7 مقدمه
با توجه به گزارشات منتشر شده در خصوص توسعه اقتصادی ، در سالهای اخير چالش اساسی چشمانداز تمامی اقتصادها ، مواجهه با پديده جهانی شدن است. اگر فرض شود که اقتصاد کشور ما نيز جهانی شدن ، و استفاده از فرصتهای موجود در آن را ، به عنوان چشمانداز توسعه اقتصادی ، مد نظر قرار داده است ، صنعت رقابتپذ يري ، نگاشت اين چشمانداز توسعه در حوزه صنعت کشور است. لازمه ايجاد چنين صنعتی در درجه نخست، توجه به فضای کسب و کار موجود در کشور است (از اين منظر ، هر عنصری که در فعاليتهای صنعت تأثيرگذار باشد ، عضوی از فضای کسب و کار است .) و لذا برای شناخت چالشها و راهکارهای حصول به صنعتی رقابتپذير، ناگزير به شناخت چالشهای موجود در فضای کسب و کار در کشور هستيم. بر اساس گزارش «چالشها و چشماندازهای توسعه صنعتی ايران» که توسط سازمان مديريت صنعتی تهيه گرديده است ، و به نقل از پايگاه اطلاعاتی EIU[1] ، شاخصهايی برای ارزيابی محيط کسب و کار کشورها ا ستخراج گرديده است. در گزارش مزبور ، کشورها به سه دسته تقسيم میگردند که اين تقسيمبندی ارتباط مستقيم با رقابتپذيری هر کشور دارد:
الف : کشورهايی با فضای کسب و کار پيش برنده: به اين معنا که برآيند عوامل مؤثر بر فعاليتهای صنعتی به صورت نيروی جلو برنده عمل مینمايد و هزينه ورود و فعاليت در صنعت کمتر از ساير گروهها میباشد.
ب : کشورهايی با فضای کسب و کار خنثی: برآيند عوامل مؤثر در صنعت در اين فضا ، نه جلو برنده و نه بازدارنده میباشد.
ج : کشورهايی با فضای کسب و کار بازدارنده: برآيند عوامل در اين فضا ، هزينهساز ميباشد .
و لذا هزينه ورود و انجام فعاليت کسب و کار بيشتر میباشد.
امتياز ايران بر اساس گزارش EIU سال 2002 مطابق جدول ذيل میباشد:
جدول شماره 1- رتبه ايران بين هفت كشور منطقه
|
رتبه، بين 7 کشور منطقه |
فضای کسب و کار |
امتياز |
امتياز |
عوامل مؤثر |
رديف |
|
|
2007-2003 |
2002- 1998 |
|||||
|
هفتم |
بازدارنده |
6/2 |
2 |
محيط سياسي |
1 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
4/4 |
8/3 |
محيط اقتصاد کلان |
2 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
1/3 |
1/3 |
فرصتهای بازار |
3 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
2 |
6/1 |
سياست در رابطه با شرکتهای خصوصی و رقابت |
4 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
2/2 |
5/1 |
سياست در رابطه با سرمايهگذاری خارجی |
5 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
5/2 |
5/1 |
تجارت خارجی و کنترل ارزی |
6 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
5/2 |
7/1 |
مالياتها |
7 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
2/2 |
3/1 |
تأمين مالی |
8 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
5/2 |
5/2 |
بازار کار |
9 |
|
|
هفتم |
بازدارنده |
5/2 |
2/2 |
زيرساختها |
10 |
کشورهای منطقه ، که ايران در مقايسه با آنان رتبهبندی شده است ، عبارتند از الجزاير، مصر، فلسطين اشغالی، نيجريه، عربستان سعودی و آفريقای جنوبی. حداکثر امتياز 10 و کمتر از 5 نشانگر حالت بازدارنده است. همانگونه که در جدول فوق مشاهده میگردد ، تمامی عوامل مؤثر فضای کسب و کار در ايران ، امتيازی کمتر از 4 دارند ، و مطابق پيشبينی تا سال 2007 ، اين امتياز بالاتر از 5 نخواهد بود و به اين معناست که فضای کسب و کار در کشور کاملا ً بازدارنده است، هر چند روند ، رو به بهبود است اما کشور نيازمند ادامه جدیتر اصلاح ساختار اقتصادی، و بهبود فضای کسب و کار به سمت ايجاد فضايی پيشبرنده میباشد.
شناسايی وضعيت فضای کسب و کار از دو جهت حائز اهميت میباشد ، نخست آن که مشخص میگردد که برای رسيدن به فضای کسب و کار پيشبرنده، نيازمند طراحی و اجرای مجموعهای از سياستها، در قالب برنامه استراتژی توسعه صنعتی و تکنولوژيکی هستيم.
ثانيا ً برنامه و سياستهای توسعه بخشهای پيشرو ان صنعت ، ميبايد متناسب با چنين فضايی طراحی گردد و نميتوان از مدلهای توسعه که در کشورهايی با فضای کسب و کار متفاوت با ما، ارائه شده است، استفاده نمود.
اين گزارش ، در صدد طراحی چشمانداز آينده صنعت ، در قالب معرفی چارچوب يک برنامه توسعه صنعتی است. يک برنامه توسعه صنعتی و تکنولوژی دارای سه سطح است:
1- سطح ملی
2- اولويتگذاری استراتژيک
3- برنامههای اجرايی و سياستهای خاص
در چارچوب ارائه شده ، سه نوع سياست تعريف میگردد:
الف : سياستهای کارکردیfunctional policies يا چارچوبگرا Framework ، که به معنای بهبود عوامل خاصی از فضای اقتصاد عمومی ، بدون ترجيح فعاليتهای خاص است.
ب : سياستهای افقیhorizontal policies يا به تعبيری سياستهای عام Generic ، که به معنای بهبود فعاليتهای منتخب در عرض بخشها (فعاليتهای مشترک مانند تحقيق و توسعه) است.
ج: سياستهای عمودیvertical policies که به معنای هدفگذاری صنعتی آشکار است.
سياستهای عمودی ناظر بر توسعه بخشهای پيشرو صنعتی و يا بخشهايی که اهميت بالفعل (و نه لزوماً استراتژيک و نهايی) دارند، در يک اقتصاد است و در نتيجه جنبههايی از سياستهای کارکردی و افقی را شامل میشود.
مراحل برنامه توسعه صنعتی و اقتصادی ، در چارچوب سياستهای مذکور را میتوان ، به شرح ذيل تقسيمبندی نمود:
1- سطح ملی: شامل تعيين استراتژی کلان و هدفهای ملی و اجرای سياستهای کارکردی - چارچوبی، مانند بهبود بازارهای سرمايه و کار و ... است.
2- اولويتگذاری استراتژيک: اولويتگذاری استراتژيک در صنعت و تکنولوژی و فعاليتهای هماهنگ کننده، شامل اولويتهای افقی (مانند تشويق جذب و اشاعه تکنولوژی، تحقيق و توسعه در سطح ملی، زيرساخت تکنولوژی و توسعه نيروی انسانی) و اولويتهای عمودی (مانند فعاليتهای توسعه تکنولوژی در حوزههای خاص و تکنولوژيهای ژنريک) میباشد.
3- برنامههای اجرايی و سياستهای خاص: شامل ايجاد پورتفوليويی از برنامهها و سياستهای اجرايی منسجم و سازگار، در خصوص توسعه بخشهای پيشرو رقابتپذير و بهبود بخشهای با اهميت موجود در صنعت است.
در ادامه ابتدا به بررسی استراتژيهای موفق در جهان میپردازيم ، و مروری بر استراتژی توسعه صنعتی و تکنولوژی ايران، طی دورههای اخير خواهيم داشت، و با بررسی عملکرد رقابتپذيری صنعتی در جهان و ايران، و با توجه به منحنی عمر صنعت و مزيتهای رقابتی و طبيعی، در صدد معرفی بخشهايی از صنعت، که توان رقابتی بيشتری خواهند داشت میپردازيم، و چالشها و راهبردهای اساسی بخش را ارائه خواهيم نمود.