7 1- معيارها و شاخصهاي توسعه
معيارها و شاخصهاي زير به عنوان معيارهايي از توسعه مناسب، مورد قبول همگان در سطح جهاني است:
- تأمين مخارج معيشتي خانوارها در زمينه نيازهاي اساسي از جمله غذا، پوشاك، مسكن، بهداشت و درمان و ساير موارد
- وجود كار براي سرپرستان خانوار
- افزايش دسترسي عموم به آموزش و ازدياد نرخ باسوادي در جامعه
- افزايش مشاركت عموم افراد در اداره جامعه و حكومت
- استقلال ملي به مفهوم عدم تأثيرپذيري ساير دولتها، بر تصميمات دولت ملي از تصميمات ساير دولتها
در اين راستا تحقق اهداف اقتصادي، از اولويت برخوردار ميگردد. زيرا در اين صورت است كه سوء تغذيه، بيكاري و نابرابري درآمدها و نرخ بيسوادي و سوء بهداشت و غيره كاهش مييابد، و پس از اين مرحله است كه اهداف اجتماعي، فرهنگي و سياسي اهميت مييابند. دستيابي به نوعي از نظم، ثبات و تعادل پايدار سياسي و اجتماعي، هدف بلندمدت توسعه خواهد بود.
ميردال Gunar Myrdal ، شاخصهاي ديگري را براي ارزيابي توسعه مد نظر قرار ميدهد، از جمله:
الف: خردگرايي
ب: توسعه دانش و اجراي مؤثر برنامهريزي توسعه
ج: افزايش بهرهوري
د: ارتقاي سطح زندگي
هـ: برابري اقتصادي و اجتماعي
و: بهبود نهادها و رفتارها و عادات و رسوم
ز: استحكام و قوام مالي
ح: استقلال ملي
ط: دموكراسي به طور ريشهاي و گسترده در سطح جامعه
ي: انضباط اجتماعي
پال استريتن Paul Streeten از نظريه پردازان تجزيه و تحليل مسائل رفاه عمومي، توسعه را به مفهوم نوگرايي و مدرن شدن ميداند. مدرن شدن از نظر او به معني تغيير زندگي و تغيير خود انسان ميباشد. توسعه از نظر او بهبود ابعاد مرتبط به هم ، سطح و ميزان محصول و درآمد ملي، شرايط توليد، سطح زندگي (تغذيه، مسكن، بهداشت و آموزش)، شرايط و محيط كار، نهادها و سياستها ميباشد. نظريه توسعه استريتن امروزه به «نگرش به توسعه از بعد نيازهاي اساسي» معروف است. شايان ذكر است كه بر خلاف نظريه استريتن، فرايند توسعه ، مترادف با رشد اقتصادي نيست. زيرا صرف افزايش توليد ناخالص ملي ، سرانه به معني عدم وجود نابرابري درآمدها نميباشد.