7   مقدمه

در طي دو دهه گذشته و در فاصله بين تجربه قبلي و تجربه فعلي آمايش سرزمين، جهان شاهد مجموعه‌اي از تحولات گسترده‌اي بوده كه سلسله‌اي از تغييرات اساسي در ساختارهاي سياسي و اقتصادي را موجب گرديده است.

در سال 1362 (تجربه قبلي آمايش سرزمين) نگاه به توسعه و برنامه‌ريزي در يك جهان دو قطبي صورت مي‌گرفت ولي در تجربه فعلي جهان در فرايند شكل‌بندي نظم ديگري است كه گرچه هنوز اين فرايند به پايان نرسيده ليكن خصوصيات آن، چشم‌اندازي كاملاً متفاوت با گذشته را ترسيم مي‌كند. مهم‌ترين خصوصيتي كه در حوزه بحث ما تأثير خواهد گذاشت روند جهاني شدن اقتصاد و يا اقتصادي شدن جهان است كه اصطلاحاً با فرايندي بنام يكپارچگي يا Globalization شناخته شده است. گرچه هنوز بر سر اينكه دامنه اين فرايند تا كجاست بحثها ادامه دارد اما ويژگي‌هاي محرز آن تا جايي كه به بحث ما مربوط مي‌شود به شرح زير مي‌باشد:

- تحولات جدي در جغرافياي اقتصادي نظام سرمايه داري

- تغيير مفاهيم ارزشي در توسعه منطقه‌اي

- يكپارچه شدن بازارها

- فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و ديگر تحولات منطقه‌اي

- تغييرات ايجاد شده در شرايط داخلي

علي‌رغم ضرورت انجام بحثها و بررسيهاي دقيقتر در مورد چشم‌انداز برنامه‌ريزي در فرايند تحولات ملي و بين‌المللي، به طور اجمال آنچه بر نقش و جايگاه آمايش و محصول سند نهايي مطالعات طرح پايه اثر مي‌گذارد را شرح مي‌دهيم:

       1-    عمده شدن ديدگاه‌سازي‌هاي درازمدت توسعه نسبت به نتيجه‌گيري‌هاي مكاني و مديريت فضايي توسعه

       2-    تفوق يافتن روحيه برنامه‌ريزي ارشادي نسبت به برنامه‌ريزي‌هاي دستوري

       3-    افزايش اهميت سطح ملي در تعيين چارچوبها و استراتژيهاي كلي

       4-    واگذاري سطوح تفضيلي‌تر تصميم‌گيري به واحدهاي منطقه‌اي

       5-    طراحي و ايجاد روشهاي كنترل و هماهنگي سطوح مختلف نظام برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري

       6-    تداوم فعاليتهاي برنامه‌ريزي و توقف ناپذيري طراحي‌هاي توسعه