....@.........@
@.....@@.....@....@.........@................@....@.........@
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۸ صبح
شالم باحور حاور...سليخا...مه شلومخااااا(سلام دوست جوان..ببخشيد...حالتوون چطورههه؟)
بي خيااال بابت اون حلال حرومههه ديگه...مجاب شدييييييييم..ولي بدون كارت اصلا اخلاقي نيست...دليل تراشيه...اون بدههه...شما هم ميخواي از خجالت بدي در آي...خوبههه والا به غرعااان..
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۴ صبح
پاسخ: تا آنجا كه اطلاع حاصل شده، «شالم» را يهوديان استفاده ميكنند كه همان «سلام» عربي است و آنها زبانشان گير دارد، سين را شين ميگويند انگار!؟ اما خواهر ِ من، شما آن خانم را ميشناسيد؟ كداميك از خوانندگان اين وبلاگ ميشناسند؟ يكي را نام ببريد؟ وبلاگ من مگر چند خواننده دارد؟ از ميان همه آنها چند نفر دوست ِ بنده را ميشناسند و از قصه خانوادگي او خبر دارند؟ آناني هم كه ميشناسند مانند همين دوست «بينام» ِ ما، تمام قضايا را ميدانند. البته به كذب هم، يعني آن خانم و خانوادهاش آنچنان پروپاگانداي دروغ پرداختهاند كه من هر از چند گاهي بعضي دروغهايشان از زبان پسرخالههايشان يا بعضي دوستان ديگر به گوشم ميرسد، گوشم ميسوزد از داغي و تازگي آن دروغ! حالا در ميان اين همه اخبار نادرست، بگذار چند خبر موثّق و حقيقي هم به گوششان بخورد. درثاني، اصلاً هدف و غرض آنها نيستند كه كارشان از كار گذشته و نسبت آن زوجه سابقه با اين زوج چونان شما و بنده است، يعني كاملاً نامحرم و غريبه! تمام اين پيامكها هم تصوّر فرماييد بين يك زن و مرد نامحرم تبادل شده، همين است كه ميبينيد زوج چندان پاسخ معتنيبهي نداده و غالباً به سكوت گذرانده. اما غرض، غرض استفاده و عبرت ديگران است. همانطور كه بارها گفتهام و معروض داشته شده، كسي در چاه افتاده، سكوت كند تا ديگران بيافتند يك تدبير است كه آبرو حفظ كرده باشد، اما اگر انصاف داشته باشد، فرياد «اينجا چاه است» سر ميدهد، اگر چه آبروي خودش ميريزد كه ديگران ميفهمند در چه بدحاليست، اما حداقل سايرين را نجات داده از خطر. شما ببين اين زوجه در ادعاهاي نخستينش چطور صدايش گوش فلك را كر كرده بود از بدگويي عليه زوج، برو و پرونده را بخوان، از همان نوشتههاي اول. اما امروز چگونه آثار درماندگي در تمام وجناتش پيداست؟! اين عبرت نيست براي كساني كه امروز خود را ميبينند و از فردا بيخبر؟! هان! كه به فردا بيانديشيد و از بيتقوايي امروز حذر كنيد. پيام اين نوشتهها همين است! اين بد است؟! ممنون از توجه شما.