به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: اسدي
سلام.ممنون كه جوابمو دادين.فعلا موقعيت پرسش ندارم.ان شائالله فرصتي باشه فردا براتون كامنت ميذارم.موفق باشين .شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰ - ۳:۵۲ عصر
پاسخ: در خدمت هستم.

سلام.من توصياتي دارم.1/حرفام ممكنه كمي جنبه سياسي بگيره برا همين اگه جايي گفته شه عوارض خواهد داشت.برا همين بايد شجاعت اين جور بيان ها رو داشته بتشين.

2/من حرفاتونو اگر سياسي باشند وياوجهه مخالفم اصولا جايي نميگم.بنابراين از اين لحاظ آزادانه صحبت كنين.

3/حرفايي كه در اين باب رد و بدل ميشه به طور خصوصي توي كامنتا رد و بدل شه. وبابت اين قضيه مطمءنم كنين.

4/يه سر به 3 موضوعي كه توي وبلاگم گذاشتم بزنين و بخونين.....و با جبهه م بيشتر آشنا بشين.كه بعدا دچار ترديد نشين.عنوان اين 3 مطلبو مي نويسم.

1/به قول بچه مذهبي هاي معتقد به ولايت

2/درد و دل كسي كه به عشق بسيج از بسيج اخراج شد...................
3/نامه اي به رهبر فقيدم خميني (ره)
وقتي خوندين اطمينان خودتون رو از پاسخ به من ..بسنجين و از طريق كامنت مطلعم كنين.
با تشكر.


يكشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۶ صبح
پاسخ: پرسش خود را بدون نگراني، صريح و شفاف بيان بيفرماييد. اگر در توانم باشد پاسخ عرض خواهم كرد.

با اسم وبلاگتون چندان موافق نيستم.چون حق و باطل آشكاره. فقط بايد شجاعت داشت و رفت دنبالش.در معييت عشق الهي وبا منطق.

بنابر اين شايدي وجود نداره. تمام جهان بر اساس بايد و نبايد،خواستن و نخواستن،انجام دادن يا انجام ندادنه.همه چيز اعم از خوب و بد،يا هست يا نيست،چه به صورت كامل وچه ناقص.حق و باطل هم به همين شيوه بالفعل ويا بالقوه اند.و همه شايد ها ضمني و غير محسوسند.واقعيت همان چيزيست كه هست،جه مناسب وچه نامناسب. و حقيقت هم همچنين.با شايد مخالفم.

يكشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۱ صبح
پاسخ: حق و باطل روشن و آشكار، اما من به گفته خود اطمينان ندارم و گاهي ترديد مي‌كنم آيا آن‌چه پنداشته‌ام حق است يا باطل. لذا با شكي كه به «خودم» دارم نوشته‌ام «شايد»!

راستي آقا سيد بيشتر از اين من رو با تجربياتتون آشنا كنين.

در مورد مطالب وبلاگم هم نظر بدين مگر عيوبشو نقض كنم.

منم براتون نظر ميدم.سر نماز دعا كنيد

حيف كه كلاساي درسيم خيلي فشرده ست والا بيشتر باهاتون كامنت ميشدم..

دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۱ عصر
پاسخ: تشكر.

سلام بعد از 2 روز شلوغي كارام بالاخره به وبلاگتون اومدم.

اين مطالب طلاق در مورد خودتونه.

خدائئش چه جور دلتون اومد اين مطالب رو ثبت كنين توي يه وبلاگ كه ديگران بخونند و خدايي نكرده وجهه همسرتون نامناسب بشه.هرچي نباشه زندگي و احساسات شخصيش بود شايد رضايت نداشته باشند.

من كه خودم هيچ وقت به خودم جرات نميدم زندگي شخصي خودم با همسر سابقم رو در ملا نظر ديگران حلاجي كنم.

///////////////////// راستي همسر سابقتون از اين مطالب مطلعند...؟

آقا سيد چرا نمي رين دوباره با همسرتون زندگي كنين. شايد اون بنده خدا واقعا شما رو دوست داشته باشه و مصمم بشه رويه غلطش رو رفع كنه.؟

ممنون ميشم جوابمو بدين.

ياعلي.

چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰ - ۳:۴۷ عصر
پاسخ: قصه رو سعي كردم تا جايي‌كه مي‌توانم در وبلاگ ينويسم. گمان نمي‌رود كه ايشان بتواند رويه غلط خود را اصلاح كند و اصرار هم دارد بر ادامه همان مسير. تشكر از نظر لطف شما.

سلام.قرار نيس موضوع جديد بزارين تو وبلاگتون...........

اگه خواستين توي بحثا وبلاگم در مورد آسيب شناسي خانواده شركت كنين.

شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۰ - ۲:۳۷ عصر
پاسخ: چشم. إن‌شاءالله.

سلام.قرار نيس مطلب جديد تو وبلاگتون داشته باشين.

اگه خواستين تو مباحثه ي وبلاگيم در باب چند همسري و آسيب شناسي خانواده شركت كنين خوشحال ميشم.

شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۰ - ۲:۳۹ عصر
پاسخ: ممنونم.

سلام.آقا سيد ما اجالتا معلوماتو عمل كنيم.كم كم به مجهولاتم مي رسيم.سر در گمي ما دز مجهولاته بدون راهنمايي چراغ هدايت((امامت))كه باعث اينهمه اشتباهه.درسته دانايان آنچه را مي دانند بياموزند كه به تكليف عمل شود.وگرنه نه هر كه تاخت به ميدان هنروري داند.شما هم غمتونو پشت خنده تون پنهان كنين . و بر اساس معلومات خلق خدا رو من جمله من،راهنمايي كنين.

مردان خدا كم نميارن. در هيج شرايطي.

در باب ازدواج هم معتقدم تا سعي نكنيم كه بفهميم و نخوايم،كاري از پيش نمي بريم.ناداني بدترين مهلكه است براي نوري كه خدا در وجود خاكيمون گذاشت.تنها كار ما بقول شما همين تلاشه. پس موفق باشيد و اميدوارم دفعه بعد اين قدر غمنگين نباشين كه غصه دنيام يادم بياد.ناراحت نشينا ولي يه ذره از عكستون ياد بگيرين.

يه خنده معقولانه رو چاشني زندگي كنين و غمتون الهي باشه.

لطفا در باب آسيب شناسيه نظر بزارين تا مردم هم بالخص من مستفيض شويم.

در پناه خدا.

يكشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۸ صبح
پاسخ: تشكر.

سلام.براي اصولي شدن فقه در حكومت،بايد مردم هم ياري كنند.و مردم دقيقا كپي برداري نسبي اي از حكومت هستند و حكومت هم به اين صورت.

به تبع هر حكومتي نيازمند مردمش است.ما ايراني ها رو مد نظر قرار بدين ببينيد چقدر مردم ما داراي مشكل گريز از فقه و شرع دارند.به همان نسبت دولت دخيل است.چطوريه كه ملت با ماليات و....بايد خرج اقتصاديه دولت و ملت رو هم حساب كنه منتهي دولت......دولت كه نه بعضي سران بي مسئوليت دولت خودشونو زدن به خواب ناز و اگه كسي صداش درآد و اونا رو كمي بجنبونه و بيدار كنه مختل سياسي ناميده ميشه......بحثم رهبر نيست.بلكه كارگزاران دولتيه كه بارشون رو دوش ملت سنگيني ميكنه....مطلب بعديم طلاق عاطفيه.

در پناه حق

شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰ - ۳:۵۴ عصر
پاسخ: در پناه حق.

سلام.موضوعم طلاق عاطفيه.حتما بخونين.

ممنون

يكشنبه ۴ دي ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۷ صبح
پاسخ: إن‌شاءالله.


___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&&
___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$&
__$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$& __$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$&
__$111111111$$$$$___منتظرم__$$$$$111111111$$&
__$&1111111111$$$$$$$$$$$$$$$$11111111111$&
___$111111111111$$$$$$$$$$$$111111111111$&
____&11111111111111$$$$$$111111111111111&
_ ____&11111111111111$$11111111&&111$$&&
____ __&&1111111111111111111111&&11$&&
______ __&&111111111111111111111&&1&
_________ _&&11111111111111111$&_&
__________ ___&&111111111111$$&_
__________ ______&&&1111111$&_
____________________&&&111&
______________________&&&
-----------------------------------------،

سلااااااااااااااااام...ما آپيم..كمي متفاوت تر...با مطلب(هي پيشوني...مارو كجا ميشوني...)

ولا تم سي خت شريها اگم....چز زينه بنه خدات اخوي...ووووي ز دست ايسا....هر چي پيا گن چي تو پا زينه خو.انكي ولا حيف هو

(بي خيال ترجمههه.)

ميدوني از لحاظ شرعي كار حراميه كهههههاين مطالب ماوقع خودتو خانوم سابقتو مي نوييسي...يه وقت يه آشنايي بخونههه...

ضمنا زوجه شما پيامكا رو به دادگاه نشون داده نه اينكه تو سايتا و وبلاگا بزنه...

دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۳:۴۳ عصر
پاسخ: ترجمه: «والله چي بهت بگم، بگم خدا چيكارت كنه، واي از دست شماها، هر چي بهت بگم پاتو تويه كفش كردي و گوش نمي‌دي، والله حيفه!» درست ترجمه كردم؟ حالا اين كردي بود، لري بود، كجايي بود؟ من همين‌طوري با زبان فارسي سعي كردم بفهممش! اما راجع به اون مطلب، خير ايشون پيامكا رو به همگان نشان داده بودن! از جمله هم دادگاه. همين شد كه آتش فراگير شد. شوهر پدرزن را رسماً لعن كرد در پيامك و انتشار آن خشم پدرزن را بيشتر كرد و پسران را كه مريد پدر بودند به حركت در آورد! البته چه باك كه وقتي لعن علني شد، شوهر هم خيالش راحت گشت و در هر كوي و برزني لعن خود را تكرار كرد و هنوز هم هر گاه نام مسعود را مي‌شنود، يك لعن در آخرش مي‌گذارد. لعن هم به معناي فحش نيست، بله فحاشي در اسلام حرام است. ولي لعن آخرين تظلّم يك مظلوم است نزد خداي خويش كه نام ظالم را مي‌برد و مي‌خواهد كه خداوند او را از رحمت خود دور سازد. نه حرام است و نه گناه! اما يه سؤال: وقتي خصم به كذب مي‌پردازد و حق را ناحق بازگو مي‌كند، چه گناه كه ديگري به صداقت حق را از ناحق بازشناساند؟! زوجه مطالب بسياري را به دروغ منتشر كرده، زوج هم حقيقت را مي‌نگارد. بدان و آگاه باش آن‌كه زوجه را بشناسد، گوشش از اكاذيبي پر است كه اين چند پاره نوشته فقط مي‌تواند بخشي از حقيقت را نشانش دهد و خاصيت ديگري ندارد! آن‌هم كه نمي‌شناسد، فرصتي است كه عبرت گيرد و چنين آينده‌اي را از پيش تدبير نمايد! تشكر از نظر شما.

مجدد...شالم...آري كمي بر عبري موسلطيم...

نه والا نيميشناسم...معترفم اشتباه كردم...بندهه خدا بچههه با اين روش تربيتي..گناههه به خدا..اگه ميتوني حضانتهه رو بگير....گور ÷در حرف مردم...بچهه هاتن..ريشهه شوني...

خدا رو ميشكرم كه بچههه ندارم....تخصص رشته م كودكانه...

ببين جدي بگير اين تربيتهه رو...

?•’??•’??•’??•’
??•’??•’??•’??•’
?
-?
--?
---?
-----?
-------?
--------?
---------?
-----------?
-------------?
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
،،،،،،،،،،،،¨€¨€¨€¨€¨€
،،،،،،،،،،¨€¨€???¨€¨€
،،،،،،،،¨€??????¨€¨€
،،،،،،،،¨€???????¨€¨€
،،،،،،¨€¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ??¨€¨€،،،،¨€
،،،،،،¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ???¨€،،،،،،¨€
،،،،¨€¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ??¨€،،،،،،¨€
،،،،¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ??¨€،،،،،،¨€
،،،،¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ??¨€،،¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€
،،،،¨€¨€??¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ??¨€،،¨€¨€¨€¨€¨€،،،،¨€
،،،،،،¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ???¨€¨€¨€¨€¨€¨€
،،،،،،¨€¨€???¨ˆ¨ˆ???¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€
،،،،¨€¨€¨€¨€??????¨€¨€¨€¨€¨€¨€????????????¨€¨€¨€
،،¨€¨€??¨€¨€????¨€¨€¨€¨€¨€¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ?????¨€¨€
¨€¨€????¨€¨€??¨€¨€¨€¨€¨€¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ????¨€¨€
¨€??????¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ????¨€
¨€????????¨€¨€¨€¨€¨€???¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ????¨€¨€
¨€¨€??????¨€¨€¨€¨€¨€????¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ???¨€¨€¨€
،،¨€¨€?????¨€¨€¨€?¨€¨€????¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ¨ˆ????¨€¨€
،،،،¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€????¨€¨€?????????¨€¨€¨€¨€
،،،،،،،،،،،،¨€???????¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€¨€
،،،،،،،،،،،،¨€¨€???????¨€¨€
،،،،،،،،،،،،،،¨€¨€??????¨€¨€
،،،،،،،،،،،،،،،،¨€¨€????¨€¨€
،،،،،،،،،،،،،،،،،،¨€ ¨€¨€¨€¨€
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
-----------?
---------?
--------?
-------?
-----?
---?
--?

شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۷:۵۸ عصر
پاسخ: حقيقتاً زوج نيز بسيار نگران تربيت فرزندان بوده و هست. اما چه كند؟ بدزدد؟ وقتي قانون اين حق را به زن داده، تا 7 سال فرزندان را نگهداري كند، چه مي‌توان كرد؟ گمان كن اين همه كودك در اين جامعه با نابساماني‌هاي روحي پرورش مي‌يابند، زوج چه كند؟ اين‌ها هم جزو سايرين! اگر منظور اين است كه زوج ترحّم كند و زوجه را بپذيرد به خاطر فرزندان، به نظر صحيح نمي‌رسد، گمان نمي‌رود چنين زندگي مشتركي جز دعوا و درگيري ثمره‌اي براي طرفين داشته باشد و روانشناسان كودك نيك مي‌دانند كه فرزند طلاق بسي بهتر از فرزند دعوا...! استرسي كه بر فرزند وارد مي‌شود وقتي داد و هوار پدر و مادر را مي‌بيند بسيار عميق‌تر از آسيبي است كه از فراق والدين تجربه مي‌كند! در ضمن، عبري زبان دشمنان است و آن‌كه بر زبان دشمن مسلط باشد مورد شك!

ميگم توجه كردي منم مسلمونم...ايرانيم...به وبلاگمووون نمياين...

البت وبلاگم خيلييييي دانشجووويييهه...ممكنه به دلتون نشينه...ميدونستين شاعرم...چند تا از شعرام تو وبلاگم هست...

قدم برنجااااااااانيد...والا به غرعان...

شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۸:۰۲ عصر
پاسخ: وبلاگ شما در گذشته به نظرم نام ديگري داشت كه در آن از هخامنش و ايران‌شناسي و تقابل يا عدم تقابل آن با اسلام مي‌نوشتيد. درست عرض نكردم؟ پس به وبلاگ شما آمده و نوشته‌هاتان خوانده‌ام. اما اين وبلاگ جديد كه بيشتر به شعر پرداختيد چندان توجه مرا جلب نكرد! ولي قطعاً مخاطب خود را پيدا خواهد كرد. هر كالايي در اين دنيا مشتري خودش را دارد. موفق و پيروز باشيد و از خداوند مي‌خواهم اين نشاط و شادابي را كه در نگاره‌هاي شما يافت مي‌شود، اين تحرّك و پويايي كه نشان از طراوت كودك ِ درون‌تان دارد و اين بي‌پروايي نوشته‌هاتان كه حكايت از جسارت و ماجراجويي مي‌كند، همه را در مسير اسلام قرار دهد و براي‌تان تا آخرين لحظه عمر حفظ نمايد. موفق و پايدار :)

نگاه من به پنج گنبد قشنگ جمكراني ات

مرا صدا مي زند...صداي مهرباني ات

مني كه رو سياه تر...ز هرچه روسياه تر

اسير خاك جمكران..خاك آسماني ات

خجالتي كه مي كشد..دل سياه و كافرم

اگر كم است...معذرت ز مهر بي كراني ات

چقدر كج كشيده ام مسير زندگي خود

وبا تمام كجروي...شدم به ميهماني ات

آخر اين سلام و ...دلپيچه,مانده ام والسلام يعني چه؟

منطقم را كنار بگذارم...خسته ام از دكارت و از نيچه

سوره ي عشق تو خرم كرده...دين تو باز كافرم كرده

عقلم از سر پريده مجنونم..من به دست تو گشته بازيچه

==========================

لنگه ات را نديده ام جايي،بس كه اوج مرامي عزيزم

بوسه هايي كه از لب فراريست،با غمم هم كلامي عزيزم

من صدايم كه آوا ندارم؛بسكه ره رفته ام نا ندارم

سوره ي يوسفي بي حجابم,من كه كم از زليخا ندارم

غارت غيرتست آه اينجا/بسكه پر وحشتست آه اينجا

مرگ هويتست آه اينجا/سهم من غربت ست اه اينجا

راه گيسوي من را كشيدي؛توي شبهاي شهوت برانگيز

دست بازيچه ي شهوتت شد؛گيسوان پريشان پاييز

خنجرت را كشيدي و كشتي،اشك من را نديدي و كشتي

دست تو بي بلا اي عزيزم؛شادي ام را خريدي و كشتي

======================

بانو اسدي

شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۸:۱۲ عصر
پاسخ: 8

شب شد..دوباره عشق تو آمد به سر زد

بر ريشه و اندام من تيش و تبر زد

بادي كه گندمزار مويم را به هم زد

با من ميان باغ مستي ها قدم زد

با منقل عشق تو عادت كرده ام من

امشب براي تو هوس اورده ام من

از دست تو خيلي پريشانم...عزيزم

امشب براي قتل ميمانم ...عزيزم

امشب كمي بايد جنايتكار باشم

چاقو كشم...عشقي كشم..مكار باشم

امشب براي تو سياست ميكنم من

خود را زدست عشق راحت ميكنم من

حالا ببين من نقطه ي پايان دردم

عشق تو را از صفحه ي دل پاك كردم

حالا كه مستي فرصت خوبيست ديگر

من كشتمت..امشب تنت خونيست ديگر

راحت شدم...فرياد مستي ميكشانم

او نيست ديگر...نيست ديگر..نيست ديگر

نايت اسكيننايت اسكين

شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۸:۱۸ عصر
پاسخ: 12

شب شد..دوباره عشق تو آمد به سر زد

بر ريشه و اندام من تيش و تبر زد

بادي كه گندمزار مويم را به هم زد

با من ميان باغ مستي ها قدم زد

با منقل عشق تو عادت كرده ام من

امشب براي تو هوس اورده ام من

از دست تو خيلي پريشانم...عزيزم

امشب براي قتل ميمانم ...عزيزم

امشب كمي بايد جنايتكار باشم

چاقو كشم...عشقي كشم..مكار باشم

امشب براي تو سياست ميكنم من

خود را زدست عشق راحت ميكنم من

حالا ببين من نقطه ي پايان دردم

عشق تو را از صفحه ي دل پاك كردم

حالا كه مستي فرصت خوبيست ديگر

من كشتمت..امشب تنت خونيست ديگر

راحت شدم...فرياد مستي ميكشانم

او نيست ديگر...نيست ديگر..نيست ديگر

نايت اسكين

شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۸:۱۹ عصر
پاسخ: 12

ميگم خودمووونيما..فكر نمي كردم عكس هم بشهههه گذاشت...

آزمايششششششششي يه مزاحمتي انجااام دادم...اول نشد...يه دفههه شد...

چيزي نيس ...فكر كنم نشونه ها...آخرالزمانههه...نه؟؟؟؟/

شرمنده جاكامنتي تونو درب و داغوون كردم...من از اين خرابكاري ها زياد ميكنم..امان از فضولي...مجدد معذ.ريييييييم...

شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۸:۲۲ عصر
پاسخ: اين از عجايب هفتگانه پارسي‌بلاگ است. شما هم اگر به اين سرويس شگفت‌انگيز بياييد، كم‌كم با عجايب ديگري نيز آشنا خواهيد شد. مدير واقعاً براي بهينه‌سازي و ارتقاء اين سامانه زحمت كشيده و بسيار هم موفق بوده. پارسي‌بلاگ قدرتمندترين سرويس ايراني وبلاگ!

سلام.
اوهه...من تازه 2هزاريم افتاد...اين بانو ناشزه عاشقته...نمي دونه چي كار كنه اين آزارا رو سرتون پياده ميكنه...

اينم مطلب جديدمه....

چند شعر و طنزي تلخ بمناسبت روز مرد...جلسه غيبت از مردان...حق اعتراض داريد منتهي به عواقب نيز بينديشيييد...

چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۳:۰۱ عصر
پاسخ: متوجه نمي‌شم منظورتون چيه! عاشق؟! پس اين مردم‌آزاري‌ها و كلانتري رفتن‌ها رو چطور توجيه مي‌فرماييد؟!

واي...چشمم درد گرفت همشو خوندم...شنبه ۳ تير ۱۳۹۱ - ۳:۲۳ عصر
پاسخ: چشماتون درد گرفت؟ به خاطر ريزي قلم نوشته‌ها؟ يا سنگيني مطلب؟ يا وخامت اوضاع؟

 تصاوير زيباسازي وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقي، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com سلام اقا سيد

 تصاوير زيباسازي وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقي، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازي وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقي، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
آخي....آقا سيد بچه هاتون چه نازن...مواظبشون باشا....

چه طوماري شد وبلاگتون....

واقعن اين سه تا گل از شماست...حيفن بچه ها بخدا...تو تربيت دقت لازمه ها....مخصوصن دختر خانوم گل...

ضمنن به اين عكسا هم اعتراض ممنوع...با عرض معذرت...

سه‌شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۱ - ۵:۵۵ عصر
پاسخ: طومار؟ از چه جهت؟ گلن؟ خب اين هم از الطاف بي‌كران الهي‌ست، به اين بنده گناهكار. خدا را شكر مي‌كنم. دعا كنيد در تربيت‌شان موفق باشم. تشكر. إن‌شاءالله خداوند نصيب شما هم بفرمايد.
الهي...پس مامان هم شدين...آخي....دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۵ صبح
پاسخ: سه ساله كه هر دو سمت را با هم دارم؛ بابا و مامان! آذر 88 كه تشريف بردند، بنده مادري‌ام شروع شد، تا ارديبهشت 90 كه رسماً مادر شدم! از آن زمان تا امروز ديگر وظيفه خود را به خوبي شناخته‌ام! راضي هم هستم به رضاي خدا.


ن اتفاقن شما بي كسي خودتو نكوب رو سر ما خدا رو داري سيد...

بايد به پرزيدنت بگم رسيدگي كنه..جوونا مردم دارن از دست مي رن والا به غرآن...چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۰ عصر
پاسخ: عجب!

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN