برنامهريزي براي قرار گرفتن در مدار توسعه ملي پايدار, امروزه يك ضرورت حياتي است. توسعه ملي پايدار، در يك جمله به معناي افزايش ظرفيتها و پوياييهاي نظام ملي در همه ابعاد، و زير مجموعههاي سياسي, اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي است، تا حدي كه نظام ملي قادر به پاسخگويي به نيازهاي فزاينده و سازگاري و تعامل با شرايط متغير داخلي و خارجي شود.
نظام سياسي و دولت، از موقعيت و نقش اساسي در فرايند توسعه پايدار برخوردار است، زيرا هم خود موضوع اين توسعه است (يعني بايد ظرفيتهاي خود را در همه ابعاد تنظيمي, استخراجي, پاسخگويي, توزيعي و نمادين افزايش دهد و پوياييهاي خود را براي مواجهه با شرايط و محيط متغير داخلي و بينالمللي سازگار سازد)، هم طراح، راهبر و مدير توسعه در عرصههاي ديگر است (يعني بايد زمينههاي لازم را براي افزايش ظرفيتها و پوياييهاي اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي، چه در سطح روابط داخلي و چه در سطح روابط خارجي فراهم و تقويت كند.). با وجود اين, دولت، تنها بازيگر در فرايند توسعه پايدار نيست.
در كنار دولت, بازيگران داخلي يعني بازار, جامعه مدني, نيروهاي سياسي مخالف, افكار عمومي و همچنين بازيگران بينالمللي يعني بازار بينالمللي, نهادهاي بينالمللي, افكار عمومي بينالمللي و ... نيز كم و بيش - بسته به مراحل مختلف توسعه - ميتوانند، و بايد نقش خاص خود را در فرايند توسعه پايدار ايفا كنند. به علاوه ميل دولت به يكهتازي، اقتدارگرايي و مداخلهجويي ممكن است در فرايند توسعه پايدار، اختلالهايي ايجاد كند. بر اين اساس نه تنها افزايش ظرفيتهاي دولت، بلكه همچنين تمهيد سازوكارهايي براي مهار دولت، يكي از اهداف اساسي برنامهريزي براي توسعه پايدار است.
در اين مقاله، ابعاد سياسي توسعه ملي پايدار، و ضرورتهاي توجه به اين ابعاد، هدفگذاري و مرحلهبندي توسعه پايدار، بر اساس ابعاد سياسي ارائه، و ملزومات و راهكارهاي دستيابي به اين اهداف، در هر مرحله توضيح داده شده است.
مقاله، در دو بخش ارائه ميشود: بخش اول: اهداف و مرحلهبندي توسعه ملي پايدار (از منظر ابعاد سياسي)، به اختصار ارائه ميشود. بخش دوم: ضمن شرح تفصيلي اين هدفها و مرحلهبنديها, ملزومات و راهكارهاي دستيابي به آنها را، ارائه و توجيه مينمايد. لازم به ذكر است كه تهيه برنامههاي عملياتي Action Plan براي هر يك از مراحل توسعه پايدار، مستلزم مطالعات و تحقيقات مفصل و جداگانه است.
در هر صورت, اگر هدف بلندمدت (بيست ساله) توسعه ملي پايدار را، دستيابي به سطحي از توسعه ظرفيتها و قابليتهاي توليد و باز توليد خلاقيت, ثروت, قدرت و حيثيت ملي بدانيم كه بتواند امنيت, آزادي, كرامت, مشاركت, رفاه و عدالت را براي آحاد ملت فراهم كند, هدف درازمدت بعد سياسي اين توسعه نيز، عبارت از دستيابي به نوعي از نظم, ثبات و تعادل پايدار سياسي و اجتماعي است كه كمتر متكي به كاربرد زور و اقتدار دولت، و بيشتر متكي به سازوكارهاي خود تنظيم كننده ميان عرصهها, نيروها و نهادهاي مختلف اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي، يعني متكي به گسترش فرهنگ مشاركت، اخلاق و فضيلت مدني باشد. دستيابي به اين هدف از چهار مرحله زير ميگذرد:
1- مرحله دولت قابليتساز Capability Building State
2- مرحله دولت انطباقگرا Adaptable State
3- مرحله دولت رفاهگرا و عدالتخواه Welfare State
4- مرحله دولت تعاملگراي شهروندمدار Penetrative - Civic state
طي كردن هر يك از مراحل تقريباً يك دوره پنجساله را لازم دارد.