7   نقش صنعت

3    اولويت‌گذاری استراتژيک (شناخت بخشهای دارای مزيت رقابتی و طبيعی)

به منظور شناخت اولويتها، ابتدا به شناسايی ظرفيتهای صنعتی و پيچيدگی تکنولوژيکی آنها پرداخته، و با استفاده از نظريه دوره عمر صنعت، به شناسايی بخشهای دارای مزيت رقابتی و طبيعی خواهيم پرداخت. در کنار شناسايی استراتژی توسعه صنعتی، که ناظر بر عملکرد بخش صنعت می‌باشد، می‌توان با استفاده از شاخصهای عملکرد رقابتی صنعتCIP ، به ارزيابی استفاده بهينه از منابع و سرمايه‌های در دسترس صنعت پرداخت. اين امتياز بر اساس برآورد ظرفيت صنعتی، و پيچيدگی تکنولوژی (ارتقاي صنعت)، به دست آمده است. برای برآورد ظرفيت صنعتی، دو شاخص سرانه ارزش افزوده صنعتی، و سرانه صادرات صنعتی، به ازای سرمايه بررسی می‌شود، و در خصوص پيچيدگی صنعتی (ارتقا ي صنعت)، دو شاخص سهم ارزش افزوده صنايع با تکنولوژی بالا و متوسط در کل صنايع، و سهم صادرات با تکنولوژی بالا در صادرات صنعتی، بررسی می‌گردد. تغييرات کم CIP کشورها طی سالهای 1985 تا 1998 ، نشانگر اين امر است که، اين شاخصها متأثر از سياستهای مقطعی نبوده، و وابستگی زيادی به مسير بلندمدت توسعه صنعتی کشورها دارند، و به سختی تغيير می‌نمايند. البته کشورهايی نيز مشاهده می‌گردند که، دارای تغييرات قابل توجه مثبت و يا منفی بوده، و چنانکه اين اطلاعات با استراتژيها مقايسه گردد، ملاحظه می‌شود که، کشورهای چين، فيليپين و تايلند، بيشترين تغييرات مثبت را داشته‌اند، به گونه‌ای که در دوره مزبور، عملکرد CIP آ نها بيش از 3 برابر، افزايش يافته است، و چين به تنهايی با 6 برابر افزايش، پيشتاز می‌باشد. چنانکه اين نتايج را با شاخصهای تعيين استراتژی مقايسه نماييم مشاهده می‌کنيم که، چين با تکيه بر استراتژي تلفيقی، و فيليپين و تايلند با تکيه بيشتر بر استراتژی استفاده از سرمايه مستقيم خارجی، به اين مهم دست يافته‌اند. البته کشورهای اخيرالذکر در رتبه‌های پايين جدول شاخص CIP قرار دارند و کشورهايی که در رده بالا قرار دارند، برای حفظ رقابت‌پذيری صنعتی، از استراتژی تلفيقی با تکيه بر افزايش سطح تحقيق و توسعه داخلي استفاده نموده‌اند.

جدول شماره 3- رتبه و CIP مقدار شاخص

مقدار شاخص CIP

کشور

رتبه

1998

1985

1998

1985

883/0

587/0

سنگاپور

1

6

751/0

808/0

سوئيس

2

1

739/0

379/0

ايرلند

3

15

696/0

725/0

ژاپن

4

2

632/0

635/0

آلمان

5

3

564/0

599/0

آ مريك ا

6

5

562/0

633/0

سوئد

7

4

538/0

494/0

فنلاند

8

7

495/0

489/0

بلژيك

9

8

473/0

426/0

انگليس

10

12

465/0

45/0

فرانسه

11

10

453/0

445/0

اطريش

12

11

443/0

424/0

دانمارک

13

13

429/0

398/0

هلند

14

14

412/0

292/0

تايوان

15

19

407/0

474/0

کانادا

16

9

384/0

379/0

ايتاليا

17

16

37/0

247/0

کره جنوبی

18

22

319/0

259/0

اسپانيا

19

21

301/0

348/0

نروژ

21

17

278/0

116/0

مالزی

22

30

246/0

125/0

مكزيك

23

28

243/0

 

جمهوری چک

24

 

241/0

044/0

فيليپين

25

45

24/0

159/0

پرتغال

26

26

239/0

088/0

مجارستان

27

34

221/0

 

اسلونی

28

 

211/0

214/0

استراليا

29

23

204/0

32/0

هنگ‌کنگ

30

18

186/0

188/0

نيوزيلند

31

24

172/0

058/0

تايلند

32

43

149/0

14/0

برزيل

33

27

143/0

176/0

لهستان

34

25

14/0

122/0

آرژانتين

35

29

129/0

053/0

كاستاريكا

36

44

126/0

021/0

چين

37

61

108/0

082/0

تركيه

38

36

108/0

096/0

آفريقا ي جنوبي

39

32

102/0

093/0

يونان

40

33

095/0

072/0

رومانی

41

37

089/0

099/0

بحرين

42

31

087/0

062/0

اروگوئه

43

42

077/0

 

روسيه

44

 

068/0

064/0

تونس

45

40

06/0

085/0

ونزوئلا

46

35

056/0

03/0

شيلي

47

53

056/0

028/0

گواتمالا

48

56

054/0

012/0

اندونزی

49

65

054/0

034/0

هند

50

50

 

کشورهای بالا و پايين جدول وضعيت پايداری دارند، در حالي که کشورهايي که در وسط جدول قرار دارند، دارای تغييرات می‌باشند. علت اصلی افزايش اين مقدار برای کشورهای مذکور، مشارکت آنها در شبکه جهانی توليد است، که سبب افزايش سهم آنها در صادرات کالاهای پيشرفته شده است. کشورهای صنعتی در قسمت بالای جدول، کشورهای در حال توسعه با درآمد متوسط، و کشورهای با اقتصاد درحال گذر در قسمت وسط، و کشورهای در حال توسعه با درآمد کم، و کشورهای کمتر توسعه يافته، در قسمت پايين جدول قرار دارند.

همان گونه كه ملاحظه مي‌گردد، مقدار شاخص عملکرد رقابتی صنعت ، ارتباط مستقيم با توسعه و رشد بخش صنايع نوين، در هر اقتصاد دارد. از اين رو است كه، در كشورهاي در حال توسعه شرق آسيا، كه توانسته‌‌اند در مسير توسعه صنعتي گامهاي اساسي بردارند، توسعه صنايع نوين، در رأس برنامه‌هاي اجرايي قرار داشته است، و به منظور توسعه اين صنايع، اقدام به تهيه برنامه‌های راهبردي و اجرايي در اين زمينه نموده‌اند. در اين خصوص مي‌توان به برنامه مشعل در چين، برنامه توسعه صنايع نوين و برنامه تكنولوژي‌هاي برتر در مالزي، برنامه تكنولوژي‌هاي برتر در كره جنوبي و همچنين برنامه توسعه صنايع برتر در تايوان و سنگاپور اشاره نمود. اين به معنی فراموش نمودن، يا عدم پيش‌بينی سياستهای مناسب برای بهبود و ارتقای صنايع موجود اين کشورها نيست. در واقع، سياستهای عمودی در جهت بهسازی و نوسازی، و رقابت‌پذير نمودن اين گونه صنايع نيز، در راستای استفاده بيشتر و مؤثر از صنايع نوين، به منظور ارتقاي رقابت‌پذيری است .

کشورهای در حال توسعه، برای دستيابی به توسعه يافتگی، نيازمند جهش در فرايند توسعه می‌باشند و لازمه دستيابی به جهش اقتصادی - صنعتی، ارائه‌ي استراتژی توسعه صنعتی است. اين برنامه‌ها می‌بايد به گونه‌ای طراحی گردند که، موجبات ارتقاي توانمندی صنعتی را در کنار توسعه ظرفيتهای صنعتی، به منظور ايجاد صنعتی رقابت‌پذير فراهم سازند. در چنين برنامه‌هايي، در کنار اصلاح ساختار و ايجاد فضای کسب و کار مناسب، می‌بايد سياستهای عمودی صنعتی - تکنولوژی را نيز در برنامه توسعه صنعتی در کنار سياستهای کارکردی - چارچوب‌گرا و افقیGENERIC منظور نمود. يكي از روشهاي مهم در انتخاب اولويت صنعتي، و خلق مزيتهاي رقابتي، تعيين اولويت بر اساس منحني عمر هر صنعت و فناوري مربوط به آن مي‌باشد. در اين روش، اولويت‌بندي بر اساس شاخصهاي معمولي اقتصادي كه نشانگر وضع موجود و ادامه روند گذشته مي‌باشد، صورت نمي‌پذيرد بلكه، بر اساس موضوع تكنولوژي و مزيتهاي رقابتي قابل خلق، انجام مي‌پذيرد.

چرخه عمر صنعت، که در اينجا به معنی عمر بنگاه صنعتی به کار می‌رود، به چهار ناحيه تولد، رشد، بلوغ و پيري (اشباع)، تقسيم‌بندي مي‌گردد. اين روند طبيعي عمر يك صنعت مي‌باشد ، و براي سرمايه‌گذاران و يا يك ساختار صنعتي، اين امكان وجود دارد كه از يكي از نواحي مختلف تولد، رشد، بلوغ و يا پيري، وارد يك صنعت گردند. هر ناحيه، خصوصيات خاص خود را دارا است، كه سياست‌گذاران توسعه صنعتي با توجه به ساختارهاي صنعتي و فناوري و شرايط اقتصادي، اجتماعي و سياسي موجود، مرحله‌اي خاص از صنعت را، جهت ورود پيشنهاد مي‌نمايد.مشخصات اجمالي هر يك از نواحي به شرح جدول می‌باشد.

جدول شماره 4- دوره، تولد، رشد، بلوغ و پيري

پيري

بلوغ

رشد

تولد

دوره

پايين

متوسط

بالا

پايين

درآمد

پايين

متوسط

بالا

متوسط

رشد بازار

كارگري و تأمين

مديريت و كارگري

ابتكار و مهندسي

اختراع و پژوهش

فعاليت اصلي

توليد انبوه

توليد انبوه

توليد محصولات منحصر به فرد و توسعه تکنولوژی

خلق تكنولوژي

سياست اصلي

گردش امور

رهبري در قيمت

رهبري در محصول

رهبري در تكنولوژي

هدف اصلي توليد

طرف تقاضا

طرف تقاضا

طرف عرضه

طرف عرضه

طرف اقتصادي مورد توجه

بالا

متوسط

متوسط

بالا

ريسك

1-0

3-1

10-3

50-0

نرخ بازگشت سرمايه

پايين

رقابتي

بالا

متوسط

امكان دسترسي به بازار

 

با توجه به مراحل مختلف ورود به يك صنعت، مطالب ذيل قابل ذکر مي‌باشد:

- مناسب‌ترين مرحله ورود در صنعت چنانچه مقدور باشد، مرحله رشد است، چرا كه به طور كلي احتمال دسترسي به تكنولوژي و بازار در اين مرحله بسيار بالا است و همان گونه كه مي‌دانيم، معضل اصلي صنايع ما، عدم دسترسي به اين دو نهاد مهم است. از طرفي ديگر، محصولات با تكنولوژي‌هاي منحصر به فرد، در واقع بازار انحصاري برای توليد کنندگان در سطح بازارهاي جهاني به وجود می‌آورد و همين امر موجب مي‌شود كه، درآمد و نرخ بازگشت سرمايه در اين صنايع، بالا باشد.

- ورود به مرحله بلوغ صنعت و يا صنايع بالغ در جهان، به معناي رويكرد توليد انبوه و رهبري در قيمت است، البته با توجه به ساختار صنعتي كشور، به جز صنايع مبتنی بر مزيت طبيعی، ما نمي‌توانيم داراي مزيتي در اين خصوص باشيم، چرا كه اولاً از مزيت نيروي كار ارزان، دسترسي راحت به بازارهاي بزرگ و جهاني، و هزينه پايين توليد نسبت به ساير كشورها مانند چين، برخوردار نيستيم ، لذا براي ما امكان رقابت، حتي در صورت پيوستن به شبكه جهاني توليد، در اين خصوص متصور نمي‌باشد، چرا كه چين همان گونه كه قبلاً اشاره شد، با توجه به جلب سرمايه خارجي و ساختار قوي توليد صنعتي و بازار کار ارزان، امكان رقابت در عرصه جهاني را از ما سلب نموده است، هر چند در برخي بازارهاي خاص مي‌توان وارد شد، اما اين بازارها نمي‌توانند درآمدهاي نهايی بالا، كه سبب رشد درآمد سرانه بالايي در كشور گردد را، به ارمغان بياورد.

- ورود در مرحله تولد صنعت، نياز به وجود ساختارهاي علمي بسيار قوي و صرف بودجه‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي كلاني دارد كه، در حال حاضر كشور فاقد اين منابع مي‌باشد .

- امكانات لازم در فضاي جهاني، به منظور دسترسي به سرريزهاي تكنولوژي جهاني، به اندازه كافي وجود دارد و لذا با توجه به ساختارهاي علمي، تكنولوژي و صنعتي كشور، به نظر مي‌رسد ورود در مراحل اوليه رشد، بهترين مدخل جهت توسعه صنعت در كشور مي‌باشد، و صنايع نوين در منحني عمر كلي صنعت، همان مرحله تولد و رشد را شامل مي‌شود. لذا چنانچه بخواهيم در مراحل رشد، وارد توسعه صنعت شويم، مي‌بايد به سوي صنايع نوين برويم. البته خصوصيات ذاتي صنايع نوين، مانند اثربخشي بالا در توسعه، و افزايش بهره‌وري ساير صنايع، ارزش افزوده بالا و مغزبر بودن، از دلايل اساسي ديگر توجه به اين صنايع مي‌باشد. به عبارت ديگر، همان گونه كه قبلاً گفته شد، براي توسعه درآمد صنايع مبتني بر مزيت طبيعي در كشور، كه مي‌توانند براي ساليان متمادي منبع درآمدي لازم جهت توسعه اقتصادي را فراهم آورند، نيازمند توسعه صنايع نوين، كه در حال حاضر بيشترين ارزش افزوده صنايع مبتني بر مزيت طبيعي، متكي بر كاربرد اين صنايع مي‌باشد، هستيم. در مجموع مي‌توان گفت که توسعه صنايع نوين، يك الزام است نه يك انتخاب.

بر اساس منحنی دوره عمر تکنولوژی و همچنين ساختار توليد، صنعت را می‌توان به چهار بخش تقسيم نمود که عبارتند از :

- صنايع با تکنولوژی پايين

- صنايع با تکنولوژی متوسط

- صنايع با تکنولوژی بالا

- صنايع مبتنی بر مزيت طبيعی

وضعيت صادرات 25 کشور اول در جهان، و ايران در جداول شماره 5 الي 9 نشان داده شده است. (ارقام بر حسب ميليون دلار)

جدول شماره 5- صادر کنندگان محصولات مبتنی بر مزيت طبيعی، بر اساس ميزان صادرات

        1998                  (ميليون دلار)

                        1985                                  (ميليون دلار)

رتبه

61055

آمريكا

22065

آمريكا

1

54575

آلمان

21795

آلمان

2

41185

فرانسه

17130

فرانسه

3

34400

بلژيك

17012

هلند

4

34380

انگليس

14759

كانا دا

5

32624

كانادا

12713

ايتاليا

6

29741

هلند

12200

انگليس

7

28266

ايتاليا

11306

بلژيك

8

23333

ژاپن

9105

ژاپن

9

16651

ايرلند

7927

سوئد

10

15989

اسپانيا

6883

سنگاپور

11

15091

چين

5523

اسپانيا

12

14493

سوئد

5462

فنلاند

13

14280

فنلاند

5320

برزيل

14

13764

سنگاپور

5051

سوئيس

15

12251

سوئيس

2962

دانمارك

16

11829

كره

2912

اتريش

17

11742

برزيل

2735

تايوان

18

9891

مالزي

2577

ونزوئلا

19

7902

فلسطين

2553

مالزي

20

7802

اتريش

2380

كره

21

7027

تايلند

2197

ايرلند

22

6282

دانمارك

2001

فلسطين اشغالی

23

6117

مكزيك

1776

استراليا

24

6102

هند

1745

هند

25

516772

 

198089

مجموع 25 کشور اول

593812

 

215418

جمع کل در جهان

87

 

92

سهم 25 کشور اول در کل جهان (درصد)

جدول شماره 6- صادر کنندگان محصولات با تکنولوژی پايين، بر اساس ميزان صادرات

             1998                  (ميليون دلار)

                   1985                          (ميليون دلار)

رتبه

76463

چين

25263

آلمان

1

70208

ايتاليا

24756

ايتاليا

2

66756

آلمان

21301

ژاپن

3

55554

آمريكا

14604

تايوان

4

36697

فرانسه

13139

فرانسه

5

30716

تايوان

11523

كره جنوبي

6

30022

انگليس

9683

هنگ كنگ

7

29629

ژاپن

9086

آمريكا

8

25647

بلژيك

8082

بلژيك

9

23054

كره

8059

انگليس

10

17522

مكزيك

5246

هلند

11

16755

هلند

4707

اسپانيا

12

14961

اسپانيا

4535

اتريش

13

14518

كانادا

4458

سوئيس

14

12932

اتريش

4295

سوئد

15

12263

هنگ ‌ كنگ

2965

كانادا

16

11504

سوئيس

2590

برزيل

17

11259

تركيه

2256

پرتغال

18

9851

هند

2235

تركيه

19

9221

تايلند

2097

فنلاند

20

9216

سوئد

2091

دانمارك

21

8592

پرتغال

1950

هند

22

7825

لهستان

1369

سنگاپور

23

7008

دانمارك

1045

يونان

24

7002

جمهوري چك

1031

فلسطين

25

615175

 

188366

مجموع 25 کشور اول

694138

 

197376

جمع کل در جهان

89

 

95

سهم 25 کشور اول در کل جهان (درصد)

جدول شماره 7- صادر کنندگان محصولات با تکنولوژی متوسط، بر اساس ميزان صادرات

             1998                         (ميليون دلار)

              1985                             (ميليون دلار)

رتبه

232429

آلمان

101697

ژاپن

1

190735

ژاپن

79256

آلمان

2

189215

آمريكا

54514

آمريكا

3

97154

فرانسه

28357

فرانسه

4

93003

ايتاليا

25500

ايتاليا

5

84013

انگليس

23274

كانادا

6

58724

كانادا

20702

انگليس

7

56975

بلژيك

14177

بلژيك

8

42366

كره

11184

يوئد

9

40332

مكزيك

10543

هلند

10

40301

اسپانيا

10362

كره

11

35884

هلند

10308

سوئيس

12

30853

چين

6506

اسپانيا

13

29657

سوئيس

5887

اتريش

14

27761

تايوان

5818

تايوان

15

24898

سوئد

3708

سنگاپور

16

19719

اتريش

3612

برزيل

17

18214

سنگاپور

3378

فنلاند

18

12001

مالزي

2999

دانمارك

19

10926

برزيل

2940

هنگ كنگ

20

10675

جمهوري چك

1953

لهستان

21

10363

فنلاند

1395

نروژ

22

8534

دانمارك

1375

مكزيك

23

7801

پرتغال

1160

ايرلند

24

7772

مجارستان

1019

پرتغال

25

1380305

 

431624

مجموع 25 کشور اول

1444987

 

437990

جمع کل در جهان

96

 

99

سهم 25 کشور اول در کل جهان (درصد)

جدول شماره 8- صادر کنندگان محصولات مبتنی بر تکنولوژی بالا ، بر اساس ميزان صادرات

     1998                  (ميليون دلار)

                    1985                               (ميليون دلار)

رتبه

170513

آمريكا

41859

آمريكا

1985

109627

ژاپن

35731

ژاپن

2

83324

آلمان

21795

آلمان

3

68276

انگليس

13013

انگليس

4

58687

سنگاپور

12141

فرانسه

5

57025

فرانسه

7063

ايتاليا

6

36944

تايوان

5195

هلند

7

33930

هلند

4480

تايوان

8

32830

كره

4478

كانادا

9

30926

مالزي

4381

سوئيس

10

30518

چين

3879

سنگاپور

11

27579

مكزيك

3862

سوئد

12

23023

ايتاليا

3541

كره جنوبي

13

22801

ايرلند

2827

بلژيك

14

18358

سوئد

2269

هنگ‌كنگ

15

18106

كانادا

2123

ايرلند

16

18081

فيليپين

1464

اتريش

17

17331

سوئيس

1356

دانمارك

18

14897

بلژيك

1277

مالزي

19

12667

تايلند

1255

اسپانيا

20

9955

فنلاند

942

فلسطين

21

8696

اسپانيا

717

مكزيك

22

6519

اتريش

716

فنلاند

23

6247

فلسطين

665

لهستان

24

5810

دانمارك

599

برزيل

25

922661

 

177628

مجموع 25 کشور اول

652685

 

179380

جمع کل در جهان

97

 

99

سهم 25 کشور اول در کل جهان (درصد)

جدول شماره 9- صادرات ايران و جهان

درصد صادرات ايران در جهان1998

صادرات ايران در 1998

درصد رشد طی

98-1985

درصد در کل صادرات جهانی 1998

صادرات جهان در 1998

درصد در کل صادرات جهانی 1985

صادرات جهان در 1985

صنايع بر اساس تکنولوژی

20/0

1177

1/8

1/16

593812

9/20

215418

صنايع مبتنی بر مزيت طبيعي

11/0

733

2/10

8/18

694138

2/19

197376

صنايع با تکنولوژی پايين

08/0

1094

6/9

2/39

1444987

5/42

437990

صنايع با تکنولوژی متوسط

00/0

7/0

7/13

8/25

952682

4/17

179380

صنايع با تکنولو ژ ی بالا

 

- بيشترين نرخ رشد، متعلق به صنايع مبتنی بر تکنولوژی بالا است، و کشورهای در حال توسعه شرق آسيا نقش مهمی در اين افزايش ايفا نموده‌اند.

- سهم صنايع نوين، از کل صادرات جهانی هفده و چهار دهم درصد (4/17%) در سال 1985 به بيست و پنج و هشت دهم درصد (8/25%) در سال 1998 ، افزايش يافته است و اين در حالی است که، از سهم ساير بخشها علی‌الخصوص صنايع مبتنی بر مزيت طبيعی، کاسته شده است.

- کشورها يي که در هر چهار گروه محصولات صادراتی در سطح جهان در رده‌های بالا قرار دارند، از وضعيت پايدارتر، توان و قابليت توسعه بيشتری برخوردار هستند ، و اين امر نتيجه توجه جدی به توسعه صنعتی دانش‌محور است که باعث ارتقا و توسعه کاربرد فناوري‌های پيشرفته در سطح صنعت يک کشور می‌گردد.

- ذکر اين نکته ضروری است که صادرات کشورهای توانمند، در بخشهای مختلف توسط بنگاههای اقتصادی آنها صورت می‌پذيرد. به عبارت ديگر در صحنه رقابت صنعتی، بنگاههای اقتصادی با يکديگر رقابت می‌نمايند و نه دولتها، و وظيفه دولتها فراهم آوردن فضای کسب و کار جلوبرنده برای بنگاههای اقتصادی است.

- متأسفانه سهم ايران در صادرات صنايع نوين جهان تقريباً صفر است، و بيشترين سهم مربوط به صنايع با مزيت طبيعی، سپس صنايع با تکنولوژی پايين و پس از آن صنايع با تکنولوژی متوسط است. همين امر نشان دهنده عدم رشد تکنولوژيکی و دانش‌محوری صنايع کشور است.

- در خصوص صنايع نوين، و يا صنايع با تکنولوژی بالا، بحث نموديم و مشخص شد که اولويت اصلی در چشم‌انداز درازمدت، توجه جدی به توسعه و کاربرد صنايع نوين و ايجاد مزيت رقابتی در ايجاد و استفاده از اين صنايع است. اما در کنار توسعه اين صنايع، تجربه کشورهای صنعتی شده و در حال صنعتی شدن ، بخصوص کشورهايی که از منابع متنوع طبيعی و تنوع جمعيتی جغرافيايی مناسبی برخوردار هستند، نشان می‌دهد که برای رسيدن به اقتصاد مبتنی بر دانايی می‌بايد، صنايع مبتنی بر مزيتهای رقابتی طبيعی و صنايع ساخت تجهيزات سرمايه‌ای، که مزيت‌ساز زايش درونی قابليتهای فنی و مهندسی صنعت داخلی هستند، و همچنين صنايعی که در حال حاضر در کشور وجود دارد و سهم قابل توجه در ساختار اقتصادی بخش، به خود اختصاص داده‌اند، مانند صنايع غذايی و نساجی به عنوان بنيانهای صنعتی کشور، که آثار توسعه صنايع نوين بر آنها موجب پويايی و نوآوری می‌گردد، مستمراً از طريق اعمال سياستهای افقیGENERIC مناسب تقويت گردند. در کشورهايی چون آمريکا، کانادا و استراليا، با نگاهی به سری زمانی ساختار صادراتشان مشاهده می‌گردد که، به خوبی از مزيتهای طبيعی برای تجهيز منابع و دسترسی به بازارهای جهانی استفاده نموده‌اند. به طوري که هم اکنون آمريکا، رتبه اول در صادرات کالاهای مبتنی بر مزيت طبيعی را دارا است، و همچنين 10 صادرکننده اصلی اين محصولات در جهان، کشورهای صنعتی مي‌باشند، که نشانگر نقش تکنولوژی در توليد و صادرات اين محصولات است. نکته بسيار با اهميت آن است که شانس ورود به عرصه رهبری قيمت در پاره‌ای از اين گونه صنايع، در افقهای کنونی و آينده برای کشورهای در حال توسعه، بيش از دهه گذشته شده است.

نکته اساسی راجع به استراتژی ما در قبال صنايع با مزيت رقابتی طبيعی و صنايع موجود کشور، يادگيری تکنولوژی و توسعه آن می‌باشد. به عبارت ديگر هر چند از مرحله اشباع از لحاظ دوره عمر مي‌توان وارد اين صنعت شد، ولی می‌بايد اين نکته را مد نظر داشت، که اين ورود می‌بايد همراه با يادگيری و توسعه باشد، چرا که در غير اين صورت تکنولوژی ضعيف، وابستگی به خارج را تشديد می‌کند، و تکنولوژی گران وارداتی می‌تواند، خنثی کننده مزيت طبيعی باشد.

- بسياری از کشورها با استفاده از نيروی کار ارزان، به دنبال صنايع در مرحله اشباع و يا بلوغ می‌روند، تا علاوه بر يادگيری فرآيندهای موجود، انباشتهای سرمايه‌ای و مهارتی لازم برای ورود به صنايع پيشترفته‌تر را فراهم آورند. در غير اين صورت نخواهند توانست با کشورهای جديدالورود، علی‌الخصوص چين، به رقابت بپردازند. در دوره 1913 تا 1950، کشورهايي که از نظر منابع طبيعی ثروتمند بودند، همانند آمريکای لاتين، از رشد بالاتری نسبت به کشورهای فقير، چون ژاپن و جنوب شرق آسيا برخوردار بوده‌اند، اما در دوره 1970 به بعد کاملا ً برعکس شده است ، که يکی از دلايل اصلی آن انتخاب استراتژی متفاوت از سوی اين گونه کشورها بوده است، در حالي که کشورهای ثروتمند از نظر منابع طبيعی، با توجه به منابع موجود، به دنبال جايگزينی واردات بودند (کشورهايی چون کانادا، استراليا و اسکانديناوی از اين امر مسثتنا هستند.). کشورهايی چون ژاپن و کره با استفاده از ارزان‌تر شدن هزينه انتقال مواد وکالا، استراتژی توسعه صادرات را در پيش گرفتند. در استراتژی جايگزينی واردات، اقتصاد كشور به دنبال ايجاد يک ساختار کامل برای توليد تمامی کالاهای مورد نياز می‌باشد، در حالي که در استراتژی توسعه صادرات، برخی از صنايع به صورت هدفمند انتخاب می‌گردند، و تمامی تلاشها در صدد دسترسی به توان رقابتی در آن صنايع می‌باشد، و در اين تلاشها نوآوری و دسترسی به تکنولوژی روز عامل اساسی می‌باشد. (به طوري که هم اکنون صادرات صنايع مبتنی بر منابع طبيعی، در صدر قرار دارند.) به عبارت ديگر در اين رويکرد اين که چه کالا يي توليد شود مهم است، اما مهم‌تر چگونگی توليد آن کالا است. در اين خصوص مهم‌ترين عامل و در واقع شايستگی‌محوریcore competency تکنولوژی می‌باشد. به عنوان مثال می‌توان به صنايع پتروشيمی کشور اشاره نمود . هر چند استراتژی اين صنايع، هم اکنون توسعه ظرفيت و دسترسی به بازارهای جهانی است، اما بيشترين ارزش افزوده اين صنايع ، در بخش فرايندهای توليدی و تکنولوژی توليد می‌باشد، و اين صنعت می‌تواند با ايجاد شرايط لازم برای شکل‌گيری شرکتهای طراحی و خدمات مهندسی در بخش خصوصی، و از طريق خريد دانش فنیIP و تمرکز بر توان مهندسی و استفاده از ابزارهای جديدی که فناوری اطلاعات در خصوص کاهش هزينه از طريق شبيه‌سازی به ارمغان آورده است، در سطح بازارهای جهانی مطرح گردد. لذا می‌بايد تکنولوژی را به عنوان هسته مرکزی استراتژی توسعه صنعتی، در نظر گرفت. در خصوص صنايع کشور می‌بايد به طراحی و اجرای برنامه‌های راهبردی اجرايی، با محوريت تکنولوژی اقدام نمود.

اقتصادهای در حال توسعه می‌توانند، در شرايط حاضر، صنعتی رقابت ‌ پذير را ايجاد نمايند، و مشخص است که ايجاد اين توانمندی، نيازمند سياست صنعتی فراگير است. موفقيت اقتصادهای در حال توسعه‌ای که سياستهای مبتنی بر صادرات، به همراه سياستهای تکميلی برای ايجاد مهارت، توانمندي‌های تکنولوژيکی و حمايت از نهادسازی و دسترسی به منابع خارجی را در پيش گرفته‌اند، نشان می‌دهد که چنين استراتژيهايی بسيار سريع می‌توانند، وضعيت صنعتی را ارتقا دهند. پايه اساسی هر استراتژی چشم‌انداز ملی، توسعه صنعتی می‌باشد. چشم‌اندازی که مسير رسيدن به رقابت‌پذيری، به وسيله افزايش بهره‌وری از طريق ترکيب نوآوری و يادگيری را نشان دهد. اقتصادهای در حال توسعه، نيازمند انجام آينده‌نگری در ارتباط با صنايع موجود - نه برای حفظ وضعيت موجود آنها، بلکه برای رسيدن به پيشتازان اين صنايع - و همچنين در ارتباط با فعاليتهای صنعتی، که پتانسيل ايجاد مزيت رقابتی در آنها وجود دارد، هستند. نتيجه اين آينده‌نگری به صورت مجموعه منسجم و جامع، از سياستهای صنعتی خواهد بود، که دارای مشخصات ذيل می‌باشد:

- سياستها می‌بايد با توجه به سطح توسعه کشور تغيير نمايند. چرا که بازارها و نهادها پيچيده‌تر و کاراتر مي‌گردند و نياز به دخالتهای مستقيم کاهش می‌يابد.

- سياستهای توسعه صنعتی مي‌بايد پويا و سيستم‌مند باشد. هيچ استراتژيی نمی‌تواند موفق باشد مگر اين که سرمايه‌گذاری فيزيکی در توسعه ظرفيت، کاملاً با توسعه تکنولوژی، ايجاد مهارت، توانمندسازی خوشه‌ای و ساير سياستهای ناظر بر نوآوری و يادگيری همراه گردد.

- سياستها می‌بايد متناظر با مراحل يادگيری باشند، و بنابر اين مي‌بايد متناسب با هر مرحله تغيير نمايند، يعنی سياستهای مراحل کودکی در ايجاد توانمندی می‌بايد، با سياستهای مراحل رشد و بلوغ توسعه‌يافتگی، که فعاليتهای تحقيق و توسعه و نوآوری حياتی است متفاوت باشد.