7 فصل پنجم : بودجه عمومي دولت
3 مسائل و مشكلات
پايين بودن سهم درآمدهاي مالياتي از كل دريافتيهاي دولت به طوري كه نسبت مالياتها به GDP در ايران در بهترين شرايط كمتر از نصف ميزان ياد شده در كشورهايي نظير هند، پاكستان، تركيه، مالزي، كره جنوبي و تمامي كشورهاي توسعه يافته بوده است.
- گستردگي اقتصاد زيرزميني و كوچك بودن پايه مالياتي
- عدم توجه به نقش ارشادي دولت و هدايت بخشها از طريق بهكارگيري سياستهاي مناسب مالياتي
- عدم كارايي سازمان مالياتي كشور در مراحل تشخيص و وصول مالياتها
- گسترده بودن معافيتهاي مالياتي و اختلالاتي كه ازاين طريق بر فعاليتهاي اقتصادي و گروههاي اجتماعي انتقال مييابد.
- تضاد سياست كاهش هزينههاي دولت (به قيمتهاي ثابت) با اهداف كليدي اقتصادي كلان از جمله دستيابي نرخ رشد شتابان و كاهش و يا ثابت بودن نرخ بيكاري
- كاهش سطح رفاه اجتماعي به دليل افزايش جمعيت و كاهش كميت و كيفيت كالاها و خدمات دولتي (به قيمتهاي ثابت)
- كمبود و تخصيص نامناسب منابع و طولاني بودن دوره اجراي پروژهها و در نتيجه غير اقتصادي شدن بسياري از پروژهها
- نامناسب بودن وضعيت امور زيربنايي كشور براي نيل به اهداف رشد شتابان
- تداوم كسري عملياتي بودجه عمومي با توجه به روند درآمدها و هزينههاي بودجه عمومي دولت
- تداوم كسري واقعي بودجه دولت به دليل تأمين بخش عمده بودجه عمومي از طريق درآمد نفت