7   مقدمه

پيروزي نظامي آمريكا و انگليس در حملات اخير به صربستان، افغانستان و عراق، در مقابل بن‌بست نظامي روسيه در افغانستان و چچن، تا مدتي كوتاه، دو عرصه سياست داخلي و خارجي آمريكا و همچنين روابط بين‌الملل را تحت تأثير خود قرار داد. اما با سپري شدن زمان، مشخص شد كه نيروي نظامي اين هژمون بين‌الملل، گرچه توانست نيروي نظامي عراق را شكست دهد، اما نظامي‌گري عراق استقلال آن كشور را به حراج گذاشت، و نظامي‌گري آمريكا نتايج چشمگيري براي آن كشور به جاي نگذاشت. اين دفتر تاريخي نشان مي‌دهد كه به طور بارزي منابع قدرت تغيير كرده است. از يك سو، مردم آمريكا و انگليس در مورد عراق، از دولتين خود مي‌پرسند كه نتايج اين حملات بر زندگي روزمره آنان چه بوده است. گرچه بوش توانسته بود به يمن آثار مساعد ناشي از حمله تروريستي 11 سپتامبر 2001، تا مدت زيادي بر موج افكار عمومي سوار شده و از آن بهره گيرد، ولي افت محبوبيت او در افكار عمومي آمريكا، نشان از آن دارد كه دولتها با كار ويژه جديدي روبه‌رو شده‌اند، كه عمدتاً با نظامي‌گري قابل حصول نيست. نوع ارزشها و تهديدات امنيتي، آن چنان در نظر و رفتار مردم تغيير كرده است كه ناگزير، ريچارد روزكرانس، استاد برجسته دانشگاه كاليفرنيا، در لوس‌آنجلس از نوع دولت جديدي تحت عنوان دولت مجازي نام مي‌برد.

از لحاظ نظري مشخص شده است، كه با عنايت به تحولات بنيادين در جامعه انساني، پس از جايگزيني ابزار قدرت نظامي به جاي ابزار نفوذ ارادت - مبنا، به سرعت ابزار اقتصاد، تخصص و سپس حقانيت، در حال جايگزيني به جاي سياست نظامي و ارادت مبنا مي‌شود.

با عنايت به اين پشتوانه نظري و تاريخي، انديشمنداني چون هانتينگتون، به جريان دموكراتيزه شدن جوامع، و امواج سه گانه آن اشاره داشته‌اند. انديشمنداني چون روزكرانس، پيشنهاد مي‌كنند تا دولتها، با نهادينه كردن دموكراسي در داخل، زمينه‌ساز تحول مبادلات، از سياسي - فرهنگي، به اقتصادي - رفاهي شوند. روزكرانس مدعي است كه كشورهاي موفق، كشورهايي هستند، كه به ماهيت سطح و نوع زندگي انساني در نظام بين‌الملل جهاني شده، واقف شده‌اند و به يمن اين وقوف، تلاش نموده‌اند تا عرصه فعاليت خود را از سطح داخلي به سطح جهاني گسترش دهند. او علاوه بر درك اين كار ويژه، به تغيير ساختار و تغيير بازيگران، و تغيير مشي سياسي نيز عنايت دارد. به نظر او، در اين وضعيت، كشورهايي كه تحولات جديد را درك كرده‌اند، يا به «بدن» و يا به «سر»، در اين نظام تبديل شده‌اند. سوئيس و هنگ‌كنگ به سر، و چين به بدن، در اين نظام بين‌المللي تبديل وضعيت داده‌اند. كشوري چون روسيه و عراق، در حال دور شدن سريع و حذف از روند اين تحولات هستند. در يك كلام، كشور آينده موفق كشور مجازي Virtual State است. گروهي به كسب قابليت رأس بودن، گروهي به كسب قابليت بدن بودن، و گروهي ديگر به كسب قابليت سر و بدن بودن، اهتمام ورزيده‌اند. به ميزاني كه هر كشور از مقدار سر بودن دور مي‌شود، به همان مقدار از موفقيت دور مي‌شود.

خوشبختانه با آگاهي از اين وضعيت، از اوايل سال 1382 به بعد، شاهد آن هستيم كه به طور فزاينده‌اي گفتمان بخشهاي اعظمي از دولت، و گروههاي صاحب نفوذ بر دولت، به نفع جلوه‌هاي نرم‌افزاري قدرت، تلطيف شده است. با استقبال از اين تلطيف‌گرايي روشي و پويشي، به نظر مي‌رسد تكميل اين روند، به ايجاد تحولات ساختاري و كاركردي نيز محتاج باشد. در اين مقاله تلاش شد تا مباني نظري اين تحولات مورد كنكاش قرار گيرد. با عنايت به اين مقدمات در اين خط‌مشي‌نامه ابتدا، خصوصيات دولت مجازي مطرح مي‌شود، سپس با توجه به مقدورات و محذورات ايران، تلاش مي‌شود به آثار اين نوع دولت بر تحولات ايران، تحليلي داشته باشيم.