3   1- محورهاي اساسي و ديدمان چشم‌انداز

تجربيات دو دهه آخر قرن بيستم نشانگر تحول اساسي در مفهوم توسعه بود، كه چگونگي آن در الگوي توسعه پايدار تجلي يافته است. در دو دهه مزبور و در آغاز قرن بيستم، در عين تشديد رقابتها، گسترش بازارها، رواج فناوري‌هاي برتر، و ايجاد ساختارهاي جديد مديريتي مبتني بر تشخيص چالشها و بهره‌گيري از فرصتها در سطح بين‌المللي، روندهاي پيوستگيها در سطوح منطقه‌اي و جهاني جايگاه خاص يافته‌اند.

در ديدگاه الگوي توسعه پايدار، پيوستگي ابعاد اقتصادي، اجتماعي سياسي و محيط زيستي، در سطح منطقه‌اي و بين‌المللي در حال گسترش است. با چنين واقعيتهايي، جهت‌گيريهاي توسعه‌اي ملي مي‌بايست كل‌نگر، همه‌سو‌نگر، برون‌نگر (منطقه‌اي و جهاني) و آينده‌نگر باشد.

ايران، با قرار گرفتن در منطقه‌اي حساس و استراتژيك در جهان، و برخورداري از منابع طبيعي و انساني سرشار، در چشم‌انداز آينده خود در معرض انتخابها و گزينه‌هاي مختلفي قرار دارد كه هر يك از آنها طبعاً چالش متفاوتي را دربر دارد.

بهره‌برداري از فرصتها و مقابله با تهديدهاي احتمالي موجود در اين چالشها متضمن الزامها و اتخاذ راهبردهايي است كه بتواند اقتصاد و جامعه ايران را در مسيري هموار و در راستاي تحقق اهداف آرماني كشور در افق چشم‌انداز با تكيه بر محورهاي اساسي زير به پيش براند. اين محورها در واقع چالشهاي پيش روي كشور هستند، كه اگر به نحو مطلوب به آنها پرداخته نشود در آينده به تهديدهاي اساسي در تمامي زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مبدل خواهند شد.

       1-    رشد مستمر و پايدار

       2-    توسعه مبتني بر دانايي

       3-    تعامل فعال با اقتصاد جهاني

       4-    رقابت‌پذيري اقتصاد

       5-    امنيت انساني و عدالت اجتماعي

       6-    امنيت ملي

       7-    ارتقاي كيفيت سطح زندگي

       8-    محيط زيست و توسعه پايدار

       9-    توسعه فرهنگي

       10-  توسعه مديريت دولت Governance

       11-  امنيت و توسعه قضايي

       12-  تعادل و توازن منطقه‌اي كشور بر اساس موازين آمايش سرزمين

با ملاحظه محورهاي اساسي فوق در پي‌ريزي ساختارها و كاركردهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي كشور، مي‌توان برآيند و كاركردهاي توسعه‌اي از جامعه انتظار داشت، كه ديدمان چشم‌انداز بلندمدت ايران در افق 1404، «توسعه پايدار ملي با رويكرد جهاني» نامگذاري شود.