3  2- تصوير جامعه آرماني در قانون اساسي و مراحل رشد

1-2- ويژگي‌هاي جامعه آرماني مستنبط از قانون اساسي

جامعه آرماني مورد نظر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، جامعه‌اي است كه در آن بر پايه اصول اساسي اسلام ، كرامت و آزادگي انسان حفظ و شرايط رشد او در حركت به سوي نظام الهي فراهم آمده است. در چنين جامعه‌اي ، اقتصاد، وسيله است و رفع نيازهاي انسان در جريان رشد و تكامل او ، در جهت تحكيم بنيادهاي اقتصادي ، اصل مورد توجه مي‌باشد.

خصوصيات اساسي جامعه مورد بحث در قانون اساسي ، به شرح زير است:

- استقلال سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي

- آزادي به منزله عامل تحقق استقلال و استعدادهاي ملي

- وجود عدالت اجتماعي و نبودن فقر و محروميت

- تأمين نيازهاي انساني در جريان رشد و تكامل او

- بالندگي توليد و اشتغال كامل مولد

استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي

الزامات استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي عبارتند از:

الف:  ثبات سياسي و نظم حقوقي و نهادي معط وف به توسعه اقتصادي رقابتي ، آزاد و متكي به مشاركت عامه

ب:    توان داخلي براي گسترش مناسب ظرفيتهاي توليدي ، با توجه به ملاحظات اقتصادي

ج:    توان سازماندهي اقتصادي مؤثر، به ويژه در روابط بين‌المللي براي تأمين بهتر منافع ملي[1]

د:     توان توسعه علوم ، فناوري و استفاده مؤثر از فناوري ICT و ساير فناوري‌هاي آينده‌دار

هـ:   توان تأمين و نگه‌داشت سرمايه انساني

و:     تأمين مطمئن و اقتصادي كالاها و خدمات مورد نياز جامعه رو به رشد ايران ، از طريق پيوستگي معقول با دنياي خارج

ز:     برخورداري از توان دفاعي براي حفظ استقلال سياسي و تماميت ارضي

آزادي به منزله عامل تحقق استقلال و استعدادهاي ملي

الف:  تأمين آزاديهاي سياسي و اجتماعي، در حدود قانون

ب :    مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش

ج:    ممنوعيت تفتيش عقايد و عدم مؤاخذه و تعرض به افراد ، به صرف عقيده‌اي خاص

د:     تأمين آزادي احزاب، جمعيتها، انجمنهاي سياسي، صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده ، در چارچوب اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و قانون اساسي جمهوري اسلامي

هـ:   رعايت آزادي انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به كاري معين و جلوگيري از بهره‌كشي از كار ديگري

وجود عدالت اجتماعي و نبودن فقر و محروميت

ويژگي‌هاي عدالت اجتماعي و رفع فقر و محروميت ، عبارتند از:

الف:  برابري فرصتها و امكانات در دستيابي به آموزش ، اشتغال ، سرمايه و ابزار كار براي همه

ب:    تأمين حداقل قابل قبول نيازهاي اساسي مردم

ج:    كاهش تفاوتهاي بين درآمد و ثروت به حداقل ممكن، و متناسب با توسعه سالم اقتصادي - اجتماعي

د:     تعادل نسبي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بين مناطق و استانهاي كشور

تأمين نيازهاي انسان در جريان رشد و تكامل

نيازهاي انسان در جريان رشد و تكامل ، آنچنان كه در قانون اساسي آمده است ، مشتمل بر دو گروه نيازهاي فردي و نيازهاي اجتماعي است.

الف:  نيازهاي فردي شامل:

       خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، تشكيل خانواده، شغل، ماليكت مشروع، حق دادخواهي قانوني و فرصت براي خودسازي معنوي، سياسي، اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت و ابتكار

ب:    نيازهاي اجتماعي شامل:

       فرهنگ متعالي، تأمين اجتماعي، امنيت قضايي، توان دفاعي، فناوري پيشرفته و محيط زيست سالم

بالندگي توليد و اشتغال كامل مولد

رشد مستمر توليد در تمامي شرايط ، از ضروريات توسعه است. چنين رشدي بايد داراي ويژگي‌هاي ذيل باشد:

الف:  اقتصادي مولد ، بر اساس دانش پايه و رقابتي

ب:    استفاده از سياستهاي مناسب و فناوري اطلاعاتي IT و مشاركت فعال نيروي كار جامعه در ايجاد رشد

ج:    فراهم كردن موجبات ارتقا ي سرمايه اجتماعي و انساني كشور ، در جريان رشد و بهبود توان توسعه فناوري

د:     توسعه و ساماندهي نهادهاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ، به منظور تحقق رشد مستمر، با توجه به تحولات جهاني

هـ:   استفاده حداكثر از امكانات بين‌المللي و سازمانهاي مربوطه و بازارهاي جهاني در مسير رشد اقتصادي

2-2- مراحل رشد در راستاي جامعه آرماني در افق چشم‌انداز

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، در اصل چهل و سوم ، به «رعايت ضرورتهاي حاكم بر برنامه‌ريزي عمومي اقتصاد كشور ، در هر يك از مراحل رشد» اشاره نموده است.

مراحل رشد را مي‌توان از ديدگاه تاريخي ، مورد تجزيه و تحليل قرار داد. در اين ديدگاه ، دوره‌هاي طولاني تاريخي ، هر يك داراي خصايصي معين هستند و مثلاً با استفاده از معيار فناوري در دسترس جامعه، مي‌توان مراحل مختلف رشد را معين نمود:

دوران قبل از ماشين بخار، دوران انقلاب صنعتي اول (ماشين بخار تا استفاده از انرژي اتمي)، دوران اتم، دوران ميكروپروسسورها و ... از طرف ديگر بر اساس توليد غالب جامعه ، مي‌توان از دورانهاي تاريخي كشاورزي (موج اول)، صنعت (موج دوم) و انفورماتيك (موج سوم) سخن گفت، و يا بر اساس تلفيق معيارهاي توليد و فناوري ، مي‌توان از دوران پيش از خيز، دوران خيز اقتصادي، دوران حركت به سوي بلوغ و عصر مصرف انبوه ياد كرد.

اين ديدگاهها فقط تا آنجا مفيد فايده است كه دوران تاريخ فعلي جامعه بشري و در درون آن ، وضعيت هر يك از جوامع را روشن سازد، هر چند در اين زمينه، حصول اتفاق نظر مشكل است، ولي به هر حال ، هيچ جامعه‌اي به طور منفرد و جداي از تحول كلي جامعه بشري قابل بررسي نيست.

جهان امروز جهاني است كه در آن:

- انسان به مرزهاي بسيار والاي علوم و فناوري دست يافته است.

- مباني علوم و فناوري در انحصار كشورهاي خاصي است.

- بدون دسترسي مستمر به علوم و فناوري پيشرفته ، امكان سازندگي با دوام و شكوفايي اقتصادي و اجتماعي ، بعيد به نظر مي‌رسد.

- وابستگي‌هاي جهاني نه تنها ا جتناب ‌ناپذير است، بلكه براي رشد و تعالي اقتصادي ، يك اصل است.

- كشورهاي كم تر توسعه يافته امروز ، مي‌توانند با اتخاذ استراتژيها و برنامه‌ريزي‌هاي مناسب و صحيح ، متكي بر استفاده از امكانات خويش و دست ا وردهاي انساني عصر حاضر ، فقر و محروميت را از جوامع خود ، ريشه‌‌كن سازند، بدون آن كه استقلال خود را فدا نمايند.

ايران امروز، جامعه‌اي است كه در آن:

- فناوري در دسترس جامعه علي‌رغم پيشرفتهاي محسوس آن، در سطحي پايين قرار دارد.

- وجود منابع غني نفت و گاز، امكان مالي دسترسي به دستاوردهاي پيشرفته جهان امروز را براي جامعه فراهم آورده است.

- استقلال سياسي حاصل آمده و مي‌تواند، پايه تنظيم و اجراي برنامه‌هاي مناسب توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور قرار گيرد.

- حداقلي از نيروي انساني متخصص ، جهت اجراي برنامه‌هاي توسعه و گسترش توان علمي و فناوري در جامعه وجود دارد.

به نظر مي‌رسد كه مراحل رشد مورد اشاره در قانون اساسي، در مقايسه با دورانهاي تاريخي تحول جوامع، مراحلي كوتاه‌مدت‌تر از دورانهاي مورد بحث است، با هدف كلي ترسيم فرازهاي حركت از وضعيت فعلي، به وضعيت آرماني در بطن نظام جهاني كنوني.



1- منافع ملي جمهوري اسلامي ايران را در جهان متحول كنوني، به گونه‌هاي مختلفي مي‌توان تعريف كرد:

(1) تماميت ارضي و تأمين امنيت، (2) رفاه و رونق و توسعه اقتصادي، (3) پايداري و پويايي ارزشهاي ملي، (4) نظم منطقه‌اي و جهاني مورد نظر